| کد مطلب: ۶۲۰۹۲

ارزیابی محسن آرمین درباره وضعیت موجود کشور و روند تحولات پیش رو

محسن آرمین گفت: در مواجهه با بحران‌های کنونی نیاز حیاتی به همراهی مردم انکار ناپذیر است. قطعاً مشکلات کشور در کوتاه مدت حل شدنی نیست

ارزیابی محسن آرمین درباره وضعیت موجود کشور و روند تحولات پیش رو

به گزارش هم‌میهن آنلاین، محسن آرمین نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران در جلسه اخیر مجمع عمومى این جبهه با عنوان «درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران»، وضعیت موجود و روند تحولات پیش رو را تحلیل کرد.

وی برای تحول نظام جمهوری اسلامی در دوران پساجنگ عنوان "جمهوری سوم" را به کار برد و به بیان مشخصه‌های آن از دیدگاه خود پرداخت.

نایب رییس جبهۀ اصلاحات در ادامه انتخاب‌های فراروی جمهوری سوم و فرصت‌ها و تهدیدهای این انتخاب ها را مطرح و براساس ارزیابی خود روند تحولات کشور در دوره تازه را پیش بینی کرد.

آرمین با اظهار این که بر روی عنوان جمهوری سوم تأکیدی ندارد و می‌داند این عنوان در ادبیات سیاسی برای دورانی استفاده می‌شود که قانون اساسی یا ساختار قدرت تغییر کند، دلیل آن را استفاده اخیر برخی از تحلیل گران در این زمان بیان کرد و افزود: اگر چه با توجه به تغییراتی که اکنون در ساخت قدرت پدید آمده و در آینده خواهد آمد این عنوان چندان هم بی مسما نیست.

وی مشخصه‌های جمهوری سوم را که با توجه به جنگ اخیر، متفاوت از جمهوری‌های اول و دوم توصیف کرد این گونه توضیح داد: ۱- حضور بیشتر نظامیان، ۲-میل نظام سیاسی به سوی عرفی شدن، ۳- تمرکزگرایی ببیشتر و ۴- رویکردی که اولویت نخست آن توسعه به نظر نمی رسد.

آرمین با تصریح این که اصولاً جنگ موجب قدرت گرفتن نظامیان می‌شود و پس از هر جنگ، نظامیان که در جنگ نقش تعیین کننده‌ای داشته‌اند،‌ نسبت به پیش از جنگ تمایل بیشتری برای نقش آفرینی در اداره کشور از خود نشان می‌دهند، توضیح داد: در جنگ اخیر نیز که جنگی غیر متعارف بود و اهداف دشمن فقط به تأسیسات و نیروهای نظامی محدود نشد و بلکه همه مسؤلان و مؤسسات و زیرساخت‌ها مورد هدف قرار داشتند، به ویژه در شرایط فقدان رهبری، نظم بوروکراتیک مبتنی بر روال‌های قانونی کاملاً مختل شد و در نتیجه نیروهای نظامی، عملا هم صف و میدان و هم سیاست و اداره کشور را در اختیار گرفتند.

وی همچنین در خصوص میل نظام سیاسی به سوی عرفی شدن هم دلیل آن را نقش آفرینی نهادهای نظامی و امنیتی در قیاس با وجوه کاریزماتیک قبل ذکر کرد و در عین حال گفت: عرفی شدن لزوما به معنای دموکراتیک شدن و می تواند به تمرکزگرایی و تحدید آزادی‌های سیاسى بینجامد.

آرمین ضمن مقایسه رویکرد حاکمیت نظامیان در کشورهایی چون ترکیه، پاکستان و کره جنوبی با ایران در قبال مقوله توسعه گفت: به خاطر تفاوت های بسیار نمی توان انتظار داشت بخواهند از موقعیت وقدرت خود در جمهوری سوم به نفع مسیر توسعه و لوازم آن مانند تقویت طبقه متوسط شهری،‌ تربیت نیروی انسانی توسعه یافته، تقویت بخش خصوصی مستقل،‌ رابطه متوازن و همکاری‌های اقتصادی و علمی با کشورهای جهان، استفاده کنند.

وی یکی از انتخاب‌های مهم فراروی ایران در جمهوری سوم را در حال حاضر بین دو گزینه ۱-حل جامع اختلافات با آمریکا و مصالحه با این کشور و یا ۲- توافق محدود شامل پایان جنگ و رفع پاره‌ای محدودیت‌ها و تحریم‌ها دانست و افزود: انتخاب دوم کمکی به حل بنیادین مشکلات کشور نمی‌کند وسایه جنگ را نیز برای همیشه از ایران دور نمی‌سازد و در این صورت مشکلات داخلی،‌ جاماندن از مسیر توسعه، محروم از همکاری‌های منطقه‌ای،‌ و عدم حضور مؤثر در تحولات منطقه‌ای و همکاری‌ در تأمین امنیت منطقه باقی خواهند ماند.

آرمین یکی از موانع ایران در انتخاب گزینه حل جامع اختلافات با آمریکا را احساس پیروزی نظامی در میدان دانست و توضیح داد: موفقیت ایران به معنای مقاومت قهرمانانه نیروهای مسلح در برابر تجاوز و ناکامی متجاوزان از دستیابی به اهداف شان است و ایران باید مطالبات و اهداف خود را در مذاکرات بر اساس همین فهم تنظیم کند و نه طرح مطالبات و شروط ناسازگار با دستاوردهای واقعی.

وی وجود اختلاف نظر در سطح تصمیم گیری کلان و ماهیت این اختلاف نظر را مانع دیگر در رسیدن به توافق جامع با آمریکا بیان کرد و افزود: حتی در باره اصل مذاکره با آمریکا اتفاق نظر وجود ندارد چه برسد به مذاکره جامع با این کشور و مواضع سیاسی ناهماهنگ و تبلیغات تناقض آلود در سطح رسانه ملی گویای همین واقعیت است.

وی اضافه کرد: از سوی دیگر انتخاب گزینه نخست یعنی حل جامع مشکلات با آمریکا نیازمند وجود سیاست‌مداری شجاع،‌ ملی،‌ قاطع،‌ دارای موقعیت مستحکم در حاکمیت و برخوردار از نفوذ و حمایت مردمی است اما با کمال تأسف فعلا چنین سیاستمداری وجود ندارد. آن‌ها که بودند و می‌توانستند در چنین روزهایی نقشی تعیین کننده داشته باشند، گرفتار حصر و انزوا شدند و برخی نیز به دیدار معبود شتافتند.

آرمین پیش بینی کرد این اختلاف به احتمال زیاد دیر یا زود به تضعیف یک طرف و به سود طرف دیگر منجر خواهد شد اما در باره مسائل بنیادینی نظیر توسعه همه جانبه و لوازم آن از جمله ارتباط متوازن با دنیا،‌ آزادی اینترنت و آزادی‌های سیاسی، تجدید نظر در نظام گزینش، استفاده از ظرفیت‌های جامعه و جامعه مدنی وبخش خصوصی مستقل نیست. .

نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران مقصود خود از نگاه غیر توسعه گرا را این ندانست که مثلاً بازسازی ویرانی‌های ناشی از جنگ کانون اهتمام نخواهد بود، بلکه افزود: آن چه به رغم اختلافات مورد اهتمام نیست، بازسازی وضعیت روانی، اجتماعی و فراهم آوردن بسترها و زمینه‌های لازم برای مشارکت واقعی و نهادینه جامعه در اداره امور است که در امر توسعه اهمیتی به مراتب بیش از بازسازی ساختما‌ن‌های آسیب دیده دارد.

وی دیگر مانع توافق جامع با آمریکا را فقدان عزم انتخاب به هنگام دانست و گفت : رویه‌های مشکل آفرین گذشته یا به رغم مخالفت‌ها و نارضایتی‌ها همچنان بدون آن که حل شوند برجای مانده و مشکلات بر هم انباشت شده‌اند یا اگر در برابر فشار افکار عمومی تن به تغییر داده اند از سر اضطرار و با پرداخت هزینه‌های سنگین بوده و مذاکره با آمریکا از جمله این موارد است که پس از سیاست پرهزینه گذشته مورد پذیرش قرار گرفته است.

آرمین ارتقای جایگاه منطقه‌ای وبین المللی ایران متأثر از مقاومت ایران در برابر تجاوز آمریکایی- صهیونیستی، بی اعتبار شدن نیروهای طرفدار براندازی و احساسات میهن دوستی جامعه را از جمله ظرفیت ها و فرصت‌های مؤثر در مذاکرات عنوان کرد و افزود: در صورت دست یابی به توافقی جامع با آمریکا که البته مشروط به بازنگری در سیاست‌های منطقه‌ای است فرصت مغتنمی برای ایران پدید خواهد آمد تا با فعال کردن محور ایران، عربستان، ‌پاکستان، ‌عمان و در مرحله بعد قطر و کویت بستر مناسب برای حضور و مشارکت مؤثر ایران در تأمین امنیت و زنجیر تولید ارزش در خلیج فارس فراهم شود.

وی در عبن حال یادآور شد: یکی از اشتباهات بزرگ آمریکا و اسرائیل این بود که با تجاوز نظامی خود، و تحریک غرور ملی ایرانیان، عملاً ‌بحران دی ماه گذشته را به حاشیه برده و آن را از اولویت خارج کردند و به عکس آنچه دنبال آن بودند رشد احساسات ملی در این جنگ زمینه مناسبی برای همبستگی ملی ایرانیان و جبران خطاهای گذشته در نادیده گرفتن مردم فراهم آورد.

