| کد مطلب: ۵۵۶۱۸

نهاد علمی یا ویترین قدرت؟/ بررسی کارکرد اندیشکده‌ها در ایران به بهانه صدور مجوز «اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی»

یک اندیشکده دیگر در ایران مجوز فعالیت خود را دریافت کرد. صدور مجوز برای یک اندیشکده تازه، بار دیگر این پرسش را زنده کرده که جایگاه واقعی این نهادها در ساختار سیاست‌گذاری ایران چیست و تا چه اندازه می‌توانند نقشی فراتر از نام و عنوان ایفا کنند.

نهاد علمی یا ویترین قدرت؟/ بررسی کارکرد اندیشکده‌ها در ایران به بهانه صدور مجوز «اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی»

یک اندیشکده دیگر در ایران مجوز فعالیت خود را دریافت کرد. صدور مجوز برای یک اندیشکده تازه، بار دیگر این پرسش را زنده کرده که جایگاه واقعی این نهادها در ساختار سیاست‌گذاری ایران چیست و تا چه اندازه می‌توانند نقشی فراتر از نام و عنوان ایفا کنند. روند رو‌به‌افزایش اندیشکده‌ها در سال‌های اخیر، بیش از هر زمان دیگری ضرورت ارزیابی کارکرد و استقلال این نهادها را برجسته کرده است.

«اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی» که به  تازگی مجوز آن صادر شده است، به درخواست «بنیاد بین‌المللی شهید رئیسی» و با موافقت کمیسیون نظارت و راهبری اندیشکده‌های استادان و دانشگاه‌های سراسر کشور شکل گرفته است. بنابر اطلاعاتی که هنگام انتشار دریافت مجوز این اندیشکده آمده است، هدف از این اقدام، ارائه راهکارهای علمی برای بهبود نظام حکمرانی بیان شده است.

برگزاری نشست‌های تخصصی، میزگردهای کارشناسی و دوره‌های آموزشی با مشارکت اساتید دانشگاه، نخبگان و خبرگان اجرایی با هدف ارائه پیشنهادهای علمی و کاربردی برای حل مسائل مدیریتی کشور از اهداف اصلی تاسیس این نهاد بیان شده است. پیشنهاد تاسیس این اندیشکده در حالی از سوی «بنیاد بین‌المللی شهید رئیسی» به مدیریت محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت ابراهیم رئیسی مطرح شد که از زمان تشکیل این بنیاد بین‌المللی نیز مدت زیادی نمی‌گذرد و هنوز خروجی و اقدامات این بنیاد هم مشخص نیست. 

اتهام‌زنی به منتقدان

سایت رجانیوز که منتسب به میثم نیلی، برادر داماد مرحوم رئیسی است، در گزارشی انتشار خبر تشکیل اندیشکده را حاوی بازخوردهای مثبت در بین اقشار مختلف جامعه دانسته و منتقدان را با متهم کردن به بدنامی در میان افکار عمومی، به انتشار هجمه و اتهامات دروغین متهم کرده است: «این مجموعه بدون هیچگونه بودجه خاص یا بهره‌مندی از امکانات عمومی تاسیس شده، اما جریان اصلاحات و همچنین افراد منتسب به جریان فکری مرحوم هاشمی‌رفسنجانی بدون هیچگونه مستندی به تخریب پرداختند.

در چرایی وحشت این طیف از ترویج و الگو معرفی کردن فردی که رهبر معظم انقلاب صراحتاً در تمجید از وی فرمودند «رئیسی عزیز ‎مصداق کامل خصوصیات یک ‎مسئول حکومت الهی بود»، کافی است به سوابق و عاقبت عبرت‌آموز مرحوم هاشمی‌رفسنجانی به‌عنوان پدر معنوی آنان رجوع کرد.»

با این حال، پس از انتشار خبر تاسیس این اندیشکده، انتقادات متفاوتی نسبت به آن از سوی هر دو طیف اصواگرا و اصلاح‌طلب مطرح شد. مسیح مهاجری، مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله‌ای در این‌باره نوشت: «درست مثل این ضرب‌المثل معروف که می‌گوید: «با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود»

با تعریف و تمجید عطار هم بوی خوش عطر به مشام کسی نمی‌رسد «عطر، آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید. تأسیس اندیشکده برای این شخص و آن شخص حتی اگر از بودجه بیت‌المال هم نباشد، عطری به بازار نمی‌آورد که خریدار داشته باشد. می‌بینید که مردم از مکتب‌‌سازی‌ها و قدیس‌پروری‌ها با همه هزینه‌های غیرمجاز که از بیت‌المال می‌شود استقبال نمی‌کنند و چنین اقداماتی را پس می‌زنند. این حرف مردم را باید فهمید که با صدای بلند می‌گویند: عطر آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.»

