شرکتها ارزشمند شدند/تحلیلگران بورس در گفتوگو با هممیهن دلیل رشد شاخصها در بازار سهام را بررسی کردند
بازار سرمایه در هفتهها و روزهای اخیر با رکوردشکنیهای متعدد توانسته مورد توجه فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران قرار گیرد.
بازار سرمایه در هفتهها و روزهای اخیر با رکوردشکنیهای متعدد توانسته مورد توجه فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران قرار گیرد. شاخص کل بورس با ثبت رکوردهای جدید، نشان داد که همچنان روند صعودی دارد و میتواند نقدینگی موجود در بازارها را جذب کند. عوامل متعددی دست به دست یکدیگر دادند تا بازار چنین رشدی را تجربه کند، اما رشد بازار را میتوان حاصل مجموعهای از عوامل اقتصادی و انتظار تورمی دانست. البته در این میان افزایش نرخ ارز و حذف ارز ترجیحی یکی از مهمترین محرکهای بورس در مقطع کنونی به حساب میآید.
افزایش نرخ دلار در ماههای اخیر و تقویت انتظارات تورمی دست به دست یکدیگر دادهاند تا توجه سرمایهگذاران بیش از پیش به بازار سهام جلب شود تا این بازار بتواند پرچمدار بازدهی و جذب نقدینگی در میان سایر بازارهای مالی باشد. در شرایطی که نرخ ارز سیر صعودی دارد، ارزش دارایی شرکتها و همچنین درآمد ریالی بنگاههای بورسی، خصوصاً شرکتهای صادراتمحور و کالامحور افزایش پیدا میکند این موضوع باعث شده است بازار سهام بهعنوان ابزاری برای پوشش تورم بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
در کنار رشد نرخ ارز، تصمیم سیاستگذار مبنی بر حذف ارز ترجیحی و حرکت به سمت آزادسازی قیمت کالاها، سیگنال بسیار مهم و قوی به بازار سرمایه مخابره کرده است. حذف ارز ترجیحی که سالها با عنوان یکی از مهمترین گلوگاههای رانت، ناکارآمدی و سرکوب سودآوری شرکتها شناخته میشد، اکنون تبدیل به یک عامل برای صعود بورس شده است. با آزادشدن قیمتها و کاهش مداخلات دستوری در قیمتگذاری، شرکتها بهمرور میتوانند محصولات خود را متناسب با هزینه واقعی و شرایط بازار به فروش برسانند که در نهایت این موضوع بهصورت مستقیم روی سودآوری آنها تأثیر دارد. البته این مسئله تبعات اجتماعی و اقتصادی خاص خود را در شرایط تورمی دارد اما برای بورس گامی مثبت بوده است.
نتیجه این سیاست بهسرعت در سطح عمومی اقتصاد نیز نمایان شد. قیمت بسیاری از اقلام اساسی مانند روغن و برخی از کالاهای مصرفی اساسی دیگر با افزایش قابلتوجهی روبهرو شدند. این افزایش قیمتها از یک سو فشار تورمی بر خانوارها را وارد کرده، اما ازسوی دیگر رفتار سرمایهگذاران را تغییر داده است. بسیاری از سرمایهگذاران بورسی، برای جا نماندن از تورم و حفظ ارزش دارایی خود، مسیر ورود به بازار سهام را انتخاب کردند که در نهایت شاهد آن بودیم که طی روزهای اخیر نقدینگی بهسرعت بهسوی سهامی حرکت کرد که از حذف ارز ترجیحی منتفع میشوند.
بررسی بازارها نشان میدهد که بورس تهران از دید بسیاری از فعالان در موقعیت جذاب نسبت به سایر بازارهای موازی قرار گرفته است. بازارهای موازی همانند ارز، طلا و حتی مسکن در مقطع فعلی با نوسانات بالا و ریسکهای سنگین سیاسی همراه هستند و این موضوع باعث میشود که تصمیمگیری برای سرمایهگذاران دشوارتر شود.
