مرعشی: باید از توافقی که پیروزی سیاسی ایران را تثبیت میکند، استقبال کنیم
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی باید پس از پایان جنگ به نوسازی جامع ایران فکر کند، گفت: جامعه ما دیگر جامعه دهه ۶۰ نیست؛ ۴۰ سال گذشته و همه چیز تغییر کرده است، جمهوری اسلامی باید با حفظ اصالتهایش، خود را بازسازی کند. این بازسازی ساختاری باید بتواند جمهوری اسلامی را با ادبیات ۱۴۰۵ همراه کند و مردم را پشت سر نظام سیاسی بیاورد.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، آینده ایران در بستر تقابل با آمریکا، بیش از آنکه صرفاً محصول اراده واشنگتن باشد، تابعی از قدرت ملی، عقلانیت راهبردی و پویاییهای داخلی ایران است. گذار ایران از این برهه، نیازمند هوشمندی در دیپلماسی و تمرکز بر شکوفایی توانمندیهای داخلی است تا بتواند تأثیرات متغیرهای خارجی را به حداقل برساند.
از نگاه تحلیلگران، مسئله اصلی در روابط تهران و واشنگتن صرفاً اختلافی مقطعی نیست، بلکه برخورد دو جهانبینی متفاوت سیاسی است. در طی قریب به نیم قرن، آمریکا تلاش کرده است با ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک، دامنه نفوذ ایران را محدود کند؛ در مقابل، ایران این فشارها را بخشی از سیاست مهار و تضعیف قدرت ملی خود دانسته و بر سیاست بازدارندگی، مقاومت و گسترش عمق راهبردی در منطقه اهتمام ورزیده است.
بر این اساس پرسش کلیدی پیش رو چگونگی بازسازی ایران در پساجنگ است، در راستای پاسخ به این پرسش بر آن شدیم تا در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران میزبان حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران باشیم و با وی در این زمینه به گفتگو بپردازیم. آنچه در ادامه میآید مشروح این گفتگو است.
ایرنا: در جنگ اخیر ما بهرغم پیشبینیها، شاهد شکلگیری انسجام ملی در سطح وسیعی بودیم. پرسش اینجاست که آیا مسئولان برای حفظ این انسجام و تقویت آن پس از پایان جنگ، برنامهای دارند؟ آیا شواهدی در این زمینه دیده میشود؟
مرعشی: بلافاصله پس از جنگ ۱۲ روزه فضای همدلی فوقالعادهای در ایران ایجاد شد و به نظر میرسید مسئولان در حال حفظ این فضا هستند، اما در عمل اتفاق مهمی رخ نداد. در جنگ ۴۰ روزه نیز، این وحدت و انسجام ملی به اندازه جنگ ۱۲ روزه نمود پیدا نکرد. باید توجه داشت که جامعه امروز ایران، جامعهای یکدست نیست و به سمت دو یا چندقطبی شدن پیش رفته است.
نسلها تغییر کردهاند و نیازمند تکیه بیشتر بر مسائل ملی هستیم
حتی بخشی از مردم که با حضور در میادین و خیابانها از کشور مقابل دشمن دفاع کردند، شامل طیفهای مختلفی بودند؛ چرا که جامعه ایران، جامعهای متکثر است. شرایط امروز با گذشته متفاوت است؛ جامعه، رسانهها و نسلها تغییر کردهاند و ما نیازمند تکیه بیشتر بر مسائل ملی هستیم. جمهوری اسلامی باید آمادگی داشته باشد تا همه مردم ایران را – فارغ از رویکردهای موافق یا مخالف – بهعنوان اجزای یک ملت بزرگ به رسمیت بشناسد. باید به گونهای عمل کنیم که صرفنظر از اختلافنظرهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، بتوانیم در قالب یک ملت قوی و نیرومند، آنگونه که شایسته ایران است، ظاهر شویم.
ایرنا: آیا ترامپ در تهاجم به ایران تحت تاثیر نتانیاهو بود؟
مرعشی: ترامپ خود را به خاطر تبعیت از خواستههای نتانیاهو، گرفتار یک جنگ بیثمر کرد. من نکتهای را به شما بگویم؛ در جنگ ۴۰ روزه آنها مدعی شدند که ۱۷ هزار هدف را در ایران زدهاند. من حداقل ۱۰۰ مورد از آنها را رصد کردم و واقعاً متحیرم! مگر میشود ارتش آمریکا به عنوان بزرگترین ارتش دنیا، با همکاری و حضور ارتش اسرائیل که به عنوان ارتشی مجهز و باتجربه در تخریب و جنگیدن شناخته میشود، به جایی برسد که سولههای خالی در شهرکهای صنعتی را بزند، یا خود را در این حد به پایین بکشاند، ایست بازرسی داخل شهر را بزند، یا یک پاسگاه را هدف قرار دهد؟
من با قاطعیت به شما میگویم از ۱۷ هزار جنایتی که در ایران انجام دادند، ۱۶ هزار مورد اهداف بسیار کماهمیت نظامی بود. ترامپ به نقطهای رسیده که میخواهد دستاوردی داشته باشد. چه دستاوردی؟ آخر قضیه این است که اگر الان با ایران توافق کند و تنگه هرمز را باز کند، باید به وی گفت اصلا چرا جنگی را شروع کردی که تنگه هرمز بسته شود و بعداً بخواهی به زحمت آن را باز کنی؟ چرا این کار را کردی!؟
آمریکاییها دنبال بهانهای میگردند که جنگ تمام شود
فکر میکنم آمریکاییها کاملاً دنبال بهانهای میگردند که جنگ تمام شود و ما هم باید استقبال کنیم. درست است، اگر قرار است جنگ ادامه یابد ما و آمریکاییها باید بپذیریم که چند اتفاق نمیافتد؛ یک: آمریکاییها باید بدانند که ایران نابود شدنی نیست، این استحکامی که نظام جمهوری اسلامی و در صدر آن سپاه داشت و دارد، مسالهای نیست که از آن به سادگی عبور کنند.
در همان لحظات اولیه جنگ، رهبری با نفوذ، با تجربه، مسلط، کاریزماتیک به نام سید علی خامنهای و فرماندهان نظامی شهید شدند، پایگاههای نظامی سپاه زده شد، مراکز موشکی ما زده شد، ولی هیچ اتفاقی نیفتاد. در جنگ ۱۲ روزه اول، وقتی فرمانده نظامی را زدند، نقطه اتکای ما آیت الله سیدعلی آقای خامنهای بود و ظرف چند ساعت جانشین آن فرماندهان را تعیین کرد. اما آیا کشور در جنگ ۴۰ روزه و در نبود آیت الله خامنهای دچار تزلزل شد؟ نه.
ایرنا: چرا نشد؟
مرعشی: برای اینکه نظام جمهوری اسلامی، نظام مستحکمی است. در این ایام دیدید که یک سپاهی استعفا نداد یا صحنه جنگ را ترک نکرد، یک مامور نیروی انتظامی فرار نکرد، یک سرباز در کل پادگانهای ایران، محل خدمتش را ترک نکرد، یک ساعت ظرفیت موشکی ایران متوقف نشد، استحکام این است و آمریکاییها باید آن را بپذیرند. این برخلاف آن چیزی است که نتانیاهو میگوید یا گزارش بعضی کشورهای عربی به آمریکاییها است که ایران ظرف چند روز از بین میرود. ایران از بین رفتنی نیست، ایران بزرگ و وسیع است. همین الان هم که ظرف ۴۰ روز، ۱۷ هزار هدف ایران را زدند، به زحمت میتوانید در شهرهای ایران ساختمانی پیدا کنید که ویران شده باشد. با ۱۷ هزار که هیچ، ایران را با ۱۷۰ هزار بمباران هم نمیتوانند ایران را به زانو درآورند، این را آمریکاییها باید بپذیرند.
دو: کشوری شرور و ماجراجو (آمریکا) با امکانات و تسهیلات پیشرفته دنیا، مانند هواپیما، پهپاد و موشکهای هدایتشونده که اقتصادش با پشتیبانی ۳۰ هزار میلیارد دلاری، تقریباً ۱۰۰ برابر اقتصاد ایران است و ارتش را پشتیبانی میکند و چنین کشوری در مقابل ما قرار دارد. مگر آمریکاییها در جنگ جهانی دوم با ژاپن، که شرورترین اقدامشان را انجام ندادند و بمباران شیمیایی نکردند؟ این وضعیت خطرناک است.
باید از توافقی که پیروزی سیاسی ایران را تثبیت میکند، استقبال کنیم
ایران پیروز سیاسی این جنگ است و باید آن را تثبیت کند. به نظر من، شرایط برای پایان جنگ فراهم شده است و ما به پایان آن نزدیک میشویم که امری مثبت است. به عنوان یک ایرانی، به شهدا، فرماندهان دلاور و مردمی که در خیابانها حضور یافتند، ادای احترام میکنم. همه ما باید از توافقی که پیروزی سیاسی ایران را تثبیت میکند، استقبال کنیم تا بتوانیم کشورمان را بازسازی، آباد و مسائل و مشکلات واقعی مردم را حل کنیم.