انبوه‌سازی بدون کارکرد

مرتضی افقه، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز نیز با انتقاد از تشکیل یک اندیشکده جدید و ایجاد بار اضافی با تاسیس چنین نهادهایی گفت: «مشکل کشور ما بزرگ بودن دولت نیست. ناکارآمد بودن دولت است. اخیراً یک پژوهشکده‌ای درست شده با عنوان «اندیشکده حکومت و کشورداری شهید رئیسی» اگر ما در شرایطی هستیم که باید ردیف‌های بودجه را کاهش داد، پس چرا یک اندیشکده یا موسسه جدید تاسیس می‌شود که باز هم نیاز به بودجه دارد؟»

یک فعال سیاسی اصولگرا نیز که تمایلی به ذکر نام خود نداشت، در گفت‌وگو با هم‌میهن با اشاره به رشد قارچ‌گونه اندیشکده‌های سیاسی در کشور، از نبود خروجی روشن از عملکردهای اندیشکده‌ها انتقاد کرد و گفت: «بهتر است کسانی که پیش از این اندیشکده‌هایی را راه‌اندازی کرده‌اند پاسخگوی عملکردهای خود باشند.

اساساً اندیشکده باید توسط گروه‌ها و کسانی تاسیس شود که دانش و سواد این کار را نیز داشته باشند، درحالی‌که چنین سطح دانشی را در ایران نمی‌بینیم. او معتقد است تاسیس اندیشکده به پارامترهایی نیاز دارد و صرف وجود یک بودجه‌ای که مشخص نیست از منابع شخصی تامین شده است یا خصوصی، دلیل قانع‌کننده‌ای برای ایجاد یک اندیشکده نیست.»

تعدد اندیشکده‌های حکمرانی

اندیشکده‌های حکمرانی به عنوان حلقه واسط میان مراکز تفکر و پژوهش و نهاد سیاست‌گذار، بازوی مشورتی نهادهای دولتی و خصوصی با رویکرد تحقیقاتی و پژوهشی هستند. این نهادها با ارائه تحلیل‌های دقیق و جامع و با توجه به فرایندهای سیاست‌گذاری، گزارش‌هایی را ارائه خواهند داد که حاوی راه‌حل‌های عملی و کاربردی برای حل مشکلات است.

تاسیس اندیشکده‌های مختلف در ایران به پیش از انقلاب باز می‌گردد. نخستین اندیشکده ایران با عنوان «مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور» در سال 1348 آغاز به کار کرد و تا سال 1390 تعداد اندیشکده‌های ایران به 45 مورد رسید. اما از دهه 90 ، تاسیس اندیشکده‌ها رشد فزاینده‌ای پیدا کرد. به گونه‌ای که 215 اندیشکده از سال 1390 تاکنون راه‌اندازی شده است که با اضافه شدن اندیشکده جدید مرحوم رئیسی به 216 مورد خواهد رسید.

مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در سال 1401 از راه‌اندازی 31 اندیشکده قانون‌گذاری و حکمرانی در 31 استان کشور خبر داد که هدف از آن جلب نظر اساتید استانی درباره طرح‌ها و لوایح که قید فوریتی ندارند اظهارنظر کنند و از ظرفیت‌های محلی برای پاسخ‌دهی به نیازهای کارشناسی نمایندگان مجلس و مدیریت‌های محلی در قالب این اندیشکده‌ها استفاده کنند. 