بازدهی شاخصهای بورس
بازار سرمایه در هفتههای نخست دیماه عملکردی فراتر از انتظار از خود بهجا گذاشت و شاخصهای بازار سهام رکوردشکن شدند. شاخص کل بورس تهران که معاملات ابتدای دیماه را در سطح ۳ میلیون و ۹۰۹ هزار واحد آغاز کرده بود، در روز ۱۶ دیماه با ثبت عدد ۴ میلیون و ۲۸۷ هزار واحد، رشد قابلتوجهی را تجربه کرد. برایناساس، بازدهی شاخص کل در بازهای کمتر از یک ماه به حدود 9/69 درصد رسید؛ عددی که از دید سرمایهگذاران بسیار جذاب است. البته در این میان برخی از سهام بازدهی بیش از 9 درصدی داشتهاند.
این رشد تنها مختص به شاخص کل نبود و شاخص هموزن نیز عملکرد مثبتی را به ثبت رساند. این شاخص از سطح یک میلیون و ۸۹ هزارواحد در ابتدای دیماه، به یک میلیون و ۱۳۲ هزار واحد در میانه ماه رسید و بازدهی 3/9 درصدی را در کارنامه خود ثبت کرد. این موضوع نشان میدهد روند صعودی بازار تنها به چند سهم بزرگ محدود نبوده و بخش قابلتوجهی از نمادهای بازار نیز از این روند منتفع شدهاند.
در این بین قیمت برخی از صنایع و تکسهمهای بازار به واسطه سیگنالهای مختلف از جمله نرخ ارز رشد بسیار خوبی را تجربه کرده است. درحال حاضر سهامی همانند پتروشیمی و شرکتهای روغنی طی روزهای گذشته به واسطه اخبار منتشرشده درباره تغییر نرخ ارز توانستهاند با افزایش قیمت و تجربه صفهای خرید همراه باشند.
ثبت این بازدهی در این بازه زمانی کوتاه، نشانگر بازگشت نسبی اعتماد سرمایهگذاران به بورس است. بررسی روند معاملات نشان میدهد ورود نقدینگی حقیقی به بازار بار دیگر تقویت شده و سرمایهگذاران با دیدگاه مثبتتری به آینده بازار نگاه میکنند. افزایش حجم معاملات و رشد ارزش دادوستدها نیز مؤید همین نکته است که بازار سرمایه همچنان از جذابیت لازم برای جذب سرمایه برخوردار است.
هابیل خاوری کارشناس بازار سرمایه:رالی جدید بورس آغاز شد

هابیل خاوری، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با هممیهن عقیده دارد که رشد شاخص کل بورس طی هفتههای اخیر نشانهای جدی از تغییر پارادایم در اقتصاد و بازار سهام است. بر همین اساس بعید نیست که شاخص کل دو برابر شود. به گفته خاوری رالی جدید بورس آغاز شده و بازار سهام روزهای متفاوتی را تجربه خواهد کرد، البته در این بین ریسکهای سیاسی ممکن است روی تالار شیشهای تاثیر منفی بگذارد.
بازار سرمایه این هفته عملکردی متفاوت و کمسابقه داشت، علت رشد شاخصهای بازار سهام چیست؟
واقعیت این است که این هفته، هفتهای ویژه، سبز و حسابی متفاوت برای بازار سرمایه بود. آنچه اهمیت دارد این است که این رشد، نه در شرایط آرام، بلکه زیر سنگینترین فشار اخبار منفی و ریسکهای سیاسی رخ داد. همین موضوع نشان میدهد بازار بهوضوح در حال نشان دادن ارزندگی ذاتی خود است.
در دل این معاملات سرسبز، البته یک ترس پنهان هم وجود دارد؛ ترسی که ناشی از شرایط سیاسی و سرعت تحولات است. اما نکته کلیدی اینجاست که بازار با وجود این ترس، رشد کرد. این یعنی ما با یک تغییر جدی در منطق بازار روبهرو هستیم.
