بمان مادر...
در وضعیتی که جو غالب اپوزیسیون خارج از کشور جو ایراناینترنشنالی است و بسیاری از تریبوندارها با جانی کودککشی همدلاند، داریوش باز مسئولانه و شجاعانه ثابت کرد که یاور همیشه مومن ایران است و خط قرمزش بیشتر شدن درد و رنج مردم است.
در وضعیتی که جو غالب اپوزیسیون خارج از کشور جو ایراناینترنشنالی است و بسیاری از تریبوندارها با جانی کودککشی همدلاند، داریوش باز مسئولانه و شجاعانه ثابت کرد که یاور همیشه مومن ایران است و خط قرمزش بیشتر شدن درد و رنج مردم است.
جهان عجیبی داریم. روزنامهنگاری در واشنگتن، صبح بلند میشود، به هزاران کیلومتر آنطرفتر فکر میکند؛ به اینکه اصلیترین و استراتژیکترین شریک خاورمیانهای آمریکا مشغول نسلکشی و آواره کردن میلیونها آدم است و او هیچ کاری از دستش بر نمیآید. از اینکه هیچ کاری از دستش بر نمیآید و جریان اصلی رسانه هم مشغول خونشویی و زدودن کثافت از چهره نتانیاهواند دچار استیصال شده و برای برونرفت از این استیصال به خشونت علیه خود دست و دست چپش را جلوی کاخ سفید آتش میزند.
ما باید خط قرمزی برای خود داشته باشیم و چه خط قرمزی مهمتر و غیرقابل گذشتتر از جان انسانهای بیگناه؟ واقعاً ما را چه افتاده است که از آواره شدن انسانها و کشته شدن بچهها ککمان نمیگزد و حتی به خیال اینکه به دشمن ضربهای خورده، بساط شادی پهن میکنیم. آنچه جهان امروز و هر روز بیش از سیاستورزی و موضعگیری سیاسی به آن نیاز دارد شفقت است.
ایمنی معدنچیان نهفقط به سمت بهتر شدن که بسامد اتفاقات دهشتناک مانند طبس نشان میدهد به سمت بدتری رفتهایم. دلایل جزیی و کارشناسیاش را اهل فن میداند، یکی از دلایل کلی و عمدهاش همین است که ما فقط به نالیدن عادت کردهایم.
آدم بزرگیست و عجیب. بزرگ چون کارهای بزرگ کرده؛ چه در شأن یک هنرمند، چه در مقام یک مدیر فرهنگی و این احتمالاً بزرگترین پارادوکس زندگی اوست.
آقای عشقی بهعنوان بالاترین مدیری که قرار بود فوری و فوتی مسئله بورس را حل کند با اضافه کردن مسئلهای بزرگتر این بازار را ترک میکند، بیآنکه ذرهای اوضاع بورس در این سه سال و اندی درست شده باشد. آقای مجید عشقی با آن شمایل تراز مدیران دولتی در پاسخ به انتقادات فراوانی که نسبت به وام قرضالحسنه میلیاردی که به خودشان و اعضای هیئترئیسه بورس اعطا کردهاند دو نکته میگویند که جای تأمل بسیار دارد.
همه جای دنیا معضل ارتباط نیروهای امنیتی با مردم وجود دارد. بخش عمده این معضل به دلیل ماهیت خشن این شغل و سروکار داشتن مدام با آدمهای خشن است. گویی الگوی برخورد پلیس با متهمان خشن در همه دیگر برخوردها تعمیم پیدا میکند. مورد کشور ما ویژهتر است.
حسین علیزاده تراز هنر است و شمایل آرمانی یک هنرمند. اگر به تعداد انگشتان یک دست قرار باشد آیکونی از تاریخ هنر جغرافیای فرهنگی ایران ساخته شود، حتماً و حتماً یکی از آنها حسین علیزاده است. امروز او ۷۳ ساله میشود و آدمی غبطه میخورد که چنین با شکوه، به اندازه و همیشه در صدر میشد زیست.
از قدیم گفتهاند که ما بنیآدم، بنده عادتیم. ما هم عادت کردهایم به خیلی از چیزها که برای دیگر مردمانی نهفقط عادت نیست که مایه حیرت است. یکی از آنها همین وزارت عریض و طویلی است که هر چهار سال یکبار مدیر فرهنگیای در صدر آن قرار میگیرد و مشخص میکند که دولت با امکانات بسیار زیادش به نفع چه تفکر و ایدئولوژیای در فرهنگ مداخله کند، کدام فکر و اندیشه را مسدود کند و کدامیک را بر صدر نشاند و بودجههایش را خرج آن کند.