| کد مطلب: ۶۳۸۲۹

باهنر: پاشنه آشیل این امت تکه تکه شدن و واگرایی است

دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین با بیان اینکه دیپلمات‌های ما اکنون در حال انجام یک کار استشهادی و انتحار سیاسی هستند؛ زیرا می‌دانند ممکن است فردا به آن‌ها توهین شود، هشدار داد که «پاشنه آشیل» نظام، دوقطبی‌شدن جامعه و واگرایی داخلی است.

باهنر: پاشنه آشیل این امت تکه تکه شدن و واگرایی است

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از ایلنا، در شرایطی که سایه تهدیدات خارجی و پیچیدگی‌های دیپلماتیک، فضای سیاسی ایران را به عرصه‌ای از بیم و امید تبدیل کرده است، پرسش اصلی اینجاست: «آیا مذاکره هنوز گزینه‌ای عقلانی است یا باید اولویت را تمام‌قد به بازدارندگی اختصاص داد؟» محمدرضا باهنر، سیاستمدار با‌سابقه و از چهره‌های جریان اصول‌گرایی، در این گفت‌وگوی تفصیلی با ایلنا، از زاویه‌ای متفاوت به چالش‌های پیش‌روی دیپلماسی ایران می‌نگرد. او با تأکید بر ضرورت حفظ عقلانیت در برابر رفتارهای هیجانی، استدلال می‌کند که میان «قدرت نظامی»، «توان دیپلماتیک» و «سرمایه اجتماعی مردم» باید توازنی دقیق برقرار باشد تا کشور بتواند از گردنه‌های سخت فشار ترکیبی دشمن عبور کند.

دبیر کل جامعه مهندسین در ادامه این مصاحبه با دفاع تمام‌قد از مذاکره‌کنندگان و اشاره به ریسکِ «انتحار سیاسی» آن‌ها، تاکید کردکه مدیریت مسائل حیاتی کشور همچون جنگ و صلح، صرفاً در اختیار شورای عالی امنیت ملی است و نباید اسیر حواشی شد.

در ادامه مشروح گفت‌وگوی تفصیلی ایلنا با محمدرضا باهنر را می‌خوانید:

شما همواره بر عقلانیت و پرهیز از رفتارهای هیجانی تأکید دارید. با توجه به سطح بی‌اعتمادی موجود و با توجه به دوبار حمله‌ای که پای میز مذاکره رخ داده، هنوز می‌توان به نتایج مذاکرات امید داشت؟ 

یک گروهی، به هر دلیلی با دلایل متعدد که طرف مهاجم برای خود ساخته است حمله‌ای را آغاز کردند. در تاریخ هم که بررسی می‌کنیم همه جنگ‌ها بالاخره یک روزی تمام می‌شوند. طرف مهاجم برای خود چند هدف را تعیین می‌کند. قاعدتا اگر طرف مهاجم به اهداف خود نرسد، شکست خورده است. کشوری یا آن شخصیت حقوقی که مورد هجمه قرار گرفته، اگر کاری کند که مهاجم نتواند به اهداف خود برسد، عملا پیروز میدان است. ما حالا نه اینکه خودمان بگوییم، بلکه نظام بین‌الملل می‌گوید که در این جنگ نابرابر، مهاجمان به هیچ‌کدام از اهداف استراتژیک خود نرسیدند.

حتی بعضی وقت‌ها امام شهیدمان به این مضمون صحبت می‌کردند که ما چقدر باید کنار بیاییم تا آمریکا راضی شود و قانع شود؛ تا کجا؟ خلاصه مطالبات آمریکا پایانی ندارد. آمریکا قبلاً گفته بود، همین ترامپ گفته بود که عربستان گاو شیرده هست ما می رویم شیرش را می‌دوشیم و می‌خوریم، ایران را هم آنطور می‌خواهد؛ البته تحلیل شخصی من این است که استراتژی آمریکا با استراتژی صهیونیست‌ها در مورد ایران متفاوت است. صهیونیست‌ها می‌خواهند ایران از هم بپاشد، خرد شود، ریز شود و از بین برود؛ اما آمریکا اگر بتواند ایرانی را در اختیار داشته باشد، ترجیح می‌دهد که ایران یکپارچه، بزرگ و قوی باشد.

