ترمیناتور
میتوان از ترامپ پرسید آنچه آمریکا نداشت و برای آن جنگ به راه انداخت چه بود؟ تنگۀ هرمز که از قبل باز بود. آیا برای آن بود که اقتصاد ایران را ویران کند و سکوهای موشک ایران را از بین ببرد؟ اینها که داشتههای ایران بود. نداشتۀ آمریکا که به داشته بدل شده چیست؟
"نیویورک تایمز فاسد و شکست خورده در تیتر خود نوشته: بعد از تقریبا ۴ ماه جنگ چه چیزی تغییر کرده است؟ تحلیلگران میگویند چیز زیادی تغییر نکرده است. واقعا؟ ارتش آنها (ایران) نابود شده، نیروی دریایی آنها از بین رفته، نیروی هوایی آنها از بین رفته، سکوهای پرتاب، موشکها، پهپادها و تولید آنها تقریبا از بین رفته، دو گروه از رهبران برتر آنها از بین رفتهاند، تورم آنها ۲۵۰ درصد است، اقتصاد آنها ورشکسته است، به سربازانشان حقوق نمیدهند، تنگۀ هرمز باز است، نفت در حال فَوَران است و بازار سهام و مشاغل ایالات متحده در بالاترین سطح خود قرار دارد.
این چیزی است که تغییر کرده است، شما بزدلان فاسد و بیاخلاق، و موارد دیگر ..."
این سطور، متن فرسته (پُست) جدید دونالد ترامپ است در "تروث سوشال" و علیه تیتر نیویورک تایمز .
ترامپ تنها به تیتر اشاره کرده و نمیدانیم کدام مطلب را مدّ نظر دارد اما احتمالا ناظر به گزارشی است به قلم "نیکلاس کریستف" تحلیلگر سرشناس نیویورک تایمز که منتقد سرسخت مداخلات نظامی آمریکا و معتقد است: جنگ ویرانگر دونالد ترامپ به اهداف خود نرسید و بهای انسانی و مالی گزافی در پی داشته است.
او در گزارش خود نوشته است: "بهای این جنگ، تضعیف جایگاه ایالات متحده و از دسترفتنِ جان هزاران انسان است؛ تلفاتی که اکثرشان ایرانی و لبنانی بودند، اما ۱۳ سرباز آمریکایی هم در این دوره کشته شدند. لیندا بیلمس (متخصص تأمین مالی جنگ در دانشگاه هاروارد) میگوید: صورتحساب نهایی این جنگ که شامل بازسازی پایگاهها، تأمین مجدد مهمات و پرداخت مزایای سالانه به سربازان مجروح میشود، احتمالاً به هزار میلیارد دلار خواهد رسید. در واقع، به جای سرمایهگذاری در بخشهای حیاتی مثل بیمۀ درمان (مدیکید)، آموزش دانشگاهی، مراقبت از کودکان یا کمکهای بشردوستانه، مبالغ هنگفتی در خلیج فارس هدر رفته است... بیاعتنایی دولت ترامپ تا جایی پیش رفت که در ماه جاری یک زن ایرانی پناهجو و مهاجر را به جمهوری آفریقای مرکزی تبعید کرد؛ کشوری جنگزده که وزارت خارجه توصیه میکند هرگز به آنجا سفر نکنید."
با این اوصاف از سه حال خارج نیست:
در حالت اول هم فهرستی که علیه ایران ردیف کرده درست است و هم آنچه به عنوان دستاوردهای آمریکا برشمرده است. یعنی سهم مردم یا حکومت ایران تنها نابودی و ویرانی بوده و سهم آنان هم فوران نفت و رونق بازار سهام و مشاغل.
در این صورت میتوان با فرض صحت موارد ادعایی پرسید آیا این همان "کمک" ی است که میگفتند در راه است؟ یعنی اگر ایرانیان اعم از کمک خواه و مخالف بپرسند این جنگ چه دستاوردی برای ما داشت پاسخ این است: نیروی دریایی و هوایی شما را نابود کردیم و بیش از پیش گرفتار تورم شدید و البته دو لایه از مقامات ایران را کشتیم؟ به عبارت دیگر مراد از کمک، نابودگری بوده است!