منظور از منطق بازار چیست؟
اگر بخواهم صریح بگویم، بعد از مدتها فرمان عقلانیت اقتصادی رسماً صادر شد. سالها اقتصاد کشور با یک معضل بزرگ درگیر بود؛ یعنی دزدی آشکار از جیب سهامداران و شرکتها از مسیر سیاستهای ارزی و قیمتگذاریهای دستوری. این چرخه معیوب بالاخره با تأکید بانک مرکزی متوقف شد. به بیان سادهتر، دلار نیما به تاریخ پیوست.
این روز، روزی بود که عملاً باید آن را روز پایان حیات دلالان و رانتخواران ارزی نامید. حذف یک نرخ مصنوعی، یعنی باز شدن مسیر سودآوری واقعی شرکتها و شفاف شدن صورتهای مالی.
برخی عقیده دارند که رشد بازار ناشی از خوشبینی بوده، اما شما از دوبرابر شدن شاخص کل صحبت میکنید؛ علت این موضوع چیست؟
در همان ابتدا با صراحت عرض کردم که اگر شاخص کل از اینجا دو برابر شود، نباید تعجب کرد. هرچه به سمت عقلانیت اقتصادی حرکت کنیم، حاشیه سود شرکتها بهبود پیدا میکند و فضای بازار سالمتر میشود. بازار امروز دارد رشد جریان ارز را قیمتگذاری میکند، نه هیجان یا شایعه را.
به اعتقاد من، اگر اتفاق عجیب و غیرمنتظرهای رخ ندهد، ما رالی جدیدی را آغاز کردهایم. البته این رالی یکنواخت نخواهد بود؛ در مسیر خود با شفافسازی شرکتها و انتشار گزارشها گاهی تند میشود و گاهی مکث میکند، اما جهت آن مشخص است.
باتوجه به شرایط سیاسی چنین رشدی دوام خواهد داشت؟
نمیتوان و نباید ریسک تحولات سیاسی را نادیده گرفت. سرعت اتفاقات بهشدت بالاست و بسیاری از تحلیلگران را هم دچار سردرگمی کرده است. این یک واقعیت است اما نکته مهم اینجاست که عمق اتفاق مثبت اقتصادی بسیار بزرگتر از آن است که با هر خبر سیاسی از بین برود. این تحولات درست در دل مبهمترین و تلخترین اخبار سیاسی رخ داده است. اگر فضا کمی آرامتر بود، بهجرأت میگویم که صفهای خرید بازار میتوانست رکوردهای تاریخی چندصد همتی ثبت کند.
واکنش بازار در روزهای اخیر را چگونه ارزیابی میکنید؟
در روزهای قبل، بازار تحت فشار جو روانی اخبار سیاسی مغلوب شده بود. اما امروز، با تصمیم قاطع سیاستگذار و مشاهده نرخ نیما در دنیای واقعی، بازار عملاً میخکوب شد. آنچه دیدیم، یک تغییر گارد کامل بود؛ بازار در یک ساعت پایانی با قدرت خریدار، سبز و سرخوش به معاملات پایان داد جالب اینجاست که هنوز برخی فعالان، سرگرم خطکشی مقاومت و نقاشیهای تکنیکالی اغراقشده هستند و عمق تغییر اقتصادی رخداده را درک نکردهاند. بازار منتظر تفسیر ما نمیماند؛ مسیر خودش را میرود. این روزها بازار بهشدت تحلیلی شده و مهمترین ابزار تحلیل هم کدال است.
سهمهایی که امروز در صف خرید قفل شدند، خوشبینیشان از چند هفته قبل در گزارشهای مالی و اطلاعیههای کدال شکل گرفته بود. نکته بسیار مهم این است که آثار این اصلاحات اقتصادی برای همه شرکتها یکسان نیست. شما ممکن است ریسک سیاسی را بپذیرید، اما اگر انتخاب سهم اشتباه باشد، بازده مطلوبی نخواهید گرفت.
