دیپلماسی هیستریونیک/ به بهانه جملهای در مصاحبه اخیر علیاکبر صالحی
سیاست خارجیِ بالغ، نیازی به فریاد ندارد؛ چراکه وزن کلماتش، خود گویای همهچیز است. ما به جای حرافی، نیازمند واقعبینی و به جای رجزخوانی، نیازمند دیپلماسی هوشمند هستیم.
سیاست خارجیِ بالغ، نیازی به فریاد ندارد؛ چراکه وزن کلماتش، خود گویای همهچیز است. ما به جای حرافی، نیازمند واقعبینی و به جای رجزخوانی، نیازمند دیپلماسی هوشمند هستیم.
«در ایران رژیمی است که من با آن مخالفم، اما هر ضربهای که به آن بزنم، ضربهای به ایران است و من این را نمیخواهم.» این دوگانه را که مرحوم ابراهیم نبوی در مصاحبهای مطرح کرده بود، وضعیتی است که امروز گریبان بسیاری از ما را گرفته است.
تئاتر سیاسی دونالد ترامپ، با ترکیبی از اظهارات متناقض و نمایشهای رسانهای، بار دیگر این پرسش را پیش روی ما قرار میدهد که دستگاه دیپلماسی ایران تا چه زمانی میخواهد در نقش یک بازیگر منفعل و هیجانزده باقی بماند؟
گزارشها مبنی بر قصد احتمالی برای تغییر نام رسمی «خلیجفارس» در اسناد دولتی ایالات متحده، همزمان با سفر دونالد ترامپ به منطقه، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. پیش از آنکه او در این قمارِ بالقوه پرهزینه، روی سودی اندک شرطبندی کند، توجه او و کسانی که در این سودا شریکاند را به چند نکته باید جلب کرد.
درحالیکه ایران با چالشهای عمیق اقتصادی، مصائب سیاسی در منطقه و اظهارنظرهای قومگرایانه در داخل، دستوپنجه نرم میکند، گویی بحثی حساس و تا حدی غیرمنتظره در محافل سیاسی کشور در حال شکلگیری است: فدرالیسم. تعاریف فدرالیسم، نظام حکومتی را ترسیم میکنند که در آن قدرت میان دولت مرکزی و واحدهای سیاسی کوچکتر تقسیم میشود؛