ضد دولتیترین تلویزیون دولتی دنیا!
این که تلویزیون رسمی صدای دولت نباشد واقعا نوبر است و با تلویزیون ایرنا و چهار تا مصاحبه با مجریانی که از گوشی هدایت می شوند کار به سامان نمیشود.
" همکاران ما در دولت، همواره مراقب بودهاند آرامش روانی جامعه مورد تهدید قرار نگیرد و تأکید من بر حفظ وحدت و تحمل تفاوتهاست. اما وقتی صدا و سیما و برخی فعالان رسانهای در شرایط جنگی لبۀ نقدهای غیر منصفانه را به سمت دولت بگیرند مجبور خواهیم بود پاسخ درخور بدهیم؛ این به صلاح کشور نیست."
این توییت و این چند سطر را میتوان تندترین و صریحترین یا علنیترین انتقاد رییس جمهور پزشکیان از صدا وسیما دانست. حتی شاید لفظ انتقاد یا تذکر کافی نباشد و بتوان واژۀ "اخطار" را به کار برد.
تقابل یا فضاسازی رسانۀ رسمی علیه دولتها و رییسان جمهوری که نامزد مورد حمایت آنان نبوده البته تازه نیست و مسبوق به سابقه است و اوج آن را در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و بعدتر حسن روحانی شاهد بودهایم در حالی که دولت دوم اصلاحات ( 80 تا 84) به گواه کارشناسان و آمار موفقترین دولت بعد از انقلاب از حیث اقتصادی و معیشتی بوده ولی اصحاب صدا و سیما چنان فضایی ایجاد کرده بودند که انگار توسعۀ سیاسی و توسعۀ اقتصادی جن و بسم الله اند و اولی مانع دومی است حال آن که خاتمی اتفاقا نشان داد یاری رسان هم اند. در توسعۀ سیاسی احساس مشارکت درمیگیرد و مالیات با طیب خاطر پرداخت می شود و در توسعۀ اقتصادی شهروندان فارغ از غم نان می توانند به امور دیگر از جمله سیاست و فرهنگ و هنر بیندیشند و در غیاب این دو وضعیتی را شاهدیم که اکنون شاهدیم!
در قبال تک رقمی شدن نرخ تورم در سال های اول برجام و دو سال 94 تا 96 هم برای آن که این موفقیت را انکار کنند یا کم اهمیت جلوه دهند مدام از لفظ "رکود" استفاده میکردند و ناگهان دغدغه مند رونق بازار شدند.
در این موضع گیری همین که آقای پزشکیان هندوانه زیر بغل آنان نگذاشته و مثل خودشان نگفته "رسانۀ ملی" نشانگر عمق نارضایتی اوست ولی بهتر آن بود که برای شبهکارشناسان این سازمان تعبیر "فعالان رسانهای" را به کار نمیبرد چون فعال رسانهای نیستند و در رسانههای دیگر شاهد یادداشت و اظهار نظر آنان نیستیم بلکه لحاف و تشک خود را در صدا و سیما گسترانیده و از این شبکه به آن شبکه میروند و یکی با ظاهر متفاوت با تیپ آشنای کارشناسان صدا و سیما نظر میدهد و نقد می کند و دیگری با ادبیات کوچه خیابانی.
هر چند ما طی سالها عادت کردهایم ولی از نگاه ناظر بیرونی این تقابل از دو منظر جای شگفتی دارد:
نخست اینکه عنوان رسمی این سازمان نه رسانۀ ملی که "صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران" است و آن که به آنها هشدار داده و برحذر داشته رییس همین جمهوری اسلامی ایران است که آنها قاعدتا باید صدا و سیمای آن باشند اما خود را فرا قوه میدانند و برای دولت جمهوری اسلامی ایران شأنی فراتر از ادارۀ تدارکات قایل نیستند یا هر وزارتخانه را زیر مجموعۀ یک شورای عالی یا یک نهاد بالا دستی تصور یا تصویر میکنند.