آقای کسینجر، که یکی از استراتژیست‌های بزرگ آمریکا بود، پیش از پیروزی انقلاب، در سال ۱۳۵۵ شمسی مقاله‌ای نوشته بود که خاورمیانه در آینده تاریخ دنیا نقش بسیار مهمی خواهد داشت؛ هم از نظر امنیتی، هم از نظر اقتصادی و هم از نظر سیاسی. او گفته بود که اگر خاورمیانه‌ای مطمئن و متعادل می‌خواهید، باید توسط دو حکومت ایران و عربستان مدیریت شود. آن زمان شاه از این موضوع ناراحت شده بود و گفته بود که ما را با عرب‌ها مقایسه کرده‌اند و ما کجا و آنها کجا.

جالب است که کسینجر دو الی سه سال پیش از فوتش، دوباره مقاله‌ای نوشته بود و همان مطلب را تکرار کرده بود که خاورمیانه‌ای مطمئن و دارای امنیت بدون وجود ایران و عربستان غیرممکن است و باید این کشورها تقویت شوند.

خداوند درجات شهید علی لاریجانی را متعالی بگرداند. ایشان هم در یکی از کلیپ‌هایی که منتشر شد گفتند من یک‌بار با کسینجر ملاقات داشتم و او دوباره همین مطلب را مطرح کرد که ایران با آن سابقه تمدنی چند هزار ساله و ویژگی‌های تاریخی‌اش، هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند که بتواند ایران را از بین ببرد. ایران ماندنی است.

نکته بعدی اینکه اکنون طرف مقابل ما کاملا غیرقابل ‌اعتماد است؛ یعنی طرفی است که بارها و بارها زیر تعهدات و زیر حرف‌های خود زده است. اما اینکه برخی می‌گویند مذاکره را قطع کنیم؛ مذاکره را قطع کنیم یعنی چه؟ بالاخره اسرائیل می‌خواهد ایران نباشد، آمریکا می‌خواهد ایران یک ایران وابسته و تحت امر باشد و ما هم هیچ‌کدام از اینها را نمی‌پذیریم. آیا باید یک جنگ دائمی را ادامه دهیم؟

آنها زیرساخت‌های ما را می‌زنند و ما هم البته پاسخ خواهیم داد. به آنها هم گفته‌ایم اگر به زیرساخت‌های ما حمله کنند به منطقه حمله خواهیم کرد، شهید لاریجانی هم اعلام کرده بودند که آنها بدانند که کمتر از ۲۴ ساعت بعد از اینکه زیرساخت‌های ما را در منطقه بزنند، دیگر زیرساختی در منطقه باقی نخواهد ماند. ما این توان را داریم و آنها هم این توان ما را دیده اند.

آنها در طول سال‌ها انواع و اقسام تحریم‌ها را علیه ما اعمال کردند. اما در واقع یک پاشنه آشیل برای نظام جمهوری اسلامی تشخیص داده‌اند و آن رابطه امت و امام است. تمام اقداماتی که انجام می‌دهند برای این است که مردم را به اصطلاح خسته و ذله کنند، مردم را تحت فشار قرار دهند و مردم را ناامید سازند. چه جنگ نظامی باشد، چه تحریم اقتصادی، چه جنگ رسانه‌ای، چه جنگ شناختی و چه جنگ ترکیبی؛ همه این‌ها برای این است که مردم را خسته کنند و سرمایه اجتماعی را از بین ببرند.

تشخیص آنها از این جهت درست است که اگر بتوانند مردم را خسته کنند، نظام دچار مشکل می‌شود؛ زیرا نظام جمهوری اسلامی، نظام دیکتاتوری یا نظام حزب بعث و امثال آن نیست که وقتی مردم خسته شوند، نیروهای مسلح بیایند و نظام را نگه دارند و مردم را سرکوب کنند. نظام جمهوری اسلامی بر عدالت‌خواهی، مساوات و مشارکت مردم استوار است.