توصیه شما به تحلیلگران و صندوقهای بازار چیست؟
دو توصیه بسیار مهم دارم؛ اول به تحلیلگران و مدیران دارایی: کمی نگاه سیاسی خود را تعدیل کنید و با دید بنیادی و اقتصادی به بازار نگاه کنید. اگر تردید دارید، یک بار دیگر اتفاقات حین و پس از اغتشاشات گذشته را مرور کنید؛ ببینید چه فرصتهایی از دست رفت و نگاههای بدبینانه چه هزینهای به سرمایهگذاران تحمیل کرد.
دوم به صندوقهای تثبیت و توسعه: بازار در حال ورود پول تشنه است، جنگیدن با روند فقط باعث عقبماندن میشود. هیچگاه با روند نجنگید.
برخی سرمایهگذاران بهدلیل ریسکهای سیاسی کاملاً از بازار فاصله گرفتهاند. این رفتار را چطور میبینید؟
این رفتار کاملاً قابل درک است. اگر کسی واقعاً معتقد باشد کشور وارد چالشهای پیچیده سیاسی، امنیتی یا حتی نظامی میشود، طبیعی است که رویکرد محافظهکارانه یا فروش در پیش بگیرد اما نکته کلیدی این است که این ریسک را باید کنار بازده انتظاری گذاشت.
خبرهای سیاسی مثل کوه یخ هستند؛ فقط نوک آن دیده میشود. یک بار همین ذهنیت، بسیاری از سرمایهگذاران را از یکی از رالیهای طلایی بازار محروم کرد. بعد از جنگ اخیر، بازار کف محکمی ساخت و یک رشد پاییزی درخشان را تجربه کرد، اما بسیاری بهخاطر همین ترسها جا ماندند.
بهجرأت میگویم که بازار سرمایه رالی جدیدی را آغاز کرده است. این رالی، حاصل عقلانیت اقتصادی، اصلاح سیاست ارزی و جریان نقدینگی تشنه است. کافی است فضای سیاسی کمی آرامتر شود تا شاهد چرخش سرمایه از بازارهای موازی به سمت بورس باشیم. آن روز، بازار سرمایه بسیار دیدنیتر از امروز خواهد بود و قطعاً افراد زیادی را حیرتزده خواهد کرد.
محمد رضوی کارشناس بازار سرمایه:بورس با نرخ دلار صعودی شد

محمد رضوی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با هممیهن عقیده دارد که بخش عمدهای از رشد بورس ناشی از افزایش نرخ ارز است. همچنین تکنرخی شدن نرخ ارز میتواند صنایع دلاری محور بازار سرمایه را صعودی کند. او عقیده دارد که حذف ارز ترجیحی میتواند باعث رشد برخی از صنایع در بازار شود و باتوجهبه انتظارات تورمی پیشرو احتمالاً روند بازار صعودی باقی بماند.
تکنرخی شدن ارز چه تأثیری روی بازار سرمایه دارد؟
واقعیت این است که بازار سهام واکنش بسیار خوبی نسبت به اخبار تکنرخی شدن ارز نشان داده است. افزایش قیمت دلار و چشمانداز تکنرخی شدن ارز، مستقیماً به نفع سهام دلارمحور تمام شده است. بهویژه گروههای پتروشیمی، پالایشی، فلزات اساسی و همچنین برخی نمادهای بانکی مانند بانک ملت که از بحث نرخ تسعیر ارز منتفع میشوند، بهشدت موردتوجه قرار گرفتهاند. در حال حاضر شاهد صفهای خرید بسیار سنگین در این نمادها هستیم که نشان میدهد انتظارات بازار نسبت به آینده این شرکتها مثبتتر شده است.
