دلایل واکنش تند عربستان/چرا ریاض این بار در مقابل امارات با چنین شدتی عمل کرد
مجلس انتقالی جنوبی یا استیسی، سازمانی سیاسی مورد حمایت امارات متحده عربی است. این گروه اخیراً در دو استان جنوبی یمن تصرفاتی داشته است.
مایکل رتنی سفیر سابق آمریکا در عربستان سعودی
مجلس انتقالی جنوبی یا استیسی، سازمانی سیاسی مورد حمایت امارات متحده عربی است. این گروه اخیراً در دو استان جنوبی یمن تصرفاتی داشته است. عربستان سعودی، به این تصرفات اخیر و نیز به ارسال محمولهای که به باور سعودیها، سلاح و ماشین از امارات برای نیروهای استیسی بود، واکنشی قاطع و قهرآمیز نشان داد.
استیسی که ایدئولوژیاش هم جداییطلبانه است و هم ضداسلامگرا، در سال ۲۰۱۷ با حمایت امارات برپا شد. این گروه بهرغم میلش به برپایی دولتی مستقل به نام «کشور عربستان جنوبی» بخشی مهم از دولتی در یمن بوده که رسمیت بینالمللی دارد؛ چنان که تحت رهبری «شورای ریاستجمهوری» یمن، مشخص شده است.
این شورای ریاستجمهوری نیز از زمان تشکیلش مورد حمایت عربستان سعودی و ظاهراً امارات بوده است. عربستان سعودی حرکات استیسی را آمادهسازیهایی با حمایت امارات برای جداشدن از یمن و اعلام استقلال میبیند و محمولهای را که ادعا میکند اسلحه بوده، نمونهای ملموس از تسهیل همین برنامهها به حساب میآورد. وزارت امور خارجه سعودی، ۳۰ دسامبر بیانیهای علنی منتشر کرد که به شکل غیرمعمولی صریح بود و مستقیماً به امارات اعتراض و اقداماتش را «تهدیدی برای امنیت ملی پادشاهی [عربستان سعودی]» خواند.
این بیانیه از امارات خواست «درخواست جمهوری یمن را بپذیرد» که خواسته «همه نیروهایش در فاصله ۲۴ ساعت از یمن خارج شوند و هر گونه حمایت نظامی یا مالی از هر گروهی درون یمن را متوقف کنند.» امارات همان روز بهسرعت ردیهای منتشر کرد، اینکه در محموله، سلاح بوده را رد کرد و مدعی شد بیانیه سعودی دارای «خطاهای بنیادین» بود، «درباره نقش امارات در تحولات جاری در جمهوری یمن؛ امارات مطلقاً هر تلاشی برای متهمدانستن این کشور در تنشها میان گروههای یمنی را رد میکند و همچنین قویاً اتهامات را رد میکند که به هر گروه یمنی فشاری آورده باشد یا دستوری داده باشد و خواسته باشد که آن گروه، عملیاتی نظامی کند که امنیت پادشاهی عربستان سعودی را تضعیف خواهد کرد یا مرزهایش را هدف خواهد گرفت.» بهرغم این بیانیه اما وزارت دفاع امارات نیز، در همان روز ۳۰ دسامبر گفت نیروهای مبارزه با تروریسم خود را، از یمن عقب میکشد.
طبق گزارشها، این نیروها، تنها نیروهای نظامی باقیمانده امارات در یمن بودند. از نظرگاه سعودی، بهرغم اعتراضات امارات، اساساً امکان ندارد استیسی، بدون چراغ سبز امارات، اقدام به تصرف قلمرو در حضرموت و المهره کرده باشد. برای عربستان سعودی معنای این ماجرا این بود که امارات استیسی را به رابطهاش با عربستان سعودی اولویت میدهد.
عربستان سعودی، تصرف قلمرو توسط نیروهای مورد حمایت امارات، از دست نیروهای مورد حمایت سعودی را اقدامی خصمانه دید، بهخصوص وقتی بنا بود همه این نیروها با دشمنی مشترک، یعنی حوثیها، بجنگند. از آن بدتر، از نظر عربستان، امارات بیهوده در حال برانگیختن درگیری منطقهای است، بدون هیچ هدف توجیهپذیری. قطعاً در روزهای گذشته، موضعگیریهایی تند و شاید بیسابقه مطرح شدهاند، اما موضوع بسیار فراتر از جنگ لفظی است.
نیروهای سعودی حالا دو بار در جنوب یمن حمله هوایی داشتهاند. ۲۷ دسامبر، آنها حملاتی در نزدیکی نیروهای استیسی در استان حضرموت داشتند. این حملات عملاً تیر هشدار بودند. طبق گزارشها، نیروهای سعودی در ۳۰ دسامبر نیز در مکلا، محمولهای را که از امارات میآمد، بمباران کردند؛ محمولهای که به ادعای سعودیها، تسلیحات و خودرو در آن بود.
عربستان سعودی مدعی است این تسلیحات به سمت نیروهای استیسی میرفتند. امارات به سرعت این موضوع را انکار کرد و مدعی شد که در این محموله، تنها خودروهایی بوده که برای نیروهای خود امارات در جنوب یمن میرفتهاند و این کارها همه با هماهنگی نیروهای دولت یمن و عربستان انجام شده است. نقش امارات و انگیزهاش همچنان گیجکننده است. اقدام فوری عربستان سعودی برای واکنشنشاندادن، به این تندی، قابلدرکتر است.