آرمین همبستگی ملی پدید آمده را اما ناپایدار خواند و تصریح کرد: این همبستگی را دو خطر تهدید می‌کند: یک، در صورتی که با اصلاح رویکردها تثبیت نشود و بی اعتنایی‌های گذشته ادامه یابد. دو، خطر استحصال بی رویه از ظرفیت حس ملی گرایی و این دو موجب خواهد شد خیلی سریع فروکش کند. چنانکه متأسفانه در گذشته این خطا در حوزه باورهای ایمانی مردم تجربه شده است.

وی در پیش بینی روند تحولات کشور گفت: احتمال بیشتر آن است که مذاکرات به توافقی نسبی و محدود بینجامد. در این صورت به ویژه با توجه به لطمات عظیمی که به زیرساخت‌ها و بخش تولید و صنعت کشور وارد شده کشور طی ماه‌های آینده با بحران‌های عظیم در حوزه تأمین انرژی برق و گاز و بنزین و تولید و در نتیجه بیکاری و تورم و گرانی مواجه خواهد شد. تضاد و بلکه تناقض میان این بحران‌ها با تبلیغات شبانه روزی برای جامعه حل شدنی نخواهد بود.

در عین حال او گفت هیچ امری بیش از این ما را خوشحال نمی‌کند که پیش بینی ورود به چرخه اعتراض و مواجهه ای دیگر نادرست باشد باشد و در جمهوری سوم برای اولین بار شاهد آن باشیم که با مهارت و موقعیت شناسی از فرصت‌های موجود به نفع کشور و مردم استفاده شود.

وی تأکید کرد: حتی اگر عزم و اراده کلان، حل جامع مشکلات در مذاکره با آمریکا باشد و به این هدف نیز دست یابد،‌ بحران‌های اقتصادی حداقل تا پایان سال گریبانگیر کشور و نظام خواهد بود. بنابراین اقدامات فوری و مؤثر برای افزایش تاب آوری جامعه در برابر بحران‌های مذکور حیاتی است. علاوه بر اقدامات اقتصادی نظیر اولویت بازسازی کارخانه‌هایی که آسیب کمتری دیده‌اند،‌ تمرکز بر واردات کالاهای اساسی و مدیریت نیازهای اساسی مردم، و حتی پیش و مهم‌تر از این اقدامات، انجام ابتکاراتی است که در وهله نخست تقویت امید و اعتماد جامعه به حاکمیت و افزایش احساس اعتماد به نفس جامعه در مشارکت در اداره کشور را هدف بگیرد.

آرمین افزود: در مواجهه با بحران‌های کنونی نیاز حیاتی به همراهی مردم انکار ناپذیر است. قطعاً مشکلات کشور در کوتاه مدت حل شدنی نیست اما ایجاد امید به بهبود و باور جامعه به درستی مسیر می‌تواند بر تاب آوری مردم در برابر مشکلات بیفزاید و جامعه را به ریاضت و صرفه جویی و تحمل کمبودها قانع کند. در حالی که برخوردهای قضایی و انحصار صدا و سیما در دست فرقه آخر الزمانی و اصرار بر نگاه داشتن زندانیان سیاسی حاوی چنین پیامی نیست.

نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران در پایان گفت: می‌توان با ابتکاراتی جامعه را به تغییر روند امیدوار کرد و به گمان من سه اقدام می‌تواند این هدف را تأمین کند: ۱-تغییر مدیریت صدا و سیما و جایگزین کردن کادری که واقعاً معتقد باشد صدا و سیما متعلق به همه ملت ایران است،‌ ۲-برچیده شدن نظام گزینش و منحصر کردن آن به تشخیص صلاحیت‌های علمی و حرفه‌ای به طوری که جامعه باور کند دختران و پسران با ظاهر متفاوت که این روزها حضورشان در اجتماعات شبانه تبلیغ می‌شود، امکان استخدام و گزینش در پست‌های دولتی دارند و ۳- آزادی زندانیان سیاسی و توقف احکام غیر حقوقی. این سه اقدام می‌تواند در جلب اعتماد، همدلی و تاب آوری جامعه برای عبور از بحران پیش رو مؤثر باشد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • این که تلویزیون رسمی صدای دولت نباشد واقعا نوبر است و با تلویزیون ایرنا و چهار تا مصاحبه با مجریانی که از گوشی هدایت…

  • آن معدود طرف‌های خواهان نابودی منطقه، در جایی لانه کرده‌اند که ظاهراً حتی ترامپ هم قادر به کشیدن مهار آنها نیست!

  • در این که باید به شرکت های خلاق بها داد تردیدی نیست. شرکت هایی که جوهرۀ رشد آنها خلاقیت و نوآوری برای ارایه محصولات و…

آخرین اخبار