اما آنها یک نکته را درست نفهمیده‌اند و آن اینکه ایران با جمعیتی حدود ۸۰ میلیون نفر، با عقاید مختلف، مذاهب مختلف، قومیت‌های مختلف و حتی ادیان مختلف، در موضوع ایرانی بودن، یکپارچه بودن ایران و مقابله با دشمن ظالم و ستمگر با یکدیگر مشترک هستند. وقتی می‌گوییم مشترک هستند، یعنی در میان آنها ترک، بلوچ، لر، ترکمن، عرب و دیگر قومیت‌ها وجود دارند. مذاهب مختلف مانند تسنن و تشیع وجود دارد. ادیان مختلف هم وجود دارد. شما یهودیان ساکن ایران را ببینید که برخی از شب‌ها در میادین می‌آیند و  شعار می‌دهند و می‌گویند که ما ایران یکپارچه را با هیچ‌چیز عوض نمی‌شود. مردم امروز مشکلات زیادی دارند و ما مسئولان باید این را بفهمیم. من همان سال ۱۴۰۱ که قدری آشوب و ناآرامی ایجاد شد، در دو سه مصاحبه عرض کردم که این سر و صداها تمام می‌شود، اما مشکلات مردم تمام نمی‌شود. ما نباید فراموش کنیم. ما باید دست به دست هم بدهیم و مشکلات مردم را حل کنیم؛ مشکلات را حل کنیم.

الان هم همین را می‌گویم. یعنی اگر این ماجرا تمام شد، اکنون بالاخره تورم، گرانی‌ها، کمبود درآمدها، عدم اشتغال، عدم تولید و موارد دیگر، همه این‌ها مشکلات هستند. این جنگ نیز به هر حال به تعبیری به زیرساخت‌ها، مناطق مسکونی، اقتصادی و صنعتی ما خسارت وارد کرده است. یکی می‌گوید ۲۰ میلیارد دلار، دیگری می‌گوید ۳۰ میلیارد دلار خسارت وارد شده است و اگر بخواهیم‌عدم النفع آن را در نظر بگیریم حدود ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیارد دلار به ما خسارت وارد شده است و برای بازسازی آن‌ها به منابع مالی، امکانات، حوصله، صبر و مسائل دیگر نیاز داریم که باید به آن‌ها نیز توجه کنیم.

مسئله تنگه هرمز و موضوع محاصره دریایی هم از همین جنس است. اینها دو موضوع است. ما یک امکان بالقوه داشتیم که آن را بالفعل کردیم. تنگه هرمز یک آبراه باریک است؛ مالکیت بین‌المللی ندارد، آب بین‌المللی محسوب نمی‌شود و متعلق به ایران و عمان است و ما می‌توانیم در آن نظارت داشته باشیم. البته برخی مدعی هستند که درآمد تنگه هرمز از درآمد نفت بیشتر است؛ نه، اصلاً چنین نیست. اما حاکمیت ایران بر تنگه هرمز باید تثبیت و تصویب شود. مجوز می‌دهیم که عبور کنند، اما آنها باید محاصره دریایی ما را رفع کنند و تلاش کنند در این مسیر گام بردارند.

بنابراین در مجموع باید کاری کنیم که آنها بدانند قدرت ما سر جای خود است. این خواب‌های آشفته که ما نیروی دریایی ایران را از بین برده‌ایم، نیروی هوایی را از بین برده‌ایم و اگر بجنگیم چنین و چنان می‌شود، این‌گونه نیست. امتحان کنند ببینید ما می‌توانیم یا نه.

یک زمانی بحث برد موشک‌ها بود. اصرار داشتند. ما برد موشک‌هایمان را روی ۴۰۰ کیلومتر بیاوریم اما در این جنگ موشک با برد ۴ هزار کیلومتر هم شلیک شد. حالا اگر خواستید، بسیار خوب، درباره ۲۲۰۰ کیلومتر می‌توانیم تفاهم کنیم. متوجه هستید مسئله چیست؟ یا مثلاً درباره برخی از توانمندی‌ها مانند پهپادها و سایر قابلیت‌هایی که داریم؛ ما توانمندی خود را نشان داده‌ایم.

