خِرَد خوار شد جادویی ارجمند
علاوه بر تمام ناترازیها و گرفتاریهایی که در ساحتهای مختلف گریبانگیر ماست، در عرصه دیگری هم با معضلی جدی و تکاندهنده روبهرو هستیم؛ گسترش شبهعلم بهجای دانایی و خرد.
علاوه بر تمام ناترازیها و گرفتاریهایی که در ساحتهای مختلف گریبانگیر ماست، در عرصه دیگری هم با معضلی جدی و تکاندهنده روبهرو هستیم؛ گسترش شبهعلم بهجای دانایی و خرد. شاید بخشی از آن ناترازیها، گرفتاریها و جاافتادن الگوهای غلط رفتاری هم نتیجه سایهانداختن بیهنری، بیخردی و جهل بر دانایی، هنر و خرد است.
فردوسی فرموده که خِرَد خوار شد، جادویی ارجمند، نِهان راستی، آشکارا گزند. گویا این وضعیت چون چرخهای تاریخی دست از سر ما بر نمیدارد. در این غلبه جهل و شبهعلم بر دانایی و خرد، چه کسانی نقش دارند؟ البته که رسانهها بهویژه رادیو و تلویزیون انحصاری و برآمده از سلیقهای خاص، فرصتی را برای رشد قارچگونه برنامههایی مبتذل و سخیف و برآمدن افرادی نابخرد فراهم آورده و در مقاطعی، در تایید آنها و اشتهارشان هم نقش داشته است.
وجود شبکههای اجتماعی، تکثر در بیان نظرات و ابراز عقاید بهخودیخود امری بسیار مبارک است. ما در این عرصه کمکم آموختهایم که نظرات یکدیگر را بشنویم و حتی اگر مخالف هم هستیم، با هم صحبت کنیم. دیگر از کفن پوشیدن، به خیابان ریختن، در شکستن و از دیوار بالا رفتن در پاسخ عقیدهای مخالف، کمتر سخنی میشنویم.
اما فضای مجازی لبالب است از میزگردها و مناظرههایی که بهجای گسترش آگاهی بر شبهعلم و جهل دامن میزنند. اگر سرشماری کنیم، مهمانان مشخصی از این میزگرد به میزگرد دیگری دعوت میشوند. بسیاری از این مدعوین، توانستهاند با حضور مداوم در این برنامهها و برگزاری جلسات درس و سخنرانی برای خود، وجههای کسب کنند.
غالباً صفحات مجازیشان فعال است و اصلاً از این مسیر، زندگی خود را میگذرانند. پدیده «سلبریتی - روشنفکر» چیزی است که این روزها فضای مجازی را در دست دارد. افرادی هستند که با ژست روشنفکری و تیتر دکتری در یک رشته، بر مسند همهچیزدانی نشسته، برای خود باند و دارودستهای هم تدارک دیدهاند که این دارودسته به هر مخالف و منتقدی حمله و فحاشی میکنند.
این سلبریتی - روشنفکرها غالباً نظراتی غریب، غیرمعمول و غیرعلمی دارند که بهعنوان حکم و «فکت» به خلقالله ارائه میدهند. آنها بلدند که چطور دست به خواب قالی بکشند و از موقعیتهای پیشآمده کمال بهره را ببرند. اگر برنامههایی که سابقاً اعتباری در زمینه کتاب و برخی امور جدی فرهنگی داشتند، از سر بیکسی یا نیاز به تبلیغات از آنها دعوت کنند که میشود نورعلینور و این دعوت را هم بهپای تاییدی بر افاضاتشان میگذارند.
این سلبریتی - روشنفکر نماها، غالباً هیچکارههای همهکاره و مدعی تألیفات و پژوهشهای متعدد هستند، خود را نظریهپرداز و نویسنده مینامند ولی دریغ از یک کتاب یا مقاله از آنها که بهیاد کسی مانده باشد یا خطی از نظریهپرداریهایشان مورد نقد و بررسی جدی قرار گیرد. اینها از خلق و خوی عدهای که به دنبال «مراد» میگردند، سوءاستفاده میکنند و برای خود شبه فرقهای برپا میکنند. در این شبهفرقهها چه میگذرد؟ بهعنوان نمونه یکی از این سلبریتی - روشنفکرنمایان که تحصیلات جامعهشناسی و ظاهری چون بدنسازان دارد و مدعی است که بیش از 100 کتاب نوشته، کلاسهایی را بهصورت نهانی برگزار میکند.
محل برپایی این جلسات تا آخرین لحظه مخفی است و فقط در لحظات آخر به مریدان اطلاع داده میشود. این افراد نهتنها در گسترش ناآگاهی و شبهعلم نقش مهمی برعهده دارند، بلکه بسیاری از آنها از موقعیت خود بهعنوان «مراد» سوءاستفاده کرده و درصدد ایجاد ارتباطات غیراخلاقی هم هستند. این افراد بهمدد فضاسازی صفحاتشان در شبکههای اجتماعی و حمایت مریدانشان، توانستهاند در برابر رسانههای رسمی و شناسنامهدار، چنان قدرتنمایی کنند که کمتر روزنامهای شجاعت مصاف با آنان و آشکارکردن نقش مخربشان در اشاعه سیاهی و ناآگاهی را دارد.
اگر ایراد و نقدی به گفتههای «مراد» گرفته شود، شخص ایشان و مریدانشان را با رکیکترین تعابیر پاسخ میدهند. این پدیده در فضای مجازی بسیاری از کشورهای دیگر هم وجود دارد، میلیونها برنامه یوتیوبی و صفحات، مشغول اشاعه شبهعلم و اطلاعات نادرست و خطا هستند، اما فضای نقد و زمینه حتی برای رسوا کردن دروغگویان فراهم است.
این سلبریتی ـ روشنفکرنماها بهخصوص در برهههای حساس با حضور در همان میزگردهای مشخص و همیشگی و با گفتن حرفهای مخاطبپسند از هر مشکلی، فرصتی برای خود میسازند و با دامنزدن به ابتذال، میانمایگی و بلکهفرومایگی، پردهای بر نور دانش، خردمندی، آگاهی و هنر میکشند.