مقاله جدید و جنجالی «توماس فریدمن» در انتقاد از دونالد ترامپ
رای آمریکاییها؛ «فرماندهِ دزد» بیشتر به ترامپ می آید تا «فرماندهِ کل قوا»!
این انحراف از ماهیت و جایگاه ریاستجمهوری آمریکا، در حال تضعیف همان ساختار اتحادها و ائتلافهایی است که به پیروزی در دو جنگ جهانی و جنگ سرد کمک کردند و یکی از طولانیترین دورههای صلح و شکوفایی در تاریخ را پدید آوردند.
ترامپ لقب دیگری نیز پیدا کرده که به چالشهای اخلاقی او اشاره دارد: «معاملهگر ارشد» (Trader in Chief)، عنوانی که اخیراً توسط آسوشیتدپرس پیشنهاد شد:
«رؤسایجمهور اخیر از معامله سهام شرکتهایی که سرنوشتشان میتوانست با یک امضای رئیسجمهور بهبود یابد یا نابود شود، دوری میکردند؛ اما *دونالد ترامپ در سهماهه نخست امسال این رویه را با بیش از ۳۶۰۰ دستور خرید و فروش سهام درهم شکست*؛ بسیاری از این معاملات مربوط به شرکتهایی بودند که سودآوریشان مستقیماً تحت تأثیر تصمیمات او بهعنوان رئیس دولت قرار داشت.»
این یعنی بهطور متوسط روزانه ۵۰ معامله سهام، از جمله در شرکتهای تأمینکننده تجهیزات نظامی آمریکا که از جنگ ایران تأثیر میپذیرفتند.
Richard Painter، مشاور ارشد اخلاقی کاخ سفید در دولت George W. Bush، به آسوشیتدپرس گفت:
«اگر او وزیر دفاع بود، مرتکب جرم میشد. از نظر فنی ممکن است اجازه انجام این کار را داشته باشد، اما این یک نقض بنیادین اعتماد عمومی است.»
ترامپ نهتنها تقریباً تمام کمکهای مالی آمریکا به اوکراین را متوقف کرده، بلکه در زمانی که - پوتین با این تصور که در حال باختن جنگ است ــ تهدیدهای خود علیه کشورهای عضو ناتو را افزایش داده، در حال کاهش شمار نیروهای آمریکایی مستقر در کشورهای عضو NATO نیز هست.
همانطور که *آمریکاییها کمکم به این نتیجه میرسند که ترامپ در حال تبدیل شدن به یک شکارچیِ سیستم سیاسی و حقوقی کشور است* — کسی که میکوشد با دستکاری نظام قضایی، هم برای حامیان ۶ ژانویه منابع مالی فراهم کند و هم برای خود و خانوادهاش در برابر تحقیقات مالیاتیِ جاری مصونیت به دست آورد — *متحدان آمریکا نیز به این نتیجه رسیدهاند که آمریکای ترامپ در حال تبدیل شدن به یک بازیگر خطرناک و تهدیدکننده برای آنان است*.
در واقع، اتفاقی در حال رخ دادن میان متحدان سنتی آمریکا است. در دوران پس از World War II، ما و متحدانمان با هم دکترین «بازدارندگی» را در برابر شوروی و سپس روسیه پذیرفتیم تا مانع هرگونه تلاش کرملین برای گسترش اجباری نفوذ خود در جهان آزاد یا تحت سلطه قرار دادن کشورهای همسایه شویم.
اما دیگر چنین نیست. متحدان ما دیدهاند که ترامپ تهدید کرده است کانادا را به پنجاهویکمین ایالت آمریکا تبدیل کند و گرینلند را از Denmark تصرف کند. آنها دیدهاند که *او بدون مشورت با NATO جنگی را با ایران آغاز کرد و سپس از ناتو خواست آمریکا را از بحرانی که به وجود آمده نجات دهد*. آنها همچنین شاهد بودهاند که او کمکهای مالی آمریکا به اوکراین را بهشدت کاهش داده، کشور مهاجم یعنی روسیه را از نظر اخلاقی در همان جایگاه اوکراین قرار داده و در نهایت با اعمال تعرفههای شتابزده و نسنجیده علیه همه متحدان آمریکا، اوضاع را بدتر کرده است.
در نتیجه همه این تحولات، اتفاقی بیسابقه در حال رخ دادن است. به گفته نادر موسوی زاده، مشاور ارشد پیشین کوفی عنان:
«وقتی میبینید ترامپ چگونه با اعمال تعرفهها به کانادا فشار آورده است و ، یعنی ترامپ هرگونه وابستگی کشورها به آمریکا را به یک سلاح تبدیل خواهد کرد و از آن برای گرفتن هر آنچه میخواهد استفاده خواهد کرد؛ آن هم در محدودترین، تاکتیکیترین و معاملهمحورترین تعریف ممکن از قدرت آمریکا.»
من این هفته در پرتغال بودهام و *از میزان بیاعتمادی مدیران اروپایی نسبت به نهادهای آمریکایی و نقش آمریکا بهعنوان ضامن هنجارهای حقوقی جهانی شگفتزده شدهام*؛ نقشی که آنان همواره آن را بدیهی و تضمینشده میدانستند.
این وضعیت برای آنها واقعاً گیجکننده و سردرگمکننده است؛ مانند کوهنوردانی که قطبنمای خود را گم کردهاند.
بهطور خلاصه، داشتن رئیسجمهوری که مانند یک «فرمانده دزد» (Commander in Thief) رفتار میکند، نه یک «فرمانده کل قوا» (Commander in Chief)، هزینههای سنگینی را در داخل و خارج از کشور بر ما تحمیل میکند.
این انحراف از ماهیت و جایگاه ریاستجمهوری آمریکا، در حال تضعیف همان ساختار اتحادها و ائتلافهایی است که به پیروزی در دو جنگ جهانی و جنگ سرد کمک کردند و یکی از طولانیترین دورههای صلح و شکوفایی در تاریخ را پدید آوردند.
هر روزی که چنین رفتاری را تحمل کنیم، آینده فرزندانمان را بیشتر به خطر میاندازیم.