نقوی حسینی: شرایط داخلی ایران در اتخاذ لحن تهدیدآمیز ترامپ علیه ما موثر است
نماینده پیشین مجلس و فعال سیاسی اصولگرا، تأکید کرد که ایران همواره به دنبال مذاکره بوده و آمریکا رفتار جنگطلبانه دارد، اما شرایط منطقهای و بینالمللی، واشنگتن را به بازگشت به میز گفتگو سوق داده است.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از خبرآنلاین، با آغاز دوباره مذاکرات، فضای سیاسی کشور بار دیگر رنگی از انتظار و ابهام به خود گرفته است. گفتوگوهایی که پس از هفتهها گمانهزنی کلید خورده، حالا پرسشهای متعددی را در ذهن افکار عمومی ایجاد کرده است؛ از اینکه آیا این روند میتواند به ترمیم وجهه آسیبدیده دولت بینجامد تا اینکه اساساً خروجی این مذاکرات چه خواهد بود. مردم، که بیش از هر چیز چشم به نتایج ملموس در زندگی روزمره دارند، در پی پاسخی روشناند. در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد نه صرف آغاز گفتوگوها، بلکه کیفیت توافق احتمالی و میزان تأثیر آن بر معیشت و ثبات اقتصادی کشور است.
در همین راستا خبرآنلاین با سیدحسین نقویحسینی، نماینده پیشین مجلس و فعال سیاسی اصولگرا به گفتوگو پرداخته است؛ نماینده پیشین مجلس گفت: ما در موقعیتی قرار داریم که باید تکلیف خود را با طرف مقابل، بر مبنای جنگ یا مذاکره، روشن کنیم. جمهوری اسلامی ایران همواره به دنبال گفتوگو و مذاکره بوده و هیچگاه آغازگر جنگ و درگیری نبوده است. در مقابل، این طرف مقابل است که رویکردی مبتنی بر منازعه، کشمکش و رفتارهای زورمدارانه از خود نشان داده است. یکی از شواهد نزدیک و عینی این مسئله، همان جنگ ۱۲ روزه است که در آن آمریکاییها رسماً به کشور ما حمله کردند. بنابراین این طرف مقابل است که رفتار جنگطلبانه و قلدرمآبانه دارد، در حالی که ایران همواره تلاش کرده اختلافات را از مسیر مذاکره حلوفصل کند.
او با اشاره به تحولات سیاسی آمریکا ادامه داد: آمریکاییها قطعاً شرایط بینالمللی، وضعیت داخلی خود و شرایط منطقه را بهدقت ارزیابی میکنند. آنها در آستانه انتخابات میاندورهای قرار دارند و اگر ترامپ در این انتخابات شکست بخورد، کنگره را از دست خواهد داد؛ بنابراین ناگزیر است با دقت بیشتری تصمیمگیری کند. از سوی دیگر، محیط منطقهای در شرایط فعلی عملاً اجازه نظامیگری گسترده را نمیدهد. زمانی که ۹ کشور منطقه از آمریکا میخواهند میز مذاکره را ترک نکند، نشان میدهد منطقه آمادگی یک تنش بزرگ را ندارد؛ چرا که تجربه نشان داده این آمریکاست که میز مذاکره را ترک میکند، نه ایران.
نقوی حسینی با طرح این پرسش که چرا آمریکا علیه کره شمالی وارد فاز نظامی نمیشود، گفت: زیرا شرایط محیطی آن منطقه اجازه چنین اقدامی را نمیدهد. خاورمیانه نیز امروز در وضعیتی مشابه قرار دارد. افزون بر این، مسئله انرژی عامل تعیینکنندهای است؛ همه محافل اقتصادی جهان نسبت به نوسانات بازار انرژی حساساند و هرگونه اقدام نظامی در منطقه میتواند بحران جدی در حوزه انرژی ایجاد کند؛ بحرانی که در نهایت به زیان نظام سرمایهداری جهانی تمام خواهد شد.
نقوی حسینی با اشاره به مجموعه تحولات منطقهای و بینالمللی اظهار داشت: همه این عوامل موجب میشود آمریکاییها بهراحتی دست به اقدام نظامی نزنند. اگر هم بخواهند وارد درگیری نظامی شوند، ناچارند در مدت کوتاهی به نتیجه برسند، چرا که توان ورود به یک جنگ فرسایشی و طولانی را ندارند. در صورت کشیده شدن ماجرا به یک نبرد ادامهدار، این آمریکا خواهد بود که با هزینههای سنگین مواجه میشود و منطقه میتواند به گورستانی برای نیروهای آمریکایی تبدیل شود.
او با اشاره به مواضع رهبر انقلاب افزود: مقام معظم رهبری نیز صراحتاً تأکید کردند که در صورت وقوع جنگ، این درگیری محدود به دو کشور نخواهد ماند و ابعاد منطقهای پیدا خواهد کرد. همین ملاحظات راهبردی، در کنار شرایط سیاسی و اقتصادی جهان، به نظر میرسد در تصمیم آمریکا برای بازگشت به میز مذاکره بیتأثیر نبوده و آنها را به سمت پذیرش گفتوگو سوق داده است.