نهادهای موازی، داده‌های محدود

در ضرورت تاسیس اندیشکده‌های جدید در حوزه‌های مختلف سیاستی، نقدهای فراوانی وارد است. به‌ویژه با رشد فزاینده این نهادها در یک دهه اخیر در ایران، نسبت به جایگاه اندیشکده‌ها در ایران و تاثیر آنها در سیاست‌گذاری‌های کلان کشور ابهاماتی مطرح است؛ از نامشخص بودن جایگاه اندیشکده‌ها در سیاست‌گذاری‌های کلان گرفته تا محدودیت‌های بنیادی‌تر موجود برای این نهادها نظیر عدم دسترسی آزاد به داده‌های استراتژیک. با وجود ده‌ها نهاد موازی پژوهشی در ایران، این سوال بنیادین نیز مطرح است که افزودن یک اندیشکده حکمرانی دیگر قرار است کدام مسئله بنیادین را حل کند؟ آیا ایجاد یک نهاد موازی دیگر رقابتی برای ارائه ایده‌ و راهکار خواهد بود یا تشکیلاتی رقابتی برای دریافت بودجه‌ای دیگر؟

از سوی دیگر رعایت اصل بی‌طرفی در ساختار اندیشکده‌ها مسئله مهمی است که بر نقد منصفانه و ارائه راهکارهای عاری از جانبداری اثرگذار است. تاسیس اندیشکده‌های وابسته به چهره‌های سیاسی و نهادهای حاکمیتی، احتمال اینکه گزارش‌های کارشناسی ارائه‌شده جنبه تبلیغاتی یا توجیه‌گرایانه پیدا کنند را پررنگ خواهد کرد. 

مجید افشانی، مدیر بین‌الملل اندیشکده حکمرانی شریف معتقد است: «نهادهای غیردولتی و اندیشکده‌های مستقل می‌توانند نقش مهمی در تولید توصیه‌های سیاستی ایفا کنند. متأسفانه، در ایران این نهادها به اندازه کافی قدرتمند و تأثیرگذار نیستند و اغلب از فرایند تصمیم‌سازی کنار گذاشته می‌شوند.

این در حالی است که در بسیاری از کشورها، اندیشکده‌های غیردولتی نقش کلیدی در شکل‌دهی به سیاست‌های خارجی دارند. برای مثال، در ایالات متحده، اندیشکده‌هایی مانند بروکینگز، رند و شورای روابط خارجی، تأثیر قابل توجهی بر سیاست خارجی این کشور دارند. در ایران، اما این نقش کمرنگ است و نیاز به تقویت دارد.»

غیبت در لحظات حیاتی

در ایران، اثرگذاری اندک اندیشکده‌های حکمرانی به‌ویژه در حوزه‌های سیاسی، مورد انتقاد کارشناسان و فعالان سیاسی است. این انتقاد به‌ویژه زمانی برجسته می‌شود که مطالعه پژوهش‌های اندیشکده‌های ایران نشان می‌دهد، در سطوح بالای سیاستی از یک سو با وجود آنکه نسبت به نقش اندیشکده‌ها در سیاست‌گذاری دولت‌ها در ابعاد ملی و جهانی آگاهی لازم وجود دارد، اما از سوی دیگر اندیشکده‌های ایران در لحظات حساس و حیاتی، اثرگذاری لازم را ندارند. 

برای نمونه پس از جنگ دوازده‌روزه ایران و اسرائیل، یک نشست تخصصی در خصوص بررسی عملکرد اندیشکده‌ها در جریان این جنگ با عنوان «اندیشکده‌ها چه کردند؟» برگزار شد. اظهارنظرهای مطرح‌شده در این نشست، حاکی از فقدان حضور کاربردی آنها در جریان جنگ دوازده‌روزه بود. کیومرث اشتریان، استاد علوم سیاسی در این نشست با اشاره به ارائه نشدن راهکار عملیاتی از سوی اندیشکده‌ها در این جنگ تاکید کرد که آنها باید خود را برای سناریونویسی و ارائه راهکارهای عملیاتی آماده می‌کردند و از حالت منفعلانه و انتظار کشیدن برای ورود بازیگران دیگر به فعالیت‌های اجرایی فاصله می‌گرفتند.

رویکرد امنیتی اندیشکده‌ها، کمبود اطلاعات دقیق برای تحلیل، غافلگیری اندیشکده‌ها، کمبود تحلیل‌های تخصصی از جمله نقاط ضعفی بود که در نقد عملکرد اندیشکده‌ها، از سوی اندیشه‌ورزان این مجموعه‌ها اعلام شد. محمدرضا حدادی از اندیشکده حکمرانی امیرکبیر معتقد بود اندیشکده‌های آمریکایی و اسرائیلی در ارائه برنامه و سیاست به دولت‌هایشان در این ایام پیشرو بودند و اندیشکده‌های ایرانی باید نقش فعال‌تر و اجرایی‌تری را برعهده می‌گرفتند. 

