چشم «ریاض» به آینده هنر
بهتازگی دولت عربستان تصمیم گرفته تا شهر ریاض که در ظاهر هیچ خطوربطی با دنیای هنر ندارد، میزبان رویدادهای بزرگ حوزه هنرهای تجسمی باشد
بهتازگی دولت عربستان تصمیم گرفته تا شهر ریاض که در ظاهر هیچ خطوربطی با دنیای هنر ندارد، میزبان رویدادهای بزرگ حوزه هنرهای تجسمی باشد
نفت بهجای آنکه توسعه بیافریند، حکومتها را ثروتمند اما بیمسئولیت کرده؛ باعث شده جامعه، خاموش و بیمصرف شود. در چنین شرایطی نهادهای مردمسالاری شکل نمیگیرند. فرهنگِ بومی نابود و «نفتی» میشود.
سالیانسال است که مشتی از فیلمها و سریالهای بهاصطلاح ضدصهیونیستی در ایران تولید میشود، اما واقعیت این است که اثرگذاری و کیفیت آنها بهقدری پایین است که نهتنها برد برونمرزی چندانی ندارند بلکه توجه مخاطبان ایرانی را هم بهخوبی جلب نکردهاند.
بهتازگی مدیران فرهنگی کشور عراق، خبر از احتمال ویرانی بناهای باستانی این کشور دادهاند. اما اینبار، نه پای داعش در میان است، نه سوداگران؛ حرف از شرایط بد اقلیمی است و خاک عامل اصلی است.
شاید بتوان گوش جان را تیز کرد تا پژواک صدای پیر خردمند غزه را از دل ویرانیهای این روزهای خاستگاهش شنید. صدای فقیهی که درد دلاش را به نظم درمیآورد؛ شاعری که با ابیات شاهکارش نهتنها در جهان عرب، بلکه در میان شاعران پارسیگو هم محبوب بود.
خاستگاه موسیقی «رای» بیشازآنکه ریشه در فرهنگ عربی داشته باشد، به فرهنگ آمازیغی برمیگردد؛ آمازیغها یا همان «بربر»ها، گروهی از ساکنان بومی و کهن شمال آفریقا هستند که زبان، آداب، رسوم و اسطورههای خودشان را داشتند و پس از نفوذ اسلام به شمال آفریقا، مسلمان و پذیرای فرهنگ عربی شدند.
ادبیات عصر جاهلی، تنها ابزار هنرپروری برای اقوام صحرانشین بوده است. شعر، راهی برای تخلیه احساسات زیباشناختی مردمانی بوده که در صحرا زندگی میکردند. عربها راهی جز این نداشتند که به شعر پناه ببرند.
ناماش به موبدان آتشکدهها میماند؛ «آذرتاش آذرنوش.» این نام اما متعلق به یکی از شناختهشدهترین اساتید ادبیات عرب بود؛ میراثی که آذرتاش آذرنوش از خود بهجای گذاشت، افزون بر انبوهی از تألیفات درباره ادبیات عرب، کتابی دوجلدی با عنوان «آموزش زبان عربی ۱ و ۲» بود.
«شیخ علیش» عمری را در زهد و تقوا بهسر میبرد، از تقوا هم آنسوتر؛ موی سر خود را میتراشید و آه در بساط نمیگذاشت بماند. همه عمرش در عزلتنشینی و عبادت خدا بهسر میرفت. حتی بهسان چهارپایان علف میخورد. از هیچچیز و هیچکس توقعی نداشت. هرآنچه داشت را وقت امور خیریه میکرد و خودش درنهایت پرهیزکاری از هر گناه و معصیتی، عمر میگذراند تا بالاخره از دنیا رفت.
رسانههایی مانند شبکههای اجتماعی، تلویزیون، پادکستها و روزنامهها میتوانند خبرهای زجر فلسطینیان را منتقل کنند؛ اما خبرها همیشه منقضی میشوند.