بحران اصلی فهم مسئله است
آنچه امروز با آن مواجه هستیم، صرفاً انباشت تاریخی بحرانها، تعارضهای حلنشده و بنبستهای ساختاری نیست. مسئله بهنوعی عمیقتر از اینهاست. در این بحرانهای واقعی با پدیدهای ذهنی- سیاسی روبهرو هستیم که وجهی خطرناکتر از بحران را نمایان میسازد: توهم قابلیت حکمرانی یک فرد از خانواده سلطنتی سابق با امید بستن بخشی از جامعه به او بیآنکه این امید بر تحلیل واقعگرایانه، برنامه روشن یا فهمی نهادی از سیاست استوار باشد.