| کد مطلب: ۷۵۳۰

جوان در تعلیق

یک لحظه تصور کنید که یک نهال را در باغچه خود کاشته‌اید و بدون مراقبت کافی مشغول بزرگ شدن است و از آبیاری دیم استفاده می‌کند و عوامل گوناگونی هم درصدد کج کردن آن

یک لحظه تصور کنید که یک نهال را در باغچه خود کاشته‌اید و بدون مراقبت کافی مشغول بزرگ شدن است و از آبیاری دیم استفاده می‌کند و عوامل گوناگونی هم درصدد کج کردن آن هستند. به نظر شما چقدر احتمال دارد که این نهال پس از چند سال برافراشته و تنومند شود و قوام جدی بگیرد و به باردهی برسد؟ واقعیت این است که انسان از دیدن تفاوت رفتاری نسبت به کودکان و جوانان در جامعه خود با این رفتار در جوامع مطلوب‌تر تعجب می‌کند. اصرار فراوان بر فرزندآوری است، ولی گویی که فقط فرزندآوردن مهم است و پس از آن تربیت و تامین سایر نیازهای او مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. «کاشت» مرحله اول است، مرحله طولانی و سخت، «داشت» و مراقبت است تا به مرحله پایانی «برداشت» برسد. هر کودک و نوجوان و جوان تا رسیدن به مرحله بلوغ فکری و جسمی و کسب استقلال، تحت تاثیر چند نهاد مهم در فرآیند اجتماعی شدن قرار دارند. اول از همه خانواده، سپس نهاد آموزش‌وپرورش، نهاد رسانه، نهاد دین و نهاد دولت. کودک و نوجوان درعین‌حال در رابطه با گروه‌های ثانویه مثل دوستان و... قرار دارند.

سال‌هاست تمامی این نهادها دچار ضعف کارکردی شده‌اند و بار مسئولیت آنها بر دوش خانواده‌ای افتاده که توان تحمل مسئولیت‌های سنتی خود را هم ندارد و زیر فشار مشکلات اقتصادی، توان نهاد خانواده نیز کاهش یافته است. تقریباً اتفاق‌نظر است که نهاد رسانه از زندگی اکثریت قاطع جوانان ایرانی غایب شده است. دیدن فوتبال و ورزش و فیلم برای اجتماعی کردن مطلوب جوانان کفایت نمی‌کند. نقش نهاد دین به ساده‌ترین شکل در قالب مناسک کم‌عمق و کارناوالی درآمده است. نهاد دولت از تامین نیازهای گسترده جوانان و مهمتر از همه اقتصاد، بهداشت و... ناتوان است. با اطمینان می‌توان گفت که نهاد آموزش‌وپرورش که باید بیشترین نقش را در اجتماعی کردن فرزندان این کشور و جوانان داشته باشد، حتی نقش ضدکارکردی دارد و با رها شدن نوجوان در این نهاد ناکارآمد، آنان را به شیوه مفید و مؤثری اجتماعی نمی‌کند. علل آن نیز فراوان است و مهمترین آن کم‌توجهی عجیب به آموزش‌وپرورش، پایین آمدن سطح آموزگاران، فقدان فلسفه روشن آموزش عمومی، ضعف شدید محتوای متون کتاب‌های درسی که بعضاً غیرعلمی و غیرواقعی است و نیز غلبه نظام آموزشی مبتنی بر تلقین و حفظ مطالب بدون خلاقیت است. شاید بتوان گفت که در میان همه این نهادها، فعلاً خانواده مانده است و کوهی از مسئولیت‌های تربیتی و اجتماعی و به همین علت خانواده از آوردن فرزند روی‌گردان شده است. خانواده طبقه متوسط نگران آینده فرزندان خود است و هیچ اعتمادی به کارآیی این نهادها ندارد و خودش هم به‌تنهایی قادر به اجتماعی کردن فرزند و تامین آینده او نیست. ریشه بحران فرزند‌آوری اینجاست. نتیجه وضع موجود را در دیدن اعتیاد جوانان به مواد مخدر و الکل (گزارش دیروز خبرگزاری تسنیم) و فقدان چشم‌انداز امیدبخش از آینده جوانان می‌توان مشاهده کرد. همه این موارد، جملگی نشان‌دهنده یک واقعیت است و آن اینکه جوان امروز ما مثل همان نهالی است که کاشته می‌شود، ولی هیچ اقدام جدی برای مراحل رشد او به عمل نمی‌آید. آمار اعتیاد به الکل و مواد مخدر فقط یکی از شاخص‌های ناهنجاری آنان است. اگر امروز اقدام نکنیم، فردا خیلی دیر است.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

آخرین اخبار