در خصوص انرژی هسته‌ای و مواد هسته‌ای نیز همین‌طور است. ما به ۶۰ درصد رفتیم؛ چرا؟ برای اینکه به آن‌ها بگوییم ما می‌توانیم، اگر به سمت ۶۰ درصد می‌رویم برای این است که بگوییم ۹۰ درصد را هم می‌توانیم. در حال حاضر امروز آمار دقیق ندارم، اما آمار هفت یا هشت سال قبل بسیار جالب بود. متوسط سن دانشمندان هسته‌ای اروپا بین ۵۵ تا ۶۰ سال است، اما متوسط سن دانشمندان هسته‌ای ما زیر ۳۰ سال است. این سرمایه را ما داریم. دشمن تمام مواد ما را هم بزند، تمام راکتورهای ما را بزند؛ هر دانشمند ما که بر زمین بیفتد، ۲۵ تا ۳۰ دانشجو تربیت کرده که آماده‌اند و رشد می‌کنند و بالا می‌آیند. اینها را نمی‌توانید از بین ببرید.

یا فرض کنید می‌گویند دیگر ۶۰ درصد تولید نشود؛ یا در داخل کشور نباشد. ما بارها و بارها گفته‌ایم که به دنبال استفاده نظامی نیستیم و این را بر اساس فتوای امام شهیدمان حرام می‌دانیم. سلاح‌های کشتار جمعی را حرام می‌دانیم و مقدمه حرام نیز حرام است. بنابراین نیازی نداریم. اینها می‌گفتند این ۶۰ درصد را همه را بفرستید آمریکا. بسیار جالب است. حرف زده میشد که مثلا برود روسیه اما آنها می گفتند الا و بلا آمریکا.  ترامپ در این سفر مفتضحانه‌ای که به چین انجام داد و با تحقیر همراه بود گفت اشکالی ندارد، بفرستید چین؛ یعنی معلوم شد که یک قدم عقب رفته‌اند.

قدرت دوم، دیپلمات‌های ما هستند. زمانی افرادی مانند شهید سلیمانی، وقتی لازم بود کار نظامی انجام دهند، پوتین می‌پوشید و وقتی لازم بود پشت میز بنشیند کت و شلوار می پوشید و مذاکره می‌کرد. حتی گفته شده که آقای پوتین نیز با حاج قاسم گفت‌وگو می‌کرد. یعنی دیپلمات‌های ما نیز دیپلمات‌های قدرتمندی هستند.

ضلع سوم که ضلع پشتیبان است، مردم هستند؛ در میدان، در خیابان‌ها. من یک اطمینان به مخاطبان شما و مخاطبان خودم بدهم که این سه ضلع با هم هماهنگ و تحت امر رهبری هستند. اگر دیپلماتی گامی برمی‌دارد، تردید نکنید که دیپلمات‌های ما یک قدم بدون اجازه برنمی‌دارند. نیروهای مسلح ما درست است که دست به ماشه‌اند، اما آتش به اختیار نیستند. دست به ماشه هستند، اما تحت فرمان هستند. مردم نیز می‌گویند ما تابع رهبری هستیم؛ اگر رهبری گفت صلح، صلح؛ اگر گفت جنگ، جنگ؛ اگر گفت بینابین، ما همان‌جا هستیم. این را باید دقت کنیم.

باز هم تکرار می‌کنم که یکی از ترفندهای دشمن همین است که جامعه را دو قطبی کند؛ عده‌ای طرفدار مذاکره و عده‌ای مخالف مذاکره. من خودم بعضی شب‌ها به میان مردم می‌روم و قدم می‌زنم. چند وقت پیش خانمی محجبه با ناراحتی گفت اگر صلح کنید، شما را تکه‌تکه می‌کنیم. به ایشان عرض کردم خواهر محترم، اگر ما قدمی خلاف نظر نهایی رهبری برداشتیم، آن وقت هر چه خواستید بگویید. همه ما در میدان هستیم و کمک می‌کنیم و ان‌شاءالله امیدواریم که به نتیجه برسیم.