چرا در کنار رشد بازار سهام، نقدینگی از صندوقهای درآمد ثابت خارج میشود؟
این موضوع نشان میدهد سرمایهگذاران نگرانی جدی از تورم دارند، نرخ سود صندوقهای درآمد ثابت که حدود ۳۷ تا ۳۸ درصد است، دیگر برای بسیاری از فعالان بازار جذابیتی ندارد، چون عملاً نمیتواند تورم فعلی و انتظارات تورمی پیشرو را پوشش دهد. تا این لحظهای که با شما صحبت میکنم، یعنی حدود ساعت دهونیم و تقریباً در نیمه بازار، چیزی حدود ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان خروج پول از صندوقهای درآمد ثابت ثبت شده که مقصد عمده آن بازار سهام و صندوقهای طلا بوده است. حتی صندوقهای نقره هم این روزها مورد توجه سرمایهگذاران قرار گرفتهاند؛ البته با این هشدار جدی که حتماً باید مراقب حباب قیمتی این صندوقها باشند.
افزایش قیمت کالاهای اساسی میتواند به بازار سهام نیز سرایت کند؟
ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی که برای کالاهای اساسی در نظر گرفته میشد، حذف شده و بنا بر اعلام خود مسئولان، قرار است مابهالتفاوت آن بهصورت پرداخت نقدی به مصرفکننده نهایی داده شود اما واقعیت این است که بعید میدانم این پرداختهای نقدی بتواند افزایش قیمتها را جبران کند. قیمت روغن به طور مشخص افزایش عجیبی داشته؛ صحبت از افزایش ۱۲۰ تا حتی ۱۸۰ درصدی است که واقعاً عدد بسیار بزرگی محسوب میشود و فشار سنگینی به مردم وارد میکند.
در حال حاضر بیشترین تأثیر حذف ارز ترجیحی را در گروه غذا و تا حدی دارو دیدهایم. طبق اخبار موجود، وزیر بهداشت نامهای به رئیسجمهور نوشته و درخواست کرده که تخصیص ارز برای گروه دارو ادامه پیدا کند، اما هنوز نتیجه آن مشخص نیست. اگر این تخصیص ارز انجام نشود، احتمالاً شاهد افزایش قیمت داروها هم خواهیم بود؛ موضوعی که میتواند تبعات اجتماعی بسیار سنگینی داشته باشد. این باعث انتظارات تورمی خواهد شد که خودش یکی از دلایل رشد بورس میتواند باشد. ازسویدیگر شرکتها نیز افزایش نرخ خواهند داد. فقط نکتهای که باید توجه کنیم این است که به نظر من راه سهمها از یکدیگر جدا خواهد شد.
سهامی رشد خواهند کرد که دلیلی برای رشد دارند و عمدتاً از این افزایش نرخها، منتفع میشوند؛ همانند پتروشیمیها، فلزات، پالایشیها، داروییها، بعضی از بانکیها و حمل و نقلیها و معدنیها. رشد ماه گذشته داروییها را اگر نگاه کنید دلیل آن همین شایعه افزایش نرخ بود که چند روز پیش تبدیل به خبر روز شد؛ داروییها رشد کردند تا اینکه اخبار متناقضی در مورد بحث تخصیص ارزشان در رسانهها مطرح شد و همین باعث شد به اصلاح رفتند.
با توجه به مجموعه این شرایط، چشمانداز شما برای بازار سرمایه چیست؟
بازار در حال حاضر دلایل کافی برای رشد دارد. تا زمانی که این دلایل و مهمتر از آن جریان ورودی نقدینگی وجود داشته باشد، بازار دچار نگرانی جدی نخواهد شد. اصلاحهای مقطعی کاملاً طبیعی است، اما فعلاً روند کلی صعودی ارزیابی میشود.ضمن اینکه نباید فراموش کنیم دولت همچنان به بازار سرمایه برای تأمین نقدینگی و مدیریت کسری بودجه نیاز دارد. از طرف دیگر، بحث آزادسازی سهام عدالت در سال آینده هم میتواند نقش مهمی در تحولات بازار داشته باشد.
همچنین توصیه من این است که سهامداران همگام با جریان نقدینگی حرکت کنند. مادامی که بازار از ورود پول برخوردار است، نگرانی جدی وجود ندارد. نکته مهم دیگر این است که اگر به ارزش دلاری بازار سرمایه نگاه کنیم، متوجه میشویم که بازار آنقدرها هم رشد نکرده و این رشد اسمی بیشتر ناشی از تغییرات نرخ ارز بوده، چراکه اصولاً با شرایط قبلی دیگر امکان تأمین آن ارز وجود نداشت و حالا عملاً این هزینه از جیب مصرفکننده پرداخت میشود.