طرف مقابل باید در رفتار خود تجدیدنظر کند
نقوی حسینی تصریح کرد: اگر قرار است مذاکرات به نتیجه برسد و به جمعبندی قابل قبول منتهی شود، طرف مقابل باید در رفتار خود تجدیدنظر کند. با ادبیات تحکمی و رویکردی که بخواهد نتیجه مذاکرات را از پیش تعیین کند، طبیعی است که توافقی حاصل نخواهد شد. با این حال، لحن اخیر مقامات آمریکایی نشان میدهد که رویکرد آنها تا حدی تغییر کرده و تمایل بیشتری به پیشبرد گفتوگو دارند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اظهارات اخیر درباره شکلگیری ساختار جدید مذاکرات از سوی آقای لاریجانی و همچنین تأکید بر پیامدهای منطقهای هرگونه درگیری، در مجموع بر رفتار آمریکا اثر گذاشته است. باید دید در ادامه گفتوگوها، طرفین به چه جمعبندی مشخصی خواهند رسید و آیا این روند میتواند به توافقی پایدار منجر شود یا خیر.
نقوی حسینی با اشاره به وضعیت داخلی کشور اظهار داشت: یکی از عواملی که میتواند طرف مقابل، بهویژه ترامپ، را به استفاده از ادبیات نظامی تشویق کند، شرایط داخلی ماست. این وضعیت داخلی است که پیامهایی به بیرون مخابره میکند و میتواند آنان را به اتخاذ لحن تهدیدآمیز علیه جمهوری اسلامی ایران ترغیب کند. یکی از مهمترین مؤلفههای این شرایط، وضعیت اقتصادی کشور است؛ واقعیتی که امروز با گرانیهای سنگین، بیثباتی بازار و نگرانی فعالان اقتصادی همراه شده است.
انگیزه لازم برای تصمیمگیری و سرمایهگذاری کاهش یافته است
او ادامه داد: در نشستها و گفتوگوهایی که با فعالان اقتصادی داریم، بهوضوح میبینیم که انگیزه لازم برای تصمیمگیری و سرمایهگذاری کاهش یافته است. بسیاری از تولیدکنندگان و فعالان بازار میگویند چشمانداز روشنی پیش روی خود نمیبینند و از آینده مطمئن نیستند. حتی یکی از صرافان عنوان میکرد که به دلیل نوسانات لحظهای قیمتها، فعالیت خود را برای چند روز متوقف کرده، چرا که در فضای بیثبات، توافقهای تجاری بهسرعت برهم میخورد و امکان برنامهریزی وجود ندارد. اینها نشان میدهد که اقتصاد کشور در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.
نقوی حسینی درباره تأثیر مذاکرات بر فضای داخلی گفت: به نظر میرسد اگر جامعه و فعالان اقتصادی احساس کنند گفتوگوها در مسیر مشخص و مثبتی پیش میرود و چارچوبی برای توافق درحال شکلگیری است، در کوتاهمدت میتواند اثر روانی مثبتی بر بازار بگذارد. کاهش التهاب، بازگشت نسبی آرامش و افزایش تمایل سرمایهها به حرکت در مسیر تولید، از جمله پیامدهای چنین فضایی خواهد بود. اما این آثار کوتاهمدت است؛ برای ایجاد ثبات پایدار، نیازمند اصلاحات عمیق ساختاری هستیم. اصلاحاتی اساسی که بتواند بنیانهای اقتصادی را تقویت کند و کشور را به سمت آرامش و ثبات بلندمدت سوق دهد.
او در ادامه به تحولات اجتماعی سالهای اخیر اشاره کرد و افزود: تنشها و ناآرامیهایی که رخ داد و به تعبیر رهبر انقلاب تلاشی برای برهم زدن ثبات کشور بود، شکافهایی در جامعه ایجاد کرد. هرچند بسیاری از مردم نسبت به نقش و تأثیرگذاری دشمنان در هدایت این تحولات آگاهاند، اما واقعیت این است که آن حوادث، فاصلهها و دلخوریهایی را به وجود آورد و بخشی از جامعه را متأثر کرد. ترمیم این شکافها و بازسازی اعتماد عمومی، ضرورتی انکارناپذیر است و باید با تدبیر و نگاه ملی دنبال شود.
مذاکرات میتواند در کوتاهمدت آثار مثبتی داشته باشد
نقوی حسینی در پاسخ به این پرسش که آیا مذاکرات میتواند به ترمیم وجهه دولت و حاکمیت کمک کند، گفت: مذاکرات میتواند در کوتاهمدت آثار مثبتی داشته باشد و نشان دهد ارادهای برای بهبود شرایط مردم وجود دارد، اما کافی نیست. برای بازگرداندن عزت و احساس اثرگذاری به مردم، اقدامات کلانتری لازم است. مردم باید احساس امنیت، آرامش و امکان مشارکت داشته باشند؛ بتوانند اظهار نظر کنند، انتخاب کنند و حتی اعتراض خود را در چارچوب قانون بیان کنند.
او تأکید کرد: تحقق این هدف نیازمند تلاش هماهنگ قوای سهگانه است. قوه قضاییه باید با فساد، رانت و سوءاستفاده از اموال عمومی برخورد قاطع داشته باشد تا مردم مطمئن شوند حقوقشان تضییع نمیشود. مجلس باید در موضوعات اساسی کشور قانونگذاری دقیق انجام دهد؛ از جمله درباره نحوه و چارچوب اعتراضات، تا سازوکاری قانونی و مشخص برای بیان مطالبات وجود داشته باشد. دولت نیز باید نقش خود را در اجرای قانون و تأمین حقوق شهروندان ایفا کند. تنها با چنین اقدامات اساسی میتوان شرایط را به وضعیت طبیعی و باثبات بازگرداند.