حال اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، آیا کشور از نظر اقتصادی و اجتماعی توان تحمل فشار تحمیلی فوری و طولانی‌مدت و فشار ترکیبی را دارد؟ 

صفر و صدی نباید فکر کنیم. نباید تصور کنیم که در همه مذاکرات حتماً باید همه چیز را به طور کامل به دست آورد. در فوتبال نیز وقتی تیمی به میدان می‌رود، هدف این است که ده گل بزند و هیچ گلی نخورد؛ اما اگر پنج گل بخورد و شش گل بزند، باز هم برنده شده است. بالاخره در بازی گل زده می‌شود گل هم خورده می شود. مهم این است که مراقب باشیم در نهایت بازی «باخت ـ باخت» نباشد. این نکته‌ای است که باید به آن توجه کرد.

 ترامپ یک تاجر است و اکنون به دنبال آن است که دستاوردی برای خود تعریف کند و بگوید من برنده شدم. بسیار خوب؛ ما که نباید اسیر فضاسازی رسانه‌ای و عقده‌های نمایشی وی بشویم. بگذارید بگوید ما که ضرری نکرده ایم حالا او میخواهد ژست بگیرد بگذارید بگیرد. در این مسیر کلی هزینه به آمریکا تحمیل  شده است و افراد زیادی از بین رفته‌اند و منافع کشورهای منطقه آسیب دیده است. بالاخره او می‌خواهد بگوید چیزی به دست آورده است. ما نباید روی این مسائل بیش از حد حساسیت نشان دهیم. البته در نهایت، باید مراقب باشیم که وارد بازی باخت ـ باخت  نشویم و همه چیز را از دست ندهیم. ما باید روی منافعمان و اصولی که رهبری نظام مشخص می کنند تمرکز کنیم.

 برخی مخالفان مذاکره می‌گویند که با کسی که رهبری و اعضای خانواده ایشان و فرماندهان ما را شهید کردند نباید مذاکره کنیم، اما مگر در زمان پیامبر اسلام صلح حدبیه بین مسلمانان و کفار منعقد نشد و همچنین در دوره‌ای صلح امام حسن با معاویه را داریم، آیا ما نمی‌توانیم این سیره ائمه را ادامه دهیم؟ همچنین این روزها شاهدیم که حتی برگزاری تجمع‌های مرتبط با مذاکرات هم محل مناقشه شده است؛ از یک سو فراخوان تجمع علیه توافق منتشر می‌شود. این وضعیت را نشانه اختلاف‌نظر طبیعی در فضای سیاسی می‌دانید یا نشانه تلاش برخی برای سازماندهی فشار سیاسی بر روند مذاکرات؟

پاشنه آشیل این امت تکه تکه شدن و واگرایی است هر کسی هم در تحلیل‌های شخصی خود ممکن است راهی را ترجیح بدهد. آن کسی هم که طرفدار ادامه جنگ است و با مذاکره مخالف است، حتماً منطق و  فلسفه‌ای دارد، دلیلی دارد. این اشکالی ندارد؛ صداهای مختلف، حرف‌های مختلف و گفت‌وگوهای مختلف طبیعی است. اما  یک جمله بسیار مهم از امام عرض کنم. حضرت امام می‌فرمایند حفظ نظام جمهوری اسلامی از اوجب واجبات است و معتقد بودند که برای حفظ نظام می‌توان حتی برخی از واجبات اسلام را ترک کرد. ما مدتی با عربستان درگیر شدیم. امام فرمودند سه سال یا چهار سال مکه لازم نیست؛ در حالی که حج از فروع دین است و هر انسان مسلمان موظف است در صورت استطاعت برود، اما تعطیل شد.

از آن بالاتر، امام فرمودند مسائلی هست که از این هم مهم‌تر است که من نمی‌توانم و نمی‌خواهم بگویم. حفظ نظام مسئله‌ای بسیار اساسی است. در صدر اسلام هم کم از این موارد نداشتیم. در فتح مکه، ابوسفیان نزد پیامبر آمد و از ایشان امان گرفت؛ ابوسفیانی که در مراحل مختلف علیه پیامبر اکرم توطئه کرده بود و حمزه را به شهادت رسانده بود و موارد دیگر. اما پیامبر به او امان‌نامه داد.

