| کد مطلب: ۱۶۷۷۳

این بار بیمارستان مسیح کرمانشاه*

این بار بیمارستان مسیح کرمانشاه*

روز و شبی به سر نمی‌آید که خبر ناخوشی از تخریب‌های سراسری در طبیعت، میراث معماری و تاریخی، منابع و زیستگاه‌ها به گوش نرسد. در تهران صدها ساختمان و بنایی که وجود و مالکیت‌شان دیگر تنها صورت مادی و شخصی نداشت و بسیاری از این اماکن که جایی در حافظه جمعی داشتند و به‌صورت جزئی از دارایی معنوی مردم درآمده بودند، در پای دستگاه حرص و آز «بساز و بفروشی» قربانی شدند.

فدا کردن همه‌چیز به پای پول و ستاندن هویت و زدودن ارزش و پیوند شهر با گذشته و شناسنامه‌اش نتیجه این تخریب‌ها بود. پروژه نوسازی و مدرنیزاسیون شهر تهران که از اولین سال‌های قرن چهاردهم هجری شمسی آغاز شد، لطمات جبران‌ناپذیری به هویت بصری و شناسنامه و تاریخ این شهر زد. این تخریب محدود به تهران نبود و در دیگر شهرهای بزرگ ایران هم به بهانه نوسازی، ابنیه و کالبد قدیمی شهرها به کلی نابود شدند.

این تغییر و تحول نه به زیبایی چشم‌انداز و رفاه شهرها انجامید، نه در رابطه مردم با شهرها گشایشی به وجود آورد. نتیجه معماری بی‌هویت و فاقد ارزش و زیبایی، بیگانه شدن مردم از شهرهایشان و احساس عدم‌مسئولیت در قبال آنها بود. شهروندان تا با شهر خود رابطه‌ای عاطفی و نزدیک پیدا نکنند، نه ملاحظه‌ای درباره آن دارند و نه لازم می‌دانند که در مراقبت جمعی از شهرشان اقدامی کنند. اطاعت از قوانین و به‌جا آوردن وظایف شهری به حداقل ممکن می‌رسد.

شهر مانند لباس، پوشش و کالبدی کشیده‌شده بر جمعیت انسانی ساکنش دیده می‌شود. از فاصله‌ای دور ما ساکنین شهر را نمی‌بینیم، بلکه جداره و نمای کلی به ما می‌گوید که لابد عده‌ای در آن ساکن هستند. ظاهر شهر به ما قضاوتی هم می‌دهد. شهرهای زشت در درون خود فقر و آسیب‌های اجتماعی و تخطی از قوانین و آلودگی فراوان دارند. شهرهای زیبا و پاکیزه که شناسنامه و هویت تاریخی و فرهنگی خود را حفظ کرده‌اند، همیشه وضعیت بهتری از هر جهت برای ساکنان‌شان فراهم می‌آورند. ساکنان این شهرها در قبال آن احساس مسئولیت دارند، در اداره‌اش مشارکت می‌کنند و دوستش دارند.

قوانین و سیاست‌گذاری‌ها، نگاه کج و معوج به امور شهری، لج‌بازی با اهالی و تلاش برای تغییر هویت و چهره شهرها با زور و گردن‌کشی، نتیجه‌ای جز دل‌زدگی بیش از پیش شهروندان و لاجرم بی‌اعتنایی به امور و تخطی از قوانین و آلودن بیشتر آن ندارد.

شهرداری‌ها نمی‌توانند بدون در نظر گرفتن ویژگی‌های شهری، آن را با توسعه‌ای پایدار و مبتنی بر حفظ هویت و زدودن آلودگی‌ها و حفاظت از محیط‌زیست طبیعی و قانون‌مند کردن زیست شهری اداره کنند. البته که اداره کردن به معنی نشستن بر مسند مدیریت، امر و نهی کردن، تسخر زدن و تهدید کردن منتقدان نیست.

اداره امور شهر یعنی ارتقای سطح کیفی زیست شهری، توأم با توسعه شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی، یعنی حفظ و تثبیت امور هویتی مانند معماری و آداب و رسوم و البسه و سفره و توجه به این نکته که شهروندان از نسل‌ها قبل پیوندی عاطفی با تأسیسات، امکانات و بدنه شهرها، دکان‌ها و محل‌های تفرج و تجمع داشته‌اند. فرمان تخریب این اماکن، موجب گسست عاطفی شدیدی می‌شود که کمترین پیامدش همان بی‌اعتنایی و بی‌علاقگی و عاقبتش گسستن از شهر است.

مدیریت شهری در تمام سال‌های پیشین از گذشته تا امروز به‌جز دوره‌هایی کوتاه - بیش از آنکه بر نوسازی و  بازسازی و حفظ هویت تاکید کند و مدرنیزاسیون شهر را در قالب ارتقای سطح کیفی زیست شهروندان در نظر بگیرد، همیشه آسان‌ترین راه را برای رهایی از دست ساختمان‌های قدیمی و کسب درآمد انتخاب کرده است.

تخریب و برپا داشتن بنایی بی‌ارتباط، ناهمگون و برخلاف شیوه زیست شهری منطقه، همواره آسان‌ترین انتخاب بوده. نمونه‌اش تخریب عمارت تلگراف‌خانه و برپاداشتن حجم غول‌آسای زشت و ناهمگون وزارت پست (سابق) در جوار گوهری چون کاخ گلستان. نمونه دیگرش تخریب گسترده باغ‌های شمیران و خانه‌های با هویت معماری خاص آن منطقه و ساختن ده‌ها «شاپینگ مال» ریز و درشت که ظاهری زشت و ناهمگون با شهر تهران دارند.

*بیمارستان مسیح کرمانشاه با حدود ۱۱۰ سال قدمت تخریب شد.

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بیست‌و‌چهار ساعت
  • زاینده‌رود امروز هم یحتمل بیش از آنکه خبر بازگشت آب باشد، یادآور همین اندیشه و نیاز کهن انسانی باشد؛ نیاز به باور کردن…

  • مرد جوانی که به جای گفتگو و منطق و استدلال ؛ اسلحه را انتخاب کرده احتمالا در ذهنِ خود به این نتیجه رسیده که اگر او…

آخرین اخبار