ایرنا: اگر ترامپ این وضعیت را پیشبینی میکرد به ایران حمله میکرد یا حداقل رهبر انقلاب را به شهادت میرساند؟
مرعشی: آنها هر کاری از دستشان برمیآید، انجام میدهند البته که فکر نمیکردند ایران بتواند تنگه هرمز را ببندد و این چیزی است که رسما اعلام کردهاند، آمریکاییها پای تنگه هرمز ضعفهای خود را نشان دادند و اگر این نتایج را میدانستند، با احتیاط بیشتری حرکت میکردند.
از نظر من به پایان جنگ نزدیک میشویم. ایران پیروزی سیاسی خود را تثبیت خواهد کرد و ما وارد مرحله جدیدی به نام «بازسازی» خواهیم شد. در زمینه بازسازی، تجربهای در ایران وجود دارد و آن هم تجربه پس از جنگ ۸ ساله با عراق (دفاع مقدس) است. در آن زمان دو ایده وجود داشت. ایده اول این بود که بازسازی به خرابیهای ناشی از جنگ محدود شود؛ یعنی شهرهای جنگزده، صنایعی که از بین رفته بودند و تأسیسات نفتی که آسیب دیده بود. تفکر دوم این بود که ما الان نیاز به بازسازی کل اقتصاد ایران داریم و دومی انتخاب و به درستی هم انتخاب شد.
جمهوری اسلامی باید پس از پایان جنگ به نوسازی جامع ایران فکر کند
آنچه میخواهم اکنون بر آن تأکید کنم این است که جمهوری اسلامی باید پس از پایان جنگ به نوسازی جامع ایران فکر کند. این نوسازی چندین شاخص خواهد داشت و چندین مساله را باید در بر بگیرد. یکی از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد، همانطور که قبلاً خدمتتان اشاره کردم، نوسازی جمهوری اسلامی از لحاظ ساختارهاست. جامعه ما دیگر جامعه دهه ۶۰ نیست؛ ۴۰ سال گذشته و همه چیز تغییر کرده است، جمهوری اسلامی باید با حفظ اصالتهایش، خود را بازسازی کند. وقتی میگوییم حفظ اصالتها یعنی باید «جمهوریت» و «اسلامیت» را در نظر گرفت.
معنای «جمهوریت» روشن است؛ جمهوریت یعنی انتخابات با رأی مردم و پاسخگو کردن مسئولان به مردم است. در اسلامیتِ نیز اصل این است که قوانین و مقررات ایران نباید با احکام اسلام در تضاد باشند و مغایرتی نداشته باشند - وقتی ما میگفتیم جمهوری اسلامی، یعنی نظام جمهوری که مقید به احکام اسلام باشد.
حالا یک عدهای، بخش اسلامیت آن را پررنگتر خواستند و مدعی شدند که احکام حکومتی باید از دل اسلام بیرون بیاید. در دورهای یکی از اقوام من که بسیار هم متدین بود، پرسید که شما به چه دلیل در مجلس قانون تصویب میکنید؟ قانون نوشتن کار خداست. گفتم خب، چه کار کنیم؟ خداوند در مسائل راهنمایی و رانندگی هیچ نظری در قرآن بیان نکرده است، آیا قانون میخواهیم یا نمیخواهیم؟
یک زمانی جملهای از مرحوم مدرس میخواندم که بسیار دقیق بود که کسی در ایران به آن نپرداخته است. وی میگفت: «سائس (سیاستمدار) اگر منتخب خداوند است، باید طبق قرآن عمل کند ولی اگر منتخب مردم است، باید طبق قانون عمل کند» این نگاه بسیار درستی از مرحوم مدرس است. باید برگردیم به اینکه جمهوری اسلامی، نظامی جمهوری با رعایت مقررات اسلامی باشد نه اینکه بگوییم این احکام را باید از دل اسلام بیرون بیاوریم زیرا اسلام دین هدایت است و نظام اقتصادی، سیاسی و نظامات مختلف فنی ندارد و اینها نظامات ساخته دست بشر است. بله البته آن چیزی که بشر تدوین میکند، در تضاد با احکام خداوند نباشد.
بازسازی ساختاری باید با ادبیات ۱۴۰۵ مردم همراستا باشد
پس اولین موضوع در نوسازی و بازسازی ایران، بازسازی ساختاری است که بتواند جمهوری اسلامی را با ادبیات ۱۴۰۵ همراه کند و مردم را پشت سر نظام سیاسی بیاورد. دومین مسئله، مسئله اقتصادی است. فشارهای اقتصادی متوجه همه مردم شده است. درحالیکه مردم نظام و ایران را حفظ کردند، دشمن را سر جایش نشاندند، به نیروهای مسلح ما انرژی دادند و هزینههایش را پرداخت کردند.
