| کد مطلب: ۶۲۳۳۶

از آریزونا تا مکزیک؛

فوتبال ایران در دوران مهدی تاج چه از دست داد؟

در تمام ماه‌های اخیر، مدیران فوتبال ایران تلاش کردند تصویری از تسلط کامل بر شرایط ارائه دهند. هر بار که نگرانی تازه‌ای مطرح شد، پاسخ فدراسیون این بود که موضوع تحت کنترل است.

فوتبال ایران در دوران مهدی تاج چه از دست داد؟

گاهی برای ارزیابی یک مدیر، لازم نیست به دنبال پرونده‌های پیچیده یا گزارش‌های محرمانه رفت. کافی است وعده‌ها را کنار نتایج قرار داد. فاصله میان این دو، تصویری روشن‌تر از هر بیانیه و مصاحبه‌ای ارائه می‌دهد. درباره مهدی تاج و نحوه آماده‌سازی تیم ملی برای جام جهانی نیز شاید بهترین معیار قضاوت، همین مقایسه باشد.

فدراسیون فوتبال در ماه‌های گذشته بارها از برنامه‌ای کم‌نقص برای حضور در جام جهانی سخن گفت. از اردوهای سطح بالا در اروپا گرفته تا مسابقات تدارکاتی با تیم‌های بزرگ، از حمایت کامل فیفا تا حل چالش‌های مرتبط با حضور ایران در خاک آمریکا. مجموعه‌ای از وعده‌ها که قرار بود نشان دهد فوتبال ایران باوجود همه محدودیت‌های سیاسی و بین‌المللی، مسیر خود را با قدرت طی خواهد کرد.

امروز اما با نزدیک شدن به جام جهانی، تصویر نهایی تفاوت معناداری با آنچه وعده داده شده بود دارد.

اردوی اسپانیا برگزار نشد. دیدار تدارکاتی با اسپانیا هرگز به مرحله اجرا نرسید. برنامه‌های آماده‌سازی دستخوش تغییر شد. کمپی که از مدت‌ها قبل برای تیم ملی در آمریکا در نظر گرفته شده بود از دست رفت و در نهایت کاروان ایران مجبور شد در کشوری دیگر مستقر شود. همزمان بخشی از اعضای کاروان نیز موفق به دریافت ویزا نشدند تا یکی از مهم‌ترین شروطی که مدیران فدراسیون از آن به‌عنوان خط قرمز یاد می‌کردند، عملاً تحقق پیدا نکند.

نکته مهم اینجاست که هیچ‌یک از این رخدادها به تنهایی نمی‌تواند مبنای قضاوت درباره عملکرد یک مدیر باشد. شرایط منطقه، تحولات سیاسی و محدودیت‌های بین‌المللی واقعیت‌هایی هستند که نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. مسئله اما جای دیگری است؛ اینکه چرا سطح وعده‌ها تا این اندازه بالاتر از واقعیت‌های موجود تعریف شد؟

در تمام ماه‌های اخیر، مدیران فوتبال ایران تلاش کردند تصویری از تسلط کامل بر شرایط ارائه دهند. هر بار که نگرانی تازه‌ای مطرح شد، پاسخ فدراسیون این بود که موضوع تحت کنترل است. هر بار که بحث محدودیت‌های آمریکا یا چالش‌های صدور ویزا مطرح شد، از نفوذ فیفا و رایزنی‌های گسترده سخن به میان آمد. نتیجه اما نشان داد بسیاری از این اطمینان‌بخشی‌ها بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، بر پایه خوش‌بینی بنا شده بود.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز فوتبال ایران همین باشد؛ اگر قرار بود در نهایت کمپ از آمریکا گرفته شود، اگر قرار بود بخشی از اعضای کاروان ویزا دریافت نکنند و اگر قرار بود برنامه‌های اصلی آماده‌سازی یکی پس از دیگری تغییر کند، چرا افکار عمومی از ابتدا در جریان پیچیدگی‌های واقعی قرار نگرفت؟

مدیریت در فوتبال حرفه‌ای تنها به معنای امضای قراردادها یا حضور در جلسات بین‌المللی نیست. بخش مهمی از مدیریت، توانایی تنظیم انتظارات است. مدیر موفق کسی نیست که بزرگ‌ترین وعده‌ها را مطرح کند؛ مدیر موفق کسی است که بتواند میان وعده و واقعیت تعادل ایجاد کند. مشکلی که به نظر می‌رسد فوتبال ایران در سال‌های اخیر بارها با آن مواجه بوده است.

از سوی دیگر، پرونده آماده‌سازی تیم ملی تنها یک مسئله کوتاه‌مدت نیست. جام جهانی مهم‌ترین رویداد فوتبال جهان است و کیفیت برنامه‌ریزی برای آن، مستقیماً بر عملکرد فنی تیم اثر می‌گذارد. هر اردو، هر بازی دوستانه و هر تصمیم لجستیکی بخشی از فرآیند آماده‌سازی محسوب می‌شود. وقتی این زنجیره دچار اختلال می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت پیامدهای آن تنها در سطح مدیریتی باقی بماند.

امروز مسئله اصلی دیگر کمپ آریزونا یا اقامت در مکزیک نیست. مسئله اصلی این است که فوتبال ایران در حساس‌ترین مقطع ممکن، بخشی از فرصت‌های خود را از دست داده است؛ فرصت‌هایی که شاید بازگشت آن‌ها دیگر ممکن نباشد.

کارنامه مهدی تاج در آستانه جام جهانی را می‌توان با یک جمله خلاصه کرد؛ وعده‌ها بزرگ بودند، اما خروجی‌ها به همان اندازه بزرگ نشدند. شاید هنوز برای قضاوت نهایی زود باشد و عملکرد تیم ملی در جام جهانی بتواند بخشی از این تصویر را تغییر دهد، اما آنچه تا امروز دیده شده، این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است:

اگر نتیجه نهایی چیزی جز آنچه وعده داده شده بود از آب درآمده، آیا زمان آن نرسیده که مدیران فوتبال ایران به جای روایت موفقیت‌ها، درباره ناکامی‌ها نیز توضیح بدهند؟

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه ورزشی
آخرین اخبار