ایران تعیینکننده ثبات خاورمیانه
عامل تعیینکننده در شکلدهی به احتمال برقراری یک توازن پایدار در خاورمیانه، آینده ایران است.
عامل تعیینکننده در شکلدهی به احتمال برقراری یک توازن پایدار در خاورمیانه، آینده ایران است. با توجه به ناکامیهای اخیر و نارضایتی فزاینده عمومی، احتمال میرود که این ایدئولوژی مورد چالش قرار گرفته یا حتی بهطور کامل بازنگری شود. دهها سال است که بخش بزرگی از غرب، اسرائیل و بسیاری از کشورهای عربی، ایران را منبع اصلی بیثباتی منطقهای میدانند.
از زمان پایان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸)، تهران برای دور نگه داشتن درگیری از خاک خود، به استراتژی «دفاع پیشدستانه» (دفاع رو به جلو) متکی بوده است. این دکترین که تحت تأثیر ترومای جنگ و مداخلات نظامی ایالات متحده در افغانستان (۲۰۰۱) و عراق (۲۰۰۳) شکل گرفته، بر سه پایه استوار بود:
شبکهای از گروههای مسلح متحد، از جمله حزبالله در لبنان، نیروهای بسیج مردمی (حشدالشعبی) در عراق و انصارالله در یمن.
برنامه موشکهای بالستیک و پهپادی که توانمندیهای استراتژیک فراهم میکرد.
وضعیت نیروی دریایی مبتنی بر تاکتیکهای نامتقارن برای بازدارندگی نیروهای آمریکایی و عملیات مؤثر در آبراههای کلیدی خلیج فارس.
دو هدف اصلی در این رویکرد عبارت بودند از: بازدارندگی اسرائیل و ایالات متحده از حمله مستقیم به ایران، و تضمین نفوذ در لبنان، سوریه، عراق و یمن برای تبدیل کردن آنها به مناطق حائل یا بستری برای اقدامات ایران. با این حال، پیامدهای جنگ غزه نشان داد که پروژه «محور مقاومت» ایران محدودیتهایی دارد.
تسلیم بالفعل حزبالله در نوامبر ۲۰۲۴، ویرانی غزه و یک جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ که در آن اسرائیل و ایالات متحده ایران (از جمله تأسیسات هستهای و توانمندیهای موشکی آن) را بمباران کردند، نقاط ضعف شبکه نیابتی فراملی ایران را آشکار کرد. در عوض، این وقایع منجر به تثبیت یک «محور متقابل» شامل کشورهای حوزه خلیج فارس و اسرائیل شد و ایران را در انزوا و محدودیت استراتژیک قرار داد.
یک ایرانِ ملیگرا در آینده ممکن است همچنان مستبد باقی بماند اما رویکردی درونگرا اتخاذ کند. این مسئله پیامدهای عمیقی خواهد داشت: نیروهای نیابتی ایران ناچار خواهند بود در نقش خود بازنگری کرده و جایگاه خود را در داخل کشورهایشان بازتعریف کنند؛ امری که پتانسیل تبدیل آنها به بازیگرانی ملیگراتر و کمتر نظامیشده را دارد. آینده آنها عمدتاً توسط مسیری که ایران انتخاب میکند، شکل خواهد گرفت.
با این حال، بزرگترین آسیبپذیری ایران در داخل نهفته است. نظام حاکم بر ایران با شکنندگی داخلی، کاهش مشروعیت و اقتصادی رو به زوال روبهروست. تقابل خارجی ممکن است برای مدت کوتاهی همبستگی ملی ایجاد کند، اما نمیتواند بحران ساختاری کشور را حل کند.
جمعیت جوان و ناامید ایران به شکلی فزاینده با وضعیت فعلی مخالفت میکنند و ماجراجوییهای منطقهای ایران را هزینهبر و عامل انزوای بینالمللی میبینند. چشمانداز یک نظم منطقهای پایدار به شدت به جهتگیری استراتژیک ایران بستگی دارد. هرچه تهران بیشتر به سمت اولویتبخشی به مسائل ملی، بازسازی اقتصادی و تنشزدایی حرکت کند و از ماجراجویی منطقهای فاصله بگیرد، شانس بازسازی خاورمیانه حول یک توازن پایدار بیشتر خواهد بود. در مقابل، اگر ایران بر تقابل و مقاومت ایدئولوژیک پافشاری کند، بیثباتی منطقهای عمیقتر خواهد شد.