| کد مطلب: ۶۲۹۹۶

امر سیاسی گروگان غوغای تندروی

لایه‌های واقعی و خطرناک نفوذ را نباید صرفا در شکل جاسوسی جستجو کرد؛ نفوذ واقعی و ویرانگر در ذهنیت‌هایی است که با اهرم‌های فشار غیرعاقلانه و گروگان‌گیری احساسات و تریبون‌ها، سد راه تنفس اقتصادی و بازسازی توان ملی می‌شوند

امر سیاسی گروگان غوغای تندروی

 

فضای سیاسی اجتماعی کشور در دهه‌های اخیر هرگاه کوچکترین نشانه‌ای از عقلانیت سیاسی در مقام تصمیم‌گیری را از خود نشان داده است ، شاهد حضور پررنگ غوغائیان بوده است.

رسیدن به یک روایت متوازن در میانه چنین امواجی که از احساسات عوامفریبانه تغذیه می‌کنند، کار آسانی نیست؛ به‌ویژه زمانی که تریبون‌های رسمی و غیررسمی در انحصار تام و تمام جریانی قرار می‌گیرد که «بحران» را نه یک وضعیت اضطراری و گذرا، بلکه زیست‌بوم طبیعی و مایه بقای خود می‌داند.

در همین روزها که تحرکات جدید دیپلماتیک، کورسویی از امکان مدیریت تنش و کاستن از بار سنگین فشارها را با امکان نسبی حفظ دستاوردها نشان می‌دهد، ناگهان صدای طبل‌های تخریب و تقابل بلند می‌شود؛ جریانی که هجمهٔ سنگینی را علیه ارکان دیپلماسی کشور آغاز کرده و با کلیدواژه خیانت، طوری فضا را تیره و تار نشان می‌دهد که انگار هرگونه تلاش برای ثبات و حفظ کیان جامعه‌ای با این حد از فشار و هزینه جانی و مالی، حراج کردن منافع ملی است.

آری، در دنیای بی‌رحم سیاست بین‌الملل، کسی به هیچ توافق و عهدنامه‌ای چک سفید امضا نمی‌دهد. احتمال بدعهدی طرف مقابل، نقض مکرر پیمان‌ها و بازی‌های پیچیده در پشت پرده، بخشی از ذات روابط بین‌الملل است و غفلت از آن، چیزی جز ساده‌لوحی نیست. اما پرسش اصلی اینجاست که آیا احتمال بدعهدی دشمن، استدلال عاقلانه‌ای برای قفل کردن تمام مسیرها، دیوارکشی پیرامون کشور و پناه بردن به هیجانات کور است؟

باید دانست که نمی‌توان به بهانه خطرات احتمالی در آینده، سرنوشت و زیست روزمره یک ملت را یکسره در بن‌بست رها کرد و نگاه به منافع ملی را به ترسی دایمی و انفعالی تنزل داد که خروجی آن چیزی جز وضعیتی در تعلیق نباشد.

مسئلهٔ اصلی و نگران‌کننده در این میان، نه وجود این مخالفت‌ها -که در هر ساختار سیاسی طبیعی است-بلکه نفوذ ساختاری و ریشه‌دار این جریان در مراکز تصمیم‌گیری و رسانه‌ای به‌ویژه صداوسیماست. این انحصار به آن‌ها اجازه داده که پمپاژ رسانه‌ای و پژواک صدای حلقهٔ کوچک خود را به عنوان خواست و اراده اکثریت جامعه جلوه دهند.

از این رو، تصمیم‌گیران کلان کشور باید دست‌کم برای لحظاتی که خود نیز به وضعیت واقعی کشور و ضرورت حفظ بقای کشور از طریق گرفتن تصمیم موثر واقف شده‌اند فکری اساسی کنند زیرا یحتمل دیده‌اند که برای این جریان حتی زیرسوال بردن مُسلمات حاکمیت چه از حیث صلاحیت و چه از حیث مشروعیت کار ساده‌ای است امری که در حد انتقادی بجا نیز در توان مردم عادی نیست البته سخن در اینجا بر سر حذف، سانسور یا خفه کردن صدای این جریان نیست؛ سخن بر سر عدالت در بیان و شکستن این انحصار است. باید فضا و امکانی کاملاً برابر، امن و فراگیر برای منتقدان این تندروی‌ها فراهم شود تا مشخص گردد که خواست واقعی و عقلانی دیگران چیست؟تک‌صدایی در رسانهٔ رسمی، تصویری کاریکاتوری و تصنعی از مطالبات جامعه می‌سازد که دست دستگاه دیپلماسی را در مانورهای راهبردی و چانه‌زنی‌های بین‌المللی می‌بندد.

تناقض بزرگ و بنیادین این گروه‌ها در نگاه توده‌ای و غیرراهبردی آن‌ها به مفهوم پیچیده مذاکره است؛ آن‌ها میز دیپلماسی را با یک جنگ تن‌به‌تن اشتباه گرفته‌اند که در آن هرگونه توقف، آتش‌بس یا فرمول‌بندی توافق، به معنای شکست مطلق و سرسپردگی است( اگر نگوییم اتفاقا با این هدف چنین تصوری را می‌سازند).

این جریان یا طبق برنامه‌ای کاملا هدفمند خود را در دوی استقامتی می‌بینند که طرف دیگر آن در خارج از مرزهاست یا از درک این بدیهی سیاسی عاجزند که ایستادگی مردم و دیپلماسی، دو بال یک پروازند؛ یکی در زمین واقعیت تولید قدرت می‌کند و دیگری در پشت میزهای مذاکره، آن قدرت را به دستاوردهای ملموس و پایدار تبدیل می‌سازد. اصرار بر حملات بی‌‌پایان، کوبیدن مدام بر طبل تقابل مطلق و نادیده گرفتن واقعیت‌های اقتصادی، چیزی جز فرسودن منابع حیاتی کشور و حرکت دقیق در مسیر همان سناریویی نیست که بدخواهان دیرینه این سرزمین، یعنی تندروهای واشنگتن و تل‌آویو، سال‌هاست آرزوی آن را دارند؛ یعنی تعلیق همیشگی ایران در چرخه بحران، فرسایش اقتصادی و انزوای بین‌المللی.

لایه‌های واقعی و خطرناک نفوذ را نباید صرفا در شکل جاسوسی جستجو کرد؛ نفوذ واقعی و ویرانگر در ذهنیت‌هایی است که با اهرم‌های فشار غیرعاقلانه و گروگان‌گیری احساسات و تریبون‌ها، سد راه تنفس اقتصادی و بازسازی توان ملی می‌شوند و با رادیکال کردن فضا، عملا با پروژه تضعیف تدریجی کشور همسو می‌گردند. ایجاد موازنه در فضای عمومی، گشودن درها به روی خرد جمعی و شنیدن صدای اکثریت واقعی جامعه، اولین و حیاتی‌ترین قدم برای از بین بردن این وضعیت است.

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار