| کد مطلب: ۶۲۱۴۴

یکی داستان است پر آب چشم!

بعد از طالقانی، دیگر کمتر کسی با آن سوز صدا و شور درونی از علی و آموزه‌های آن سخن گفت و به تدریج کار دست واعظان و مداحانی افتاد که خود هیچ معرفت و شناخت واقعی از علی نداشتند و بنا به طبع خویش، علی را دستمایهٔ غلوهای خردسوز و تصفیه‌حساب‌های قدرت‌محور سیاسی قرار دادند!

یکی داستان است پر آب چشم!

چقدر آرزو می‌کنم بر  روزمرگی‌های زندگی و سیاست، نقطهٔ پایانی گذاشته می‌شد و من فراغت می‌یافتم در بارهٔ مولاعلی کتابی به قطر و حجم "چراغ زمین" می‌نگاشتم.

علی انسانی همه‌جانبه‌نگر و جامع‌الاطراف بود. او هیچ حرفی نمی‌زد و هیچ کاری نمی‌کرد مگر آنکه در بارهٔ منشأ و ابعاد و تأثیر آن حرف یا عمل، به عمیق‌ترین صورت ممکن اندیشیده بود.

یاد زنده‌یاد سیدمحمود طالقانی به خیر. در چند ماهی که فرصت خطبه‌خوانی در مراسم نماز در دانشگاه تهران را پیدا کرد، عمده سخنش تبیین نگرش سیاسی و نوع سیاست‌ورزی علی بود.

گویی هنوز طنین آن صدای گرم و گیرا و نافذ و دل‌نشین در فضا موج می‌زند که به نقل از مولاعلی فریاد می‌زد:

"الیَمینُ و الشِّمالُ مَضَلَّةٌ، الطَّریقُ الوُسطى هِی الجادَه"

(راست‌روی و چپ‌روی- افراط و تفریط - گمراهی است! مسیر مستقیم، راه تعادل و میانه‌روی است.)

بعد از طالقانی، دیگر کمتر کسی با آن سوز صدا و شور درونی از علی و آموزه‌های آن سخن گفت و به تدریج کار دست واعظان و مداحانی افتاد که خود هیچ معرفت و شناخت واقعی از علی نداشتند و بنا به طبع خویش، علی را دستمایهٔ غلوهای خردسوز و تصفیه‌حساب‌های قدرت‌محور سیاسی قرار دادند!

بدین ترتیب، علی نه فقط فراموش که به کلی تحریف شد و این خود بهانه‌ای به دست اسلام‌ستیزان کینه‌توز داد تا ذهن مخاطبان درماندهٔ خود را نسبت به علی، به انواع بهتان‌ها آلوده کنند.

این قصه‌ای به غایت دردناک و به قول فردوسی بزرگ "یکی داستان است پر آب چشم"! که به موقعش باید تبیین و تشریح شود و امیدوارم که آن موقع به زودی فرا رسد.

باری، مقصود از این نوشته نقل توصیه و اندرزی نغز و ژرف و بسیار عبرت‌آموز و هشداردهنده از مولاعلی به فرماندار خود در ایران به هنگام انتصاب و اعزام او به سرزمین محل مأموریت است:

"اِسْتَعْمِلِ اَلْعَدْلَ وَ اِحْذَرِ اَلْعَسْفَ وَ اَلْحَیْفَ فَإِنَّ اَلْعَسْفَ یَعُودُ بِالْجَلاَءِ وَ اَلْحَیْفَ یَدْعُو إِلَى اَلسَّیْفِ!"

(به عدل و داد رفتار کن و از اعمال زور و استبداد و انتقام و ستم بپرهیز، زیرا زورگویی و استبداد موجب آوارگی و جلای مردم از وطن می‌شود و بیدادگری شمشیر به میان آورد!)

کلمات قصار نهج‌البلاغه شماره 476.

*منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • در این که باید به شرکت های خلاق بها داد تردیدی نیست. شرکت هایی که جوهرۀ رشد آنها خلاقیت و نوآوری برای ارایه محصولات و…

  • مردم خود ما که از این دوگانگی و دوپارگی در سطح حاکمیتی که ماهیتاً باید یکپارچه باشد، پاک مبهوت و متحیرند، خارجی‌ها چه…

  • یکی به آقای راستینه و رفقا باید گوش‌زد کند آدم تشنه منتظر نمی‌ماند تا برای او آبی بیاورند.خود آبی خواهد یافت تا از آتش…

آخرین اخبار