من قاطعانه به شما میگویم، ایران نیاز دارد به رشد اقتصادی بالای ۸ درصد برای حداقل ۲۰ سال دست پیدا کند. باید با رشد اقتصادی دو رقمی یا حداقل ۸ درصدی، ایران را آنچنان قوی کنیم که مردم بتوانند به خوبی زندگی کنند، شغل و درآمد کافی وجود داشته باشد، دخل و خرج آنها منطق داشته باشد، افرادی که خانه ندارند، صاحب خانه شوند، جادههای کشور درست بشود، حمل و نقل ریلی تکمیل بشود، حمل و نقل هوایی توسعه پیدا بکند، بیمارستانها توسعه پیدا کند، مسئله درمان را حل بکنیم.
در کشور انتخابات داشتهایم، اما عملاً حزب به معنای واقعی کلمه نداشتهایم
سومین موضوعی که به اعتقاد من باید در روند نوسازی و بازسازی ایران مورد توجه جدی قرار گیرد، مسئله ساماندهی رقابتهای سیاسی در داخل کشور است. ما امروز ۴۷ سال تجربه حکمرانی و مدیریت سیاسی در جمهوری اسلامی ایران را پشت سر گذاشتهایم. بخشی از این تجربه، متأسفانه منفی بوده است؛ از این جهت که ما در کشور انتخابات داشتهایم، اما عملاً حزب به معنای واقعی کلمه نداشتهایم.
حزب به این معناست که مجموعهای از افراد و نیروهای سیاسی گرد هم بنشینند، برای اداره کشور برنامه تدوین کنند، نیرو تربیت کنند، انتخابات را مدیریت کنند، در فضای رقابتی وارد عرصه شوند، قدرت را به دست بگیرند و سپس برنامههای خود را اجرا کنند. بعد از گذشت ۴۷ سال دیگر شایسته نیست که کشور همچنان با وضعیتهای متغیر و غیرقابل پیشبینی در حوزه رقابتهای سیاسی اداره شود.
کشور نیازمند نظم و انضباط سیاسی و تشکیلاتی است؛ ما به احزاب نیرومند نیاز داریم، نه مجموعههای پراکنده و کوچک چند نفره. باید احزاب قدرتمند و سازمانیافته شکل بگیرد و روابط این احزاب با ساختار سیاسی کشور نیز باید کاملاً شفاف، تعریفشده و مبتنی بر تعامل متقابل باشد. باید مشخص شود که احزاب چه بخشی از فضای سیاسی کشور را مدیریت میکنند و در مقابل، از چه امکانات و ظرفیتهایی برخوردار میشوند. این موضوع، از جمله مسائل اساسی و مهمی است که باید در دوره پس از جنگ در دستور کار نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد.
ایرنا: در صورتی که به این مسائل پرداخته شود، آیا میتوان به بازدارندگی کامل دست یافت؟
مرعشی: اگر این موضوعات واقعاً در دستور کار نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد، میتوانیم به سطح بالایی از بازدارندگی برسیم و خطر جنگ و تهدیدهای مشابه تا حد زیادی برای همیشه از کشور دور شود. چنانچه مسئولین بتوانند مردم را راضی نگه دارند، بسیاری از اتفاقاتی که در گذشته رخ داد، دیگر تکرار نخواهد شد.
چرا آمریکاییها و اسرائیلیها تشویق شدند که وارد جنگ با ایران شوند؟ چون تصور میکردند مردم ایران ناراضیاند و اگر ضربهای به ساختار نظام وارد شود، مردم به خیابان خواهند آمد. تصور آنها این بود که اگر رهبری هدف قرار بگیرد و بخشی از فرماندهان حذف شوند، جامعه دچار فروپاشی میشود. حتی افرادی مانند رضا پهلوی نیز خود را برای ایفای نقش در اپوزیسیون جمهوری اسلامی آماده میکردند، چون بر این باور بودند که مردم از نظام عبور کردهاند.
البته رضایت عمومی بهتنهایی کافی نیست. در کنار آن، باید نیروهای مسلح نیز تقویت شوند، تقویت بنیه دفاعی هر کشوری در نهایت به اقتصاد آن کشور وابسته است. زمانی میتوانید نیروهای مسلح قدرتمند داشته باشید که اقتصاد قوی و درآمد پایدار داشته باشید.