| کد مطلب: ۶۲۴۸۳

جنگ که می‌آید همه شکست می‌خورند

من با جنگ مخالفم، زیرا ایران را دوست دارم. زیرا مردم این سرزمین را مهم‌تر از هر شعار و هر پیروزی می‌دانم. زیرا باور دارم هیچ دستاوردی ارزش این را ندارد که امید یک ملت قرباتی آن شود.

جنگ که می‌آید همه شکست می‌خورند

در این روزها صدای مانند من کمتر شنیده می‌شود؛ کسانی که نه شیفته جنگ‌اند و نه شیفته تسلیم، نه در سودای فتح و انتقام زندگی می‌کنند و نه چشم بر تهدیدها و خطرها می‌بندند. من هم مانند بسیاری از شهروندان ایرانم اما خود را یک نیروی میانه می دانم که در میان هیاهوی دو قطب افراطی، گویی صدایش شنیده نمی شود.

این روزها هر کس از صلح سخن بگوید، متهم به ضعف می‌شود و هر کس از پیامدهای جنگ بگوید، گویی متهم است که واقعیت‌های جهان را نمی‌بیند. اما من با جنگ مخالفم، این مخالفت به هیچ. وجه از سر ترس نیست بلکه از سر عشق به انسان، عشق به ایران و عشق به آینده‌ای است، که هنوز می‌توان برای آن امیدوار بود.

جنگ برای من نوعی یک مفهوم انتزاعی در کتاب‌های تاریخ یا روی نقشه‌های سیاسی نیست. جنگ یعنی مدرسه و خانه‌ای که ویران می‌شود و گودکان معصومی که پرپر می شوند. یعنی مادری که چشم‌انتظار فرزندی می‌ماند که دیگر بازنمی‌گردد. یعنی کودکی که ناگهان جهان امنش فرو می‌ریزد. یعنی مردمی که یک‌شبه حاصل یک عمر تلاش خود را از دست می‌دهند. جنگ یعنی زخمی که حتی پس از خاموش شدن آخرین گلوله نیز سال‌ها در جان یک ملت باقی می‌ماند.

در جنگ اخیر. بار دیگر دیدیم که چگونه درگیری و خشونت، فراتر از شعارها و روایت‌های سیاسی، به زندگی واقعی انسان‌ها آسیب می‌زند. جان‌هایی از دست رفت، خانواده‌هایی داغدار شدند، اضطراب و ناامنی بر زندگی میلیون‌ها نفر سایه انداخت و بخشی از توان و سرمایه کشور صرف چیزی شد که کاش هرگز رخ نمی‌داد.

من باور دارم مهم‌ترین دارایی یک کشور نه نفت است، نه موشک، نه منابع زیرزمینی و نه حتی موقعیت راهبردی آن. مهم‌ترین دارایی یک کشور، مردم آن کشورند. جامعه‌ای که امیدوار باشد، اعتماد داشته باشد، بتواند کار کند، بیاموزد، خلق کند و برای فردای خود برنامه بریزد، بزرگ‌ترین سرمایه ملی است.

وقتی جوانی امیدش را از دست می‌دهد، وقتی خانواده‌ای آینده را تیره می‌بیند، وقتی نخبگان به فکر رفتن می‌افتند و وقتی ترس جای آرامش را می‌گیرد، بخشی از قدرت واقعی کشور آسیب می‌بیند. بدون تردید هیچ سلاحی نمی‌تواند جایگزین این سرمایه انسانی و اجتماعی شود.

مخالفت من با جنگ به این معنی نیست که کشور نباید از خود دفاع کند. هیچ وجدان آگاهی در برابر تجاوز و تهدید، دفاع مشروع را انکار نمی‌کند. اما میان دفاع از کشور و عادی‌سازی جنگ فاصله‌ای عمیق وجود دارد. دفاع یک ضرورت است؛ جنگ یک فاجعه. دفاع گاهی اجتناب‌ناپذیر می‌شود؛ اما جنگ هرگز نباید به آرزو یا عادت تبدیل شود.

شاید صدای امثال من در این فضای دوقطبی به جایی نرسد. شاید در میان فریادهای بلند کسانی که فقط از جنگ سخن می‌گویند و کسانی که فقط از تسلیم، حرف یک نیروی میانه‌ شنیده نشود. اما همچنان می‌خواهم بگویم که من طرفدار زندگی‌ام.

آرزویم این است که کشوری داشته باشم که خبر اولش افتتاح یک مدرسه باشد، نه شمارش کشته‌ها. کشوری که سرمایه‌اش صرف آبادانی شود، نه بازسازی ویرانه‌ها. کشوری که جوانانش به جای نگرانی از فردا، برای ساختن فردا رقابت کنند. به نظرم بزرگ‌ترین میهن‌دوستی در زمانه ما همین است؛ اینکه ارزش جان انسان‌ها را فراموش نکنیم. اینکه بدانیم قدرت یک ملت در توانایی کشتن نیست، در توانایی زندگی کردن و زندگی ساختن است.

من با جنگ مخالفم، زیرا ایران را دوست دارم. زیرا مردم این سرزمین را مهم‌تر از هر شعار و هر پیروزی می‌دانم. زیرا باور دارم هیچ دستاوردی ارزش این را ندارد که امید یک ملت قرباتی آن شود.

«آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا»

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • این که تلویزیون رسمی صدای دولت نباشد واقعا نوبر است و با تلویزیون ایرنا و چهار تا مصاحبه با مجریانی که از گوشی هدایت…

  • آن معدود طرف‌های خواهان نابودی منطقه، در جایی لانه کرده‌اند که ظاهراً حتی ترامپ هم قادر به کشیدن مهار آنها نیست!

  • در این که باید به شرکت های خلاق بها داد تردیدی نیست. شرکت هایی که جوهرۀ رشد آنها خلاقیت و نوآوری برای ارایه محصولات و…

آخرین اخبار