در نهایت، همه امیدواریم که عقلانیت بر تصمیمگیریها حاکم شود و مردم از این وضعیت آشفته نجات پیدا کنند. شرایط بهگونهای شده که دیگر فقط فشار روی قشر ضعیف نیست؛ حتی قشر متوسط و نسبتاً مرفه جامعه هم دچار مشکل شدهاند ما امروز با پدیدهای مواجهیم که میتوان نامش را گذاشت «جامعهای پر از ثروتمندان فقیر»؛ افرادی که خانه و خودروی میلیاردی دارند، اما موجودی حساب بانکیشان به زحمت به ۲۰ میلیون تومان میرسد. این وضعیت اگر مدیریت نشود، قطعاً تبعات اقتصادی و اجتماعی عمیقی خواهد داشت.
احمد اشتیاقی کارشناس بازار سرمایه:بورس تحلیلپذیر شده است

ورود نقدینگی با قدرت به بورس تهران ادامه دارد و احمد اشتیاقی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگو با هممیهن عقیده دارد که تغییر سیاستهای ارزی دولت بهویژه انتقال ارز شرکتهای صادراتی تالار اول به تالار دوم و حرکت تدریجی به سمت و سوی حذف قیمتگذاری دستوری، میتواند چشمانداز سودآوری شرکتهای بورسی را تغییر دهد، اعتماد و نقدینگی را به سمت بورس روانه کند و درنهایت شاخص صعودی بماند.
چه عواملی باعث شدند که شاخص و قیمت سهام در بورس طی روزهای اخیر روند صعودی داشته باشد؟
بهنظر من دو عامل بسیار مهم و اثرگذار در رشد اخیر بازار سرمایه نقش محوری داشتهاند. عامل نخست، انتقال نرخ تسعیر ارز شرکتهای صادراتمحور از تالار اول به تالار دوم است. شرکتهای عمده فولادی، پتروشیمی و سایر صادرکنندگان بورسی، تا همین یکی دو ماه گذشته ارز صادراتی خود را عمدتاً با نرخهایی در محدوده ۷۰ هزار تومان تسعیر میکردند.
حتی در مقطع زمانی کوتاهی این عدد به حدود ۸۴ هزار تومان هم رسید، اما همچنان در چارچوب تالار اول قرار داشت. اکنون با تصمیم جدید، این نرخها به تالار دوم منتقل شدهاند؛ تالاری که قرار است مبنای قیمتگذاری آن نرخ حاشیه بازار باشد و در شرایط فعلی اعدادی در محدوده ۱۳۰ هزار تومان را منعکس میکند. عامل دوم به رشد بازار بحث ارز ترجیحی بازمیگردد.
این جابهجایی چه تأثیری بر عملکرد و سودآوری شرکتهای بزرگ بازار گذاشته است؟
اثر این تصمیم بسیار قابل توجه بوده است. وقتی نرخ تسعیر ارز شرکتهای صادراتی چنین جهشی را تجربه میکند، بهطور طبیعی درآمد ریالی آنها افزایش قابلملاحظهای پیدا میکند. این موضوع بلافاصله در صورتهای مالی آینده این شرکتها خودش را نشان میدهد. به همین دلیل هم شاهد بودیم که سهام پتروشیمیها، فولادیها و سایر نمادهای دلارمحور خیلی سریع مورد اقبال بازار قرار گرفتند. سرمایهگذار وقتی میبیند سیاستگذار به سمت واقعیسازی نرخ ارز حرکت کرده، احساس میکند بازار سرمایه دوباره به مسیر تحلیلپذیر خود برگشته است.
درخصوص عامل دوم بازار یعنی موضوع ارز ترجیحی ارز توضیح میدهید...