دوم این که چون ایران رادیو و تلویزیون خصوصی و غیر دولتی ندارد و تفسیر موسّع و در واقع تغییر ماهوی اصل 44 قانون اساسی صدا و سیما را شامل نشد از صدا و سیما به عنوان رادیو و تلویزیون دولتی ایران یاد میکنند حال آن که دولت و حکومت در ایران مساوی و مساوق هم نیستند ولی چون خصوصی نیست میگویند دولتی است و به این اعتبار ضد دولتیترین تلویزیون دولتی دنیاست!
جملۀ آخر آقای پزشکیان البته کژتابی دارد چون نشان نمیدهد چی به صلاح کشور نیست؛ رفتار صدا و سیما یا پاسخ درخور دولت به آن؟
با این حال اگر بنای دولت و شخص رییس جمهور به پاسخ باشد دستشان بسته نیست و کارهایی از این دست را میتوانند به مثابۀ تهدید مطرح یا حتی انجام دهند تا رویۀ خود را اصلاح کنند:
- حضور سرزده رییس جمهور در سازمان و گفتوگوی مستقیم و زنده با مردم در نقد رویکرد این سازمان و احیانا افشای پارهای موارد. البته چشم به دوربین و بدون نیاز به مجری.
- اخراج موقت یا دایم رییس سازمان صدا و سیما از جلسات هیأت دولت. میدانیم که رییس صدا وسیما عضو هیأت دولت نیست چون نه وزیر است نه معاون رییس جمهوری نه خود را ذیل قوه اجرایی میداند. این مقام و شهردار تهران و رییس کل بانک مرکزی در دولت سازندگی بدون حق رأی به اعضای هیأت دولت اضافه شدند. آقای جبلی علاقۀ وافری دارد تا در جلسات دولت شرکت کند. هم به خاطر آن که ببیند در دولت چه خبر است و رقیب بیخبر نماند و هم این که در ردۀ اول مدیران شناخته شود ولو در حیاط دولت از پاسخ با حوصله به خبرنگاران ابا داشته باشد.
- شرح ماجرا و درد دل در نامۀ خصوصی یا سرگشوده به رهبری جدید و خواستِ تذکر به صدا وسیما به عنوان مصداقی برای آغاز روند اصلاحی.
- اصلاح عملکرد از مجرای شورای عالی امنیت ملی چون رییس جمهوری رییس آن است هر چند این شورا بیشتر با دبیر آن شناخته میشود که اگرچه حکم او امضای رییس جمهور را دارد اما با هماهنگی رهبری انتخاب میشود.
- انتشار روزنامۀ دولت در اوراق کمتر و تیراژ بسیار بیشتر و در قالب فرمت تازه با مطالب کمتر و استفاده از تیترهای درشت به مثابۀ اعلامیه و توزیع رایگان آن در مترو و سطح شهر. این کار هر چند متناسب با عصر دیجیتال نیست اما به لحاظ نمادین پیام روشنی دارد.
- منع مقامات دولتی از پاسخگویی و حضور در برنامههای صدا و سیما و بایکوت آن. حتی سخن گوی دولت مگر آن که خدای ناکرده جنگ دیگری درگیرد که با اتفاقات دیشب امیدواریم چنین نشود.
این موارد توصیه برای تشدید تقابل نیست بلکه یادآوری برگهایی است که در اختیار رییس جمهوری است و اگر میگوید به صلاح نیست به خاطر آن است که اگر سکوت کند و واکنش نشان ندهد جریتر میشوند و حق همکاران او ضایع میشود و اگر در مقام پاسخ برآید ناگزیر از بیان واقعیتهایی است که مورد استفاده دشمنان قرار میگیرد مثلا چگونه بگوید بخشی از مشکلات به خاطر حمله به صنایع فولاد و پتروشیمی است یا توان تولید بنزین 100 میلیون لیتر و میزان مصرف آن 150 میلیون لیتر در روز است و واردات آن با توجه به قیمت دلار از توان دولت خارج است؟
این که رییس جمهوری هر روز یا هر چند روز یک بار پیام تصویری کوتاهی ضبط و منتشر نمیکند هم جای تعجب دارد. چون در فضای مجازی به سرعت فراگیر میشود و هم تلویزیون انحصار گذشته را از دست داده و هم فضای سیاسی بعد از 9 اسفند 1404 تغییر کرده و پزشکیان که زیباکلام نیست تا بگویند دهانت را ببند.
خشم اصلی دولت از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و در واقع رسانۀ تصویری جبهۀ پایداری به سبب آن است که از یک سو هر تلاشی برای توافق از مسیر مذاکره و رفع تحریم و برچیدن محاصره دریایی را تقبیح می کنند و از جانب دیگر بر مطالبات اقتصادی دامن میزنند و دولت را مسبب این وضعیت میدانند. به بیان دیگر به دنبال مرواریدی هستند که هم ارزان باشد و هم لرزان و البته لغزان و پزشکیان میخواهد بگوید هر سه با هم نمیشود. البته که دغدغۀ مردم و معیشت آنان نیکوست اما اینان همانان اند که مردم را لایق اتصال به اینترنت بین الملل و واجد حق انتخاب قبل از دخالت شورای نگهبان نمی دانند و بعد از آن هم اصرار دارند اختیارات رییس جمهوری را چنان بین شوراهای عالی مختلف توزیع کنند که او تنها مسؤول نان و گوشت و سیب زمینی شناخته شود و همۀ کاسه کوزه ها را بر سر او بکوبند.
از حیث تقابل و بیان این واقعیت که مشکلشان جای دیگری است و وقتی اوضاع بهسامان بوده هم در حال تخریب بودهاند کافی است به یاد آوریم که در آغاز دهۀ 80 و درست در روزی که سید محمد خاتمی رییس جمهوری وقت یکی از مهمترین فازهای عسلویه (منطقۀ آزاد اقتصادی پارس جنوبی) را افتتاح میکرد که بستر تولید ثروتی هنگفت برای کشور بود تلویزیون تصویر افتتاح پل عابر پیادۀ میدان هفتم تیر تهران به دست شهردار وقت را مهمتر تشخیص داد! شهردار وقت تهران که بود؟ محمود احمدینژاد و آن پل پله برقی با همکاریِ که ساخته شده بود؟ شرکت مشهور لوازم خانگی کره جنوبی.
یا سریال "گاندو" در دولت روحانی را به یاد آوریم که علنا مذاکرات برجام را تخطئه و شخص وزیر خارجه را متهم میکرد و آن قدر منفی بود که بازیگر اصلی آن در پاسخ به انتقاد نویسنده این سطور حاضر نشد از آن دفاع کند. ( در آیین تجلیل از دکتر پرویز ممنون در تالار فردوسی خانۀ تعطیل شده اندیشمندان).
این یادآوری هم حالی از لطف نیست که وقتی از مهران مدیری ( مجری - شومن مشهور) پرسیدند چرا در برنامۀ "دورهمی" تنها از دولتی ها انتقاد میکند و دیگران کانّه رشتهای در دست ندارند، این گونه پاسخ یا توضیح داد که در صدا و سیما برای نقد و طعنه سراغ غیر دولتیها نمیتوان رفت و تازه در دولت مرحوم رییسی سراغ آن دولت نه که نمیرفتند قربان صدقۀ آن هم میرفتند لابد به خاطر عملکرد مشعشع وزیران صمت و کشاورزی آن که در پرونده "چای دبش" محکوم شدند!
این که تلویزیون رسمی صدای دولت نباشد واقعا نوبر است و با تلویزیون ایرنا و چهار تا مصاحبه با مجریانی که از گوشی هدایت می شوند کار به سامان نمیشود. جالب این که شورای نگهبان نظارت بر انتخابات را "استصوابی" تفسیر کرده تا از الف تا یای آن فعال باشد و عملا نقش وزارت کشور فروکاسته شده ولی وقتی به "نظارت" بر صدا و سیما در قانون اساسی می رسیم نه که استصوابی نیست که استطلاعی هم نیست و از شورای نظارت بر آن کاری برنمیآید و به تذکرات نمایندگان رییس جمهوری در این شورا هم اعتنا نمیکنند و رییس جمهوری ناگزیر است یکی از برگهای پیش گفته را به بازی بگیرد و بیش از این دستدست نکند. شاید هم خبر تغییرات را شنیده و زودتر به استقبال رفته است...