بالش کجا، مرد کجا؟درباره عکسی از خواب و حسرت
خیابان سی تیر عصر یک روز اواخر تابستان هزار و چهارصد و چهار. نیم ساعت، شاید بیشتر است که ایستادهام و به خوابیدنش خیره شدهام. خیابان شلوغ است. رانندهها بیاعتنا به اطراف، گاز، بوق، فحش، ترمز، کلاچ و ... مرد اما در عالم دیگری سیر میکند.