این در حالی است که پژوهشکده مطالعات راهبردی در گزارشی به شناسایی و بررسی اندیشکده‌های تاثیرگذار بر سیاست دولت ترامپ در قبال ایران پرداخته است. بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، بنیاد هریتیج و موسسه هادسن سه اندیشکده‌ای هستند که به عنوان نهادهای تاثیرگذار در تصمیمات ترامپ در زمینه ایران داده‌های راهبردی به رئیس‌جمهور ایالات متحده ارائه کرده‌اند. 

نبود یک ساختار نظام‎‌مند در ارزیابی عملکرد اندیشکده‌ها در ایران، مسئله دیگری است که در نقد این نهادها وارد است. در حال حاضر هیچ نهاد مستقلی برای شناسایی، امتیازدهی و رتبه‌دهی اندیشکدها در ایران وجود ندارد و اندیشکده‌ها خودشان به ارائه گزارش عملکرد سالانه می‌پردازند. 

با این حال، وزارت علوم ایران در تلاش برای طراحی نظام جامع فعالیت‌های اندیشکده‌ای در ایران است. مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها با اشاره به تلاش برای گسترش فعالیت اندیشکده‌ها گفته است نگاه این نهاد در تشکیل این اندیشکده‌ها، نگاهی عالمانه و مسئله‌محور است؛ نه صرفاً تکرار فعالیت‌های پژوهشی. او در ادامه افزود: «هدف اصلی، تقویت جریان حکمرانی نظام اسلامی و به‌کارگیری دانش و تجربه دانشگاهیان برای حل واقعی مسائل کشور است.»

مسیر بی‌نتیجه

در نتیجه بررسی استقلال، شفافیت و کارآمدی اندیشکده‌ها ضروری است. آغاز به کار یک اندیشکده سیاسی دیگر، در شرایطی که ظرفیت اندیشکده‌های موجود هنوز به طور کامل در جریان سیاست‌گذاری‌های کشور به کار گرفته نشده است، می‌تواند محل بحث و بررسی باشد. حال آنکه آغاز به کار اندیشکده‌ای به نام یک رئیس‌جمهور به‌طور ذاتی این نهاد را وابسته به جریان سیاسی خاصی می‌کند و امکان تحلیل‌ها و ارائه راهکارهای بی‌طرفانه را سلب می‌کند.

درحالی‌که اندیشکده در ذات خود به عنوان یک حلقه واسط علمی میان دانشگاه، جامعه و سیاست‌گذار باید دارای استقلال فکری و عملی باشد، اما با رویکرد در پیش گرفته‌شده در ایران به ویترین قدرت تبدیل شده است. رشد سریع این‌قبیل نهادهای حکمرانی در حالی که اندیشکده‌های موجود نیازمند تثبیت جایگاه واقعی خود در فرایند سیاست‌گذاری هستند و با آن فاصله زیادی دارند، در کنار نبود یک نظام ارزیابی مستقل و شفاف، به اثرگذاری کارکرد آنها کمکی نخواهد کرد.

اقداماتی از این دست صرفاً منجر به ایجاد فضای رقابتی درون‌جناحی و تبلیغاتی خواهد شد که جلوی رشد و فعالیت اندیشکده‌های مستقل و بی‌طرف را نیز خواهد گرفت. از سوی دیگر اندیشکده‎‌های تعلق به یک چهره و یا جریان سیاسی خاص، اعتبار علمی این نهادها را نیز دچار ابهام خواهد کرد، در نتیجه تاسیس اندیشکده‌های جدید – حتی با ادعای حل مسائل مدیریتی و حکمرانی – بدون اصلاح ساختار، تضمین استقلال، و ایجاد شفافیت در ارزیابی عملکرد، بیشتر به یک ابزار سیاسی برای تثبیت جایگاه افراد و جریان‌ها می‌ماند تا یک نهاد علمی موثر که حلقه واسط میان نهاد دانشگاه و نظام حکمرانی است. 

در همین راستا و در گفت‌وگو با  ناصر ایمانی فعال سیاسی اصولگرا و حسین نقاشی فعال سیاسی اصلاح‌‌طلب به بررسی بیشتر این موضوع پرداختیم.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
پربازدیدترین
آخرین اخبار