تقریباً همه مراجع عالی‌قدر معتقدند که زمان و مکان در فتاوای شرعی مؤثر است. در برخی محیط‌ها از جمله در ایام حج و در عربستان اقتدا به امام جماعت اهل سنت اشکالی ندارد و حتی مهر نماز هم نگذارید و مانند آنان نماز بخوانید؛ اما اگر در ایران یا جای دیگر باشید، شکل نماز متفاوت است. اینها نکاتی است که باید به آن دقت کنیم.

شعارهایی داده می‌شود که فلانی باید اعدام شود؛ یکی می گوید روحانی، یکی می‌گوید ظریف، یکی می‌گوید احمدی‌نژاد. در حالی که احمدی‌نژاد طرفدارانی دارد، روحانی نیز طرفدارانی دارد. اگر قرار باشد با هم درگیر شوند همان چیزی است که دشمن می‌خواهد؛ دوقطبی‌سازی و تقابل داخلی. من بارها و بارها با برخی افراد نیم‌ساعت یا سه‌ربع ساعت صحبت کرده ام و توضیح داده ام که باید دقت کنند. زمانی به جایی رفته بودم یکی من را شناخت، و به صحبت های پیشین من درباره حجاب و اینها اشاره کرد و گفت باهنر تو که این حرفها را می زنی تو چرا به میدان می آیید. گفتم  به آیه از قرآن که درباره حضرت موسی و فرعون است اشاره کردم و گفتم آیه‌ای در قرآن داریم که مضمون آن این است: خداوند متعال به حضرت موسی(ع) می گوید برو به سراغ فرعون و او را دعوت کن و با زبان نرم دعوتش کن، شاید بپذیرد. من زمانی با خود فکر می‌کردم ـ العیاذ بالله ـ آیا علم خدا احاطه نداشته که فرعون آدم‌بشو نیست؟ این چه دستوری است؟ بعد به این نتیجه رسیدم که پیامبر خدا نباید حتی از فرعون هم ناامید باشد. خدا می‌داند فرعون آدم‌بشو نیست، اما تو نباید حتی از فرعون هم ناامید شوی.

حتماً دشمن میخواهد از این میدان یک سری گل بچیند. یک سری افراد را بر اساس حساسیت‌هایشان تحریک می‌کند و به میدان بیاورد تا اینها به جان هم بیفتند. باید دقت کنیم که جامعه‌ای که همگرایی‌اش تبدیل به واگرایی نشود.

برخی معتقدند بخشی از مخالفان توافق احتمالی، در حال زمینه‌سازی برای افزایش فشار سیاسی بر دولت و تیم مذاکره‌کننده هستند. آیا تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد که چنین فشارهایی می‌تواند مسیر تصمیم‌گیری در سیاست خارجی را تغییر دهد یا در نهایت تصمیم نهایی در سطوح بالاتر گرفته می‌شود؟

واقعاً امروز مذاکره‌کنندگان باگذشت عمل می‌کنند؛ زیرا می‌دانند ممکن است فردا به آنها توهین شود. خدا رحمت کند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را. زمانی که نظام به این جمع بندی رسید که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شود، ایشان در جلسه‌ای خدمت حضرت امام عرض کرده بودند که اگر برای شما سخت است که بپذیرید، من به عنوان جانشین فرمانده کل قوا می‌روم و آن را می‌پذیرم و جنگ را تمام می‌کنم؛ بعد از جنگ هم مرا محاکمه کنید و بگویید هاشمی خائن بود و حتی اعدام کنید.

 

 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • می‌توان از ترامپ پرسید آنچه آمریکا نداشت و برای آن جنگ به راه انداخت چه بود؟ تنگۀ هرمز که از قبل باز بود. آیا برای آن…

  • رئیس‌جمهور با بیان اینکه بندهای تفاهم میان ایران و آمریکا عمدتا به نفع ملت ایران است، گفت: آمریکا به دنبال این است که…

  • طرف با بی‌شرمی و پررویی کامل به خود اجازه می‌دهد که مخالف سیاسی خود را تهدید به انواع آزارها و حتی قتل کند! این نوع…

آخرین اخبار
وب گردی