عامل دوم به حذف تدریجی ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی و انتقال برخی شرکتها به کانال ارزی تالار دوم مربوط میشود.برای مثال، شرکتهای فعال در صنعت روغن تا پیش از این، مواد اولیه خود را با ارز ترجیحی دریافت میکردند و در عین حال، ملزم به فروش محصولات با قیمتگذاری دستوری بودند.
این ترکیب باعث شده بود سودآوری این شرکتها کاملاً محدود و غیرواقعی باشد. حالا با ورود این شرکتها به کانال ارزی تالار دوم که نرخ آن حدود ۱۳۰ هزار تومان است، اگر فرض کنیم سیاستگذار اجازه دهد حاشیه سود این شرکتها حفظ شود، طبیعتاً درآمد و سود آنها به شکل قابلتوجهی افزایش مییابد. چون اساساً عدد تسعیر ارز، نزدیک به سه برابر شده است.
انتظار افزایش سودآوری باعث اقبال بازار به گروههای خاصی شده است؟
دقیقاً همینطور است. بازار همیشه جلوتر از صورتهای مالی حرکت میکند و بر اساس انتظارات آینده قیمتگذاری میکند. افزایش نرخ ارز مبنای محاسبه، این انتظار را ایجاد کرده که سودآوری شرکتهای روغنی، پتروشیمی و فولادی در گزارشهای آتی به شکل معناداری بهبود پیدا کند. به همین دلیل هم شاهد رشد تقاضا و افزایش حجم معاملات در این نمادها بودهایم. به بیان سادهتر، بازار دارد این پیام را دریافت میکند که دولت قصد دارد بهتدریج از سیاستهای دستوری فاصله بگیرد و اجازه بدهد قیمتها بر اساس واقعیتهای اقتصادی شکل بگیرند.
بهطور کلی، سیاست جدید دولت در حوزه ارز چه اثری بر اعتماد سهامداران گذاشته است؟
این سیاستها اثر روانی بسیار مثبتی بر بازار سرمایه داشته است. بخش عمده ارز وارداتی کشور از محل دلارهای صادراتی شرکتهای بورسی تأمین میشود. وقتی دولت اجازه میدهد این ارز با نرخهای واقعیتری در اقتصاد گردش کند، عملاً سودآوری شرکتها شفافتر و پایدارتر میشود. نتیجه این رویکرد، افزایش اعتماد سهامداران و بالا رفتن تمایل سرمایهگذاران به حضور فعالتر در بورس است. بازاری که احساس کند سیاستگذار با آن همراه است و هر روز قواعد بازی را تغییر نمیدهد، برای سرمایهگذاری جذابتر میشود.
چشمانداز بازار سرمایه را تا پایان سال چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من اگر دولت بر همین مسیر سیاستگذاری که اعلام کرده پایبند بماند و ناگهان با تصمیمات متفاوت مسیر را تغییر ندهد، بازار سرمایه میتواند روند صعودی خودش را حفظ کند. در اقتصاد تورمی، بازار سهام معمولاً دچار رکود عمیق و فرسایشی نمیشود، بلکه بهصورت تدریجی و متناسب با رشد متغیرهای اسمی حرکت میکند. این سیاست ارزی جدید میتواند بهطور مستمر باعث افزایش سودآوری شرکتها شود و همین موضوع از شاخصها حمایت خواهد کرد.
آیا میتوان برای شاخص کل عدد مشخصی را متصور بود؟
با توجه به شرایط فعلی و در صورت تداوم سیاستهای کنونی، حتی نسبتهای ارزندگی بازار مثل P/E هم ظرفیت بهبود نسبت به گذشته را دارند. در چنین فضایی من فکر میکنم شاخص کل میتواند بهصورت تدریجی تا محدوده ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار واحد رشد کند. البته پس از رسیدن به این سطح، باید دوباره شرایط اقتصادی، تحولات سیاسی، سیاستهای دولت و متغیرهای جدید را بررسی کنیم تا ببینیم بازار در گام بعدی چه مسیری را انتخاب خواهد کرد.