قهوهجوش یا پدافند /روز هشتم جنگ
شهرام شبپره هم به مردم ایران پیام داده و از مردم خواسته که حواسشان به همدیگر باشد، به هم کمک کنند و... ما مردم عجیبی هستیم. شناختمان کار هر کسی نیست.
شهرام شبپره هم به مردم ایران پیام داده و از مردم خواسته که حواسشان به همدیگر باشد، به هم کمک کنند و... ما مردم عجیبی هستیم. شناختمان کار هر کسی نیست.
رفیقم در اینستاگرامش از ویولونیستی فیلم گذاشته که در خیابانهای تهران سلطان قلبم میخواند.
از آنطرف بازار بیانیه دادن داغ شده است. دسته اول که این سالها جور و جفای بسیار کشیدهاند خیلی محکم و بیچون و چرا پشت ایران ایستادهاند و جهت دلگرمی و با هم بودن اعلام حضور کردهاند. دسته دوم آن عدهای هستند که بیانیه نوشتهاند و از مام وطن حمایت کردهاند ولی این حمایت را در هزار لایه اما و اگر پیچیدهاند. دلم میخواهد برای این رفقا بنویسم دمتان گرم که بیانیه دادید اما دفاع از وطن اما ندارد، اما را بگذارید برای بعد از جنگ.
مینشینم پشت کامپیوتر تا عکسنوشت بنویسم. یکی از خلبانهای جنگنده سلفی از خودش استوری کرده و بالایش نوشته «شاید آخرین عکس ما باشه، الهی به امید تو» زیر لب لاحول ولا میخوانم و به خدا میسپارمش. جنگ پدیده عجیبی است. جوهر آدمی را آشکار میکند.
مدرسه جای عجیبی است. یک جورهایی شروع خط کشیده شدن روی سفیدی آدم است. کدام نکبتی روی وجودت را اینطور خط خطی کرده که...؟ حواست باشد آن کسی که برایش کف میزنی و سوت میکشی صاحب این عروسک را کشته است.
اگر یک جو مردی در وجودت هست، اگر به همین مزخرفاتی که میگویی اعتقاد داری، قسمت میدهم، آن چاقوی زنجانی که برایم آوردی را همین الان با عشق تقدیمم کن.
برادر جان ایران است اینجا. اینجا همان جایی است که از پشت و پسلههای هر بومش یک نفر بلند میشود و جانش را در کمان میکند و چشم و دل یک ایران را به جوش میآورد. یک نفر که صدایش را صاف میکند و بلند فریاد میزند «منم آرش».
باور بفرمایید همه اینهایی که بر آتش این ماجرا میدمند دلسوز نیستند برخیشان پشت گوشیهایشان نشستهاند و به نمودار روبهرشد پلتفرمشان چشم دوختهاند.
آخرین کسی که قضیه این عکس رو میدونه فردا داره کشته میشه.
خبرنگار شدم تا سره را از ناسره جدا کنم، خبرنگار شدم تا صدای بیصدایان شوم. خبرنگار شدم تا چشم نابینایان شوم. خبرنگار شدم تا به حقیقت برسم. اصلاً خبرنگار شدم که وقتی به درخت گل رسیدم، دامنم را پر از خبر کنم و برای مخاطبانم هدیه بیاورم.