اول، کل رویکرد عربستان سعودی به منطقه، بر اساس کاهش تنش در درگیریهای منطقه بنا شده است؛ درگیریهایی که بیشترشان در مقابل هر گونه راهحل راضیکننده مقاومت میکنند. عربستان سعودی، ۹ سال است مشغول تحول جاهطلبانهای در حوزههای اجتماعی و اقتصادی و درگیریهای مستمر منطقه را، تهدیدی اساسی برای موفقیت این تلاشهایش میبیند.
به هر حال سخت است که سرمایهگذاران بینالمللی را قانع کنی پولشان را در عربستان سعودی به خطر بیاندازند یا گردشگران را قانع کنی تعطیلاتشان را در عربستان بچینند؛ آن هم وقتی در مرزهای کشور درگیری است یا حتی احتمال شلیک راکت و پهپاد به سمت شهرهای سعودی وجود دارد. در شرایطی که عربستان سعودی خواستار کاهش تنش است، به درست یا غلط، امارات را در حال تحریک درگیری منطقهای میبیند؛ به شکلی که در نهایت به نفع هیچ کس تمام نخواهد شد.
دوم و مشخصتر، عربستان سعودی، جنبشی جداییطلب در مرز جنوبی خود را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود میبیند. درگیری در جنوب یمن که ظرفیت این را دارد، منجر به اعلام استقلال از سوی استیسی شود، در نهایت دولت یمن را که رسمیت بینالمللی دارد، تضعیف میکند و در نتیجه به نفع حوثیها خواهد شد. قویتربودن جنبش حوثی یعنی ایران جای پای محکمتری در شبهجزیره عربستان خواهد داشت. آسان هم نیست که بدانیم جدایی جنوب از یمن دقیقاً چطور پیش خواهد رفت.
آیا جدایی استیسی منجر به درگیری بین نیروهای ضدحوثی میشود، شاید حتی بین جنوبیها؟ آیا این اتفاق، حوثیها را تشویق خواهد کرد که تلاش کنند قلمرو بیشتری تصرف کنند؟ آیا نفوذ سعودی را کم خواهد کرد؟ همه اینها خطراتی غیرقابلقبول برای ولیعهد سعودی هستند و صرف همین عدمقطعیت هم کافی است که باعث شود عربستان سعودی، گرایش جداییطلبانه را در نطفه خفه کند. بیانیه عربستان سعودی به جای این میگوید که آرمان «بهحق» جنوبیها باید از طریق «گفتوگو درون یک راهحل جامع سیاسی برای یمن» حل شود.
سوم، شاید عربستان سعودی انتظار تهدید علیه امنیت خود را از نیروهای نیابتی مورد حمایت کشوری مثل ایران داشته باشد، اما این حیرتآورتر است که چنین تهدیداتی را با حمایت عضو دیگری از شورای همکاری خلیج [فارس] تجربه کند، حال فرقی هم ندارد که خود این دو کشور چه نارضایتیهایی از هم دارند. این خود بهتنهایی توضیح میدهد که چرا عربستان سعودی به این شدت از رفتار امارات آزرده شده است. برای عربستان سعودی، این الگویی نیست که بتوان بدون آسیب به انسجام شورای همکاری خلیج[فارس] و توانایی جمعی گروه برای مواجهه با دشمنان مشترک واقعیشان، ادامهاش داد.
و چهارم، محمد بنسلمان، در نهایت و بلکه شاید به زودی، پادشاه عربستان سعودی خواهد شد. بهرغم برابری نظری شش کشور عضو شورای همکاری خلیج [فارس]، این جایگاه در عربستان، به شکلی گسترده به عنوان جایگاه اول در میان جایگاههای برابر دیده میشود و برای بسیاری، جایگاه رهبری در عرصه گستردهتر در جهان عرب و اسلام است. در این مقطع، تنها شیوه عملی که ممکن است از بنسلمان دیده شود، شیوه قاطعانه است، در حفاظت از امنیت ملی کشور خود، حفظ اعتبار تلاشهای سعودی برای متحد نگهداشتن یمن و تضعیف نفوذ ایران.
شکاف سال ۲۰۱۷ در خلیج[فارس] که منجر به محاصره و منزویسازی قطر شد، از اتهامات مشابهی سر بر آورد. اتهام این بود که قطر در حال تحریک تنش در منطقه است، به شکلی که در تضاد کامل با امنیت جمعی خلیج[فارس] است. این بحران درونی در شورای همکاری خلیج[فارس]، در نهایت حل شد، نه به خاطر تلاشهای بیرونی، به خاطر اینکه خود رهبران شورای همکاری خلیج[فارس] در نهایت راهی یافتند تا با توجه به ضرورتهای اقتصادی مشترک، آشتی برقرار کنند. این درگیری بر سر یمن، بزرگترین بحران علنی درون شورای همکاری خلیج[فارس] از آن زمان است.
به نظر محتمل میرسد که عربستان سعودی پیش از این و در هفتههای گذشته در تلاش بوده، موضوع را بیسروصدا با خود امارات حل کند؛ امامحموله ادعایی تسلیحات به سمت مکلا، کاسه صبر عربستان سعودی را لبریز کرد و منجر به این شد که علناً نارضایتیهای خود را اعلام کند و اقدام نظامی در پیش گیرد. این لحظه خطرناکی برای شورای همکاری خلیج[فارس] است و یک بار دیگر، این گروه، منفعتی بزرگ در کاهش تنش در این بحران بالقوه دارد. هر روزی که ادامه مییابد، هدیهای برای ایران و دیگر دشمنان شورای همکاری خلیج[فارس] در منطقه است.