امیر جدیدی

امیر جدیدی

روزنامه‌نگار و عکاس

مقالات
  • قهوه‌جوش یا پدافند /روز هشتم جنگ

    قهوه‌جوش یا پدافند /روز هشتم جنگ

    شهرام شب‌پره هم به مردم ایران پیام داده و از مردم خواسته که حواس‌شان به همدیگر باشد، به هم کمک کنند و... ما مردم عجیبی هستیم. شناخت‌مان کار هر کسی نیست.

  • سلطان قلبم/درباره روزهای جنگ

    سلطان قلبم/درباره روزهای جنگ

    رفیقم در اینستاگرامش از ویولونیستی فیلم گذاشته که در خیابان‌های تهران سلطان قلبم می‌خواند.

  • دفاع از وطن اما ندارد/درباره روزهای جنگ

    دفاع از وطن اما ندارد/درباره روزهای جنگ

    از آن‌طرف بازار بیانیه دادن داغ شده است. دسته اول که این سال‌ها جور و جفای بسیار کشیده‌اند خیلی محکم و بی‌چون و چرا پشت ایران ایستاده‌اند و جهت دلگرمی و با هم بودن اعلام حضور کرده‌اند. دسته دوم آن عده‌ای هستند که بیانیه نوشته‌اند و از مام وطن حمایت کرده‌اند ولی این حمایت را در هزار لایه اما و اگر پیچیده‌اند. دلم می‌خواهد برای این رفقا بنویسم دمتان گرم که بیانیه دادید اما دفاع از وطن اما ندارد، اما را بگذارید برای بعد از جنگ.

  • جوهر آدمی/درباره وضعیت جنگی

    جوهر آدمی/درباره وضعیت جنگی

    می‌نشینم پشت کامپیوتر تا عکس‌نوشت بنویسم. یکی از خلبان‌های جنگنده سلفی از خودش استوری کرده و بالایش نوشته «شاید آخرین عکس ما باشه، الهی به امید تو» زیر لب لاحول ولا می‌خوانم و به خدا می‌سپارمش. جنگ پدیده عجیبی است. جوهر آدمی‌ را آشکار می‌کند.

  • صاحب عروسک کشته شد/درباره عکسی از آوار جنگ بر سر کودکان

    صاحب عروسک کشته شد/درباره عکسی از آوار جنگ بر سر کودکان

    مدرسه جای عجیبی است. یک جورهایی شروع خط کشیده شدن روی سفیدی آدم است. کدام نکبتی روی وجودت را اینطور خط خطی کرده که...؟ حواست باشد آن کسی که برایش کف می‌زنی و سوت می‌کشی صاحب این عروسک را کشته است.

  • تقدیم با عشق/درباره عکسی از چاقوی دسته زنجان

    تقدیم با عشق/درباره عکسی از چاقوی دسته زنجان

    اگر یک جو مردی در وجودت هست، اگر به همین مزخرفاتی که می‌گویی اعتقاد داری، قسمت می‌دهم، آن چاقوی زنجانی که برایم آوردی را همین الان با عشق تقدیمم کن.

  • منم آرش/درباره نصب مجسمه آرش کمانگیر در میدان ونک

    منم آرش/درباره نصب مجسمه آرش کمانگیر در میدان ونک

    برادر جان ایران است اینجا. اینجا همان جایی است که از پشت و پسله‌های هر بومش یک نفر بلند می‌شود و جانش را در کمان می‌کند و چشم و دل یک ایران را به جوش می‌آورد. یک نفر که صدایش را صاف می‌کند و بلند فریاد می‌زند «منم آرش».

  • مرد شماره ۸ کجاست/درباره قتل دختری به نام الهه

    مرد شماره ۸ کجاست/درباره قتل دختری به نام الهه

    باور بفرمایید همه این‌هایی که بر آتش این ماجرا می‌دمند دلسوز نیستند برخی‌شان پشت گوشی‌هایشان نشسته‌اند و به نمودار روبه‌رشد پلتفرمشان چشم دوخته‌اند.

  • مسلخ/درباره عکسی که فقط یک گاو از او خبر دارد

    مسلخ/درباره عکسی که فقط یک گاو از او خبر دارد

    آخرین کسی که قضیه این عکس رو می‌دونه فردا داره کشته می‌شه.

  • خبرنگار یا پیامبر؟

    خبرنگار یا پیامبر؟

    خبرنگار شدم تا سره را از ناسره جدا کنم، خبرنگار شدم تا صدای بی‌صدایان شوم. خبرنگار شدم تا چشم نابینایان شوم. خبرنگار شدم تا به حقیقت برسم. اصلاً خبرنگار شدم که وقتی به درخت گل رسیدم، دامنم را پر از خبر کنم و برای مخاطبانم هدیه بیاورم.