عشق پایان آدمیزادی است/ درباره عکسی از دره عشق
عکس را که دیدم همه آنچه درباره عشق میدانستم پسِ ذهنم آمد. تصویر، یکی از زیباترین و بکرترین درههای چهارمحال و بختیاری است. اسمش «دره عشق» است.
عکس را که دیدم همه آنچه درباره عشق میدانستم پسِ ذهنم آمد. تصویر، یکی از زیباترین و بکرترین درههای چهارمحال و بختیاری است. اسمش «دره عشق» است.
همین دیوارنگاره مرگ بر آمریکا در خیابان کریمخان ۴۰ سال پیش مخاطب قابل توجهی داشت اما آیا واقعاً برای یک جوان دهه هشتادی مهم است که دیوارنگاره خیابان کریمخان پررنگ شده باشد یا نه؟
سینما بیرحم است؛ بیرحمتر از آنچه تصور کنید. یک پله بالاتر سینما دروغ است. باز هم دروغتر از آنچه در مخیله آدمیزاد میگذرد.
فوکوسدزد یا فوکوس کِش اصطلاحی رایج بین اهالی سینماست. در واقع به بازیگری که در صحنه اکت عجیب و غریب میکند اطلاق میشود.
اگر دویدن عین آزادی است که برگزاری این مسابقه در زندانی مثل کره شمالی چه معنی میتواند داشته باشد؟
حدود نود درصد ناوگان یک شرکت امدادی نهتنها جهت امداد غیرقانونی پرواز میکنند که اجاره هم داده میشوند و... فقط ایکاش موقع اجاره دادن، شأن هلیکوپتر امداد را در حد یک سشوار پایین نیاورند.
خواننده محترم ستون عکسنوشت بیا و فارغ از دعواهای سیاسی برای یک لحظه خودت را جای معاون پارلمانی بگذار که قرار است با کشتی کروز به قطب جنوب سفر کنی، انصاف بدهید که هر کدام از ما هم اگر جای آقای دبیری بودیم وقتی ثابتی و کوچکینژاد و... نطق میکردند چشم بر هم میگذاشتیم و به تصویر حیرت انگیز پنگوئنها روی کوهی از یخ فکر میکردیم.
مرحوم داریوش مهرجویی سال ۱۳۹۰ فیلمی به اسم نارنجیپوش ساخت. فیلم داستان زندگی عکاس مطبوعاتی شوریدهحالی است که تصمیم میگیرد رفتگر شود و شهر را از پلشتی و کثیفی پاک کند.
من در همه این سالها به سنت نیکانم با دیدن این مرد سیهروی قرمزپوش دنبال همان نور در تاریکی گشتهام. سیاهی که از جهان مردگان بیاید و جان دوباره به زندگان دهد.
چند روز مانده به نوروز ۱۴۰۴ ساعت ۹ صبح؛ در ترافیک اتوبان همت ایستادهام. شب عید است و چنان در بدبختیهایم غرق شدهام که بعید است به این سادگیها از لاکم دربیایم. اما نه روزگار عجیبتر از تصور ماست. تصادف کردم. سرم چنان به فرمان ماشین میخورد که از لاکم درنمیآیم. لاکم میشکند. از اینجا به بعد ماجرا گفتوگویم با بهرام صافکار رفیق قدیمیام را برایتان مینویسم.