فراموش نکنیم طی دههها آنچه فرهنگ حقوقمدار و دموکراتیک را متمایز میکرد مفهوم "سعادت" یا همان "بهروزی" بود چندان که دکتر محمد مصدق لایحهٔ ملی شدن صنعت نفت ایران را با این عبارت شروع می کند: به نام سعادت ملت ایران.
ترامپ چه؟ با این جنگ به دنبال سعادت ملت ایران بود یا سعادت ملت آمریکا؟
اگر مردم ایران چرا تنها به وجوه نابودگرانه و ترمیناتوری قضیه پرداخته و اگر آمریکا آیا اپوزیسیون ایران از جنگ استقبال کرد تا آمریکا به سعادت برسد؟!
در حالت دوم سیاهه خسارات مادی درست است اما اشارهای به بخش انسانی قضیه نکرده است. چه هزاران ایرانی و چه همان آمریکاییها.
در این حالت ارزشهای دموکراسی لیبرال چه میشود و با این رویکرد غیر اخلاقی چگونه دیگران را به اخلاق توصیه میکند؟
در نوبت قبل به سعادت اشاره شد که ترامپ اشاره ای به آن ندارد و در این فقره حکایت اخلاق متفاوت است چون از بی اخلاقی گِله میکند.
در حالت سوم اما هر دو گزاره نادرست است و این یعنی نه نابودی به آن شدت است که مدعی شده و نه رونق خودشان چنان است که ادعا کرده و به همین خاطر هم یادداشت تفاهم امضا شد.
آنچه احتمال سوم را پررنگتر میکند این است که در فهرستی که به عنوان "تغییر" ردیف کرده هیچ قیاسی بین توافقی که امضا کرده (یادداشت تفاهم اخیر) با توافقی که از آن خارج شد (برجام) انجام نداده است و انگار او نبود که همین چند شب قبل در میز شام در کاخ ورسای پاریس توافق با ایران را امضا کرد.
این حکایتْ مشهور است که در پی یکی از جنگها طرف پیروز به ناپلئون میگوید: میدانید راز غلبهٔ ما بر شما چه بود؟ این بود که سربازان من برای شرفْ میجنگیدند ولی سربازان تو برای پول و ناپلئون زیرکانه پاسخ میدهد: هر که برای به دست آوردنِ آنچه ندارد، میجنگد!
حالا میتوان از ترامپ پرسید آنچه آمریکا نداشت و برای آن جنگ به راه انداخت چه بود؟ تنگۀ هرمز که از قبل باز بود. آیا برای آن بود که اقتصاد ایران را ویران کند و سکوهای موشک ایران را از بین ببرد؟ اینها که داشتههای ایران بود. نداشتۀ آمریکا که به داشته بدل شده چیست؟
حتی اگر ادعاهای ترامپ درست باشد او در واقع از نابودگری به مثابه دستاورد یاد میکند و نه ناجی که ترمیناتور (نابودگر) است.
(ترمیناتور در فیلم جیمز کامرون یک انساننماست که از سال 2029 به 1984 فرستاده میشود تا زنی به نام سارا کانر را پیدا کند و به قتل برساند. چون پسر زاده نشدهٔ او بشریت را در آخرالزمان از انقراض نجات میدهد و همزمان یک سرباز یا انسان واقعی به نام کایل ریس برآن میشود از جان سارا حفاظت کند تا پسر متولد نشده بتواند به دنیا بیاید).
از این رو این پرسش شکل میگیرد که چرا ترامپ اصرار دارد تصویر یک ترمیناتور و نه ناجی را از خود ترسیم کند؟
شاید خشم اصلی او نه از تیتر که از محتوای گزارش نیویورکتایمز باشد که در آن نیکلاس کریستف پیشبینی کرده هر مدل توافق او با ایران بهتر از برجام برای دو طرف نخواهد شد و از این رو اگرچه امضا کرده اما پس از چندی قضیه را دنبالْ نخواهد کرد همانگونه که غزه را رها کرده است.
هوشْمندی ایران در امضای توافق همین بود که اگر ترامپ پایْبند باشد احیای برجام است و اگر نباشد مانند آن است که امضا نکرده و تنگۀ هرمز هم اورانیوم غنیسازی شده نیست که اگر باز شود بستنی نباشد و اگر بسته شود گشودنی نه!