علی ورامینی

علی ورامینی

دبیر گروه فرهنگ

مقالات
  • پس هر روز مَردی را کُشَم.../درباره ناکارآمدی برخورد سلبی با حوزه فرهنگ

    پس هر روز مَردی را کُشَم.../درباره ناکارآمدی برخورد سلبی با حوزه فرهنگ

    سوای بحث مواجهه کاملاً قهری با تتلو از منظر فرهنگی، که حتی باعث می‌شود بی‌شمار طرفدارانش از سر کینه با دلیل و عامل حکم برخیزند، این رویکرد از منظر سیاسی هم بسیار عجیب است. به احتمال بسیار زیاد این حکم در نهایت با دخالت عقلای مملکت اجرا نخواهد شد ولی اعلام آن در وضعیتی که جنگ رسانه‌ای همه‌جانبه در سطح بین‌المللی علیه ساختار سیاسی ایران وجود دارد تا ایران را درگیر جنگ همه‌جانبه کنند، مایه شگفتی است.

  • این ملت حسود...

    این ملت حسود...

    سفر آقای دبیری که احتمالاً یکی از گرانترین سفرهای جهان است کاری غیرهمدلانه و دور از مصلحت برای مقامی بلندپایه بود.

  • از تناقض‌های ما/ در نقد رفتارشناسی جامعه ایران در ایام نوروز

    از تناقض‌های ما/ در نقد رفتارشناسی جامعه ایران در ایام نوروز

    جامعه انگار منتظر خبر اتفاق هولناکی است که هنوز نیفتاده. «جامعۀ در تعلیق» شاید وصف‌الحال مناسبی از امروز جامعه ایرانی باشد؛ جامعه‌ای که نمی‌تواند برای چند ماه آینده خود هم برنامه‌ریزی کند؛ جامعه‌ای که همه مردمانش هر آئینه باید که قیمت طلا و دلار را چک کنند تا ببینند که با سفره خود چندچند هستند.

  • حق طبیعت و مسئولیت در برابر طبیعت

    حق طبیعت و مسئولیت در برابر طبیعت

    همه ما مردم حق استفاده از طبیعت را باید داشته باشیم؛ حق دسترسی به کوه، جنگل، دریا و دشتی که متعلق به همه است و هیچ کسی نباید این حق را محدود کند. در برابر این حق مانند هر حق دیگری اما مسئولیتی هم داریم؛ مسئولیت اینکه اگر آن را زیباتر نمی‌کنیم لااقل زشت‌ترش نکنیم.

  • پاییز، زمستان و دوباره زمستان...

    پاییز، زمستان و دوباره زمستان...

    خیال هر دردی از خود درد دردناکتر است. چه وقت‌ها که از خوف غم در عین غم افتادیم و در پی هستی به عدم فرو رفتیم. این قول درباره هر رنج و دردی صادق باشد، در نسبت با مرگ عزیز چنین نیست. مرگ عزیز کمرشکن‌تر از خیالش است.

  • اینجا ته ایران است

    اینجا ته ایران است

    ساعت‌های موبایل نیم ساعت جلو رفت؛ به وقت دُبی، به محض رسیدن به جزیره ابوموسی، آخر ایران. این اولین مواجهه ما با جزیره‌ای بود که پیش از این برایم مرموز و ناشناخته بود و البته تا انتهای اقامت هم ناشناخته ماند.

  • جاده بد را خوب برانیم/درباره پویشی که در آستانه نوروز راه افتاده است

    جاده بد را خوب برانیم/درباره پویشی که در آستانه نوروز راه افتاده است

    یادم به دوستی افتاد که در اتوبوس ناایمنی در جاده‌ای بد و با راننده‌ای ناشی از تصادفی جان سالم به در برد که چند عزیز در آن متاسفانه از بین رفتند. او تنها کاری که در آن وضعیت همه‌چیزخراب از دستش بر می‌آمد بستن کمربند بود و همان او را نجات داد. بله، ماشین بد و جاده بد را می‌توان خوب رانندگی کرد.

  • این صبر تا به کی؟ درباره انتظار دولتمردان از شهروندان

    این صبر تا به کی؟ درباره انتظار دولتمردان از شهروندان

    آدمی به چیزی می‌تواند صبر داشته باشد که امیدی به بهبود آن داشته باشد. ‌ای‌کاش رئیس‌جمهور هم روزی به جای «باید چنین شود و چنان» بیاید بگوید که از این وضعیت همیشه در اضطراب بالاخره با چه روزی و با چه راهکاری بیرون خواهیم رفت؟

  • مسئله زبان است نه زن

    مسئله زبان است نه زن

    ویدئوی منتشرشده از خانم مدیر شرکتی خارجی، یکی از مسائل و در واقع معضلات کسب‌‌وکارهای جدید را به سطح عموم آورده است.معضل زبان رایج‌شده میان اجتماع استارتاپی و بازاریان نو، که نه فارسی است و نه انگلیسی. چیزی شبیه چت کردن نوجوانان با هم‌دیگر.

  • پدری که پدر نیست/اکتای براهنی از «پیرپسر» و  سینمای روشنفکری می‌‏گوید

    پدری که پدر نیست/اکتای براهنی از «پیرپسر» و سینمای روشنفکری می‌‏گوید

    من قصد داشتم فیگورهای تاریخ معاصر را با یکدیگر روبه‌‏رو کنم و به تصویر بکشم. اگر امروز به روشنفکران عرصه‏‌های گوناگون نگاه کنید، می‌‏بینید که برخی به هم‏‌صنفان خود انتقاد می‏‌کنند. این جریان انتقاد و بحث آزاد، انواع و اقسام سطوح و دسته‌‏های روشنفکری را به وجود آورده است