سگی در لباس پلیس یا گرگی در پوست میش
چه اتفاقی افتاده است که در دانشگاهی که هر سال هزار هزار نخبه در آرزویش شب و روز میگذرانند یک سگ موفق به پوشیدن لباس فارغالتحصیلی میشود؟
چه اتفاقی افتاده است که در دانشگاهی که هر سال هزار هزار نخبه در آرزویش شب و روز میگذرانند یک سگ موفق به پوشیدن لباس فارغالتحصیلی میشود؟
روی سخنم با ادمین اینستاگرامی آقای قاسمیان است. خواهشم این است که بعد از آزادی، همین بیانیهای که نوشتید را به ایشان هم بدهید و ازشان بخواهید که منبعد جداً از انتشار محتوای تحریکآمیز خودداری کنند.
از روزنامه زنگ زدند که برایت نامه رسیده. دور بودم. کار داشتم. دستم بند بود. اما مثل آتشنشانی که سوی آتش میرود تو بخوان مجنون تشنه به لیلی خودم را به روزنامه رساندم. نامه را گرفتم و با شوق بازش کردم. سطر سطرش چنان به جانم نشست که نگو و نپرس.
یک عمر توی گوش ما کردند که در غرب کسی پنهانکاری ندارد و زیر و روی مردم یکی است.
زمین بینمک شد. بهتر است بگویم «سباستیائو سالگادو» عکاس برزیلی در ۸۱ سالگی چشم از جهان فروبست. چشمی که عالم شانس بیاورد اگر روزی دوباره مانندش ببیند.
میدانید چرا این عکس اینقدر به دل آدم مینشیند. برای اینکه همه کسانی که در این عکس هستند برای عکس گرفتن نیامدند. آنها آمدهاند که بمانند. آمدهاند که فریاد بزنند دیدید ما توانستیم. ما خانهمان را پس گرفتیم.
یکی دو روز پیش خبرگزاری ایرنا گزارش تصویری با عنوان«قطع درختان میدان آزادی؛ خاک تشنه، درختان بیجان» منتشر کرد. عکسهایی که نشان از وضعیت نابسامان فضای سبز میدان آزادی میداد.
در همان دنیای خیالیام زیر لب میخواندم «آبودان برزیلته» و به طالب فکر میکردم که دوباره پیامی از سردبیر روی موبایلم افتاد. باز هم عکسی از طالب ریکانی در حالی که بر بازوبند کاپیتانی بوسه میزند. به ضمیمه عکس هم نوشته بود «گویا کاپیتان صنعت نفت آبادان از تصمیم خود مبنی بر خداحافظی از فوتبال پشیمان شده است».
فرقی نمیکند در مقام شرورترینهای این عالم باشی. همین که مریض شوی، همین که چهرهات شکسته و تنت رنجور شود دل آدمیزاد به رحم میآید. فرقی نمیکند آن آدمیزاد ترامپ باشد یا...
خبرگزاری ایرنا مجموعه عکسی از مسابقات کشتی آزاد نونهالان کشور منتشر کرده است. علی شریفزاده عکاس اما فقط مسابقه را عکاسی نکرده است. او مثل یک عکاس مستند درجه یک روح مسابقه و سالن کشتی را به تصویر کشیده است.