ایران در جنگ پیروز شد و در مذاکرات دست بالا را پیدا کرد
ترامپ حق داشت؛ جنگ با تسلیم پایان یافت
درس تاریخ این است که هرگاه گروهی از جنگطلبانِ بیش از حد مطمئن را دیدید که وعده پیروزی آسان و کمهزینه میدهند، محتاط باشید و با تردید به ادعاهای آنان بنگرید.
1- ترامپ در ماه مارس اعلام کرده بود که هر توافقی برای پایان دادن به جنگ او با ایران مستلزم «تسلیم بیقیدوشرط» است، اما این توصیف کاملاً دقیق نبود. توافق مقدماتی او با ایران، بیشتر شبیه به یک تسلیم مشروط بود؛ اما از سوی ایالات متحده.
2- در چند روز گذشته، شماری از جمهوریخواهان و حامیان جنگ این توافق را مورد انتقاد قرار دادهاند. این انتقادها درست هستند: توافق با ایران یک عقبگرد بزرگ است. این توافق فوراً به ایران امتیاز میدهد؛ از جمله آزادسازی سریع میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده و سپس ایجاد صندوقی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای کمک به بازسازی ایران. همچنین به نظر میرسد راه را باز میکند که ایران دستکم کنترل جزئی بر تنگه هرمز به دست آورد و بتواند بعد ۶۰ روز از کشتیهایی که عبور میکنند، تعرفه دریافت کند.
3- سناتور بیل کسیدی گفت: «این بدترین اشتباه سیاست خارجی در چند دهه اخیر است.» با این حال، این محکومیتها مهمترین نکته را نادیده میگیرند. اشتباه بنیادی ترامپ پایان دادن به جنگ نبود، بلکه ورود به آن جنگ از همان ابتدا بود. در این مرحله، ترامپ درست عمل کرد که عقبنشینی کرد، زیرا گزینههای خوبی در اختیار نداشت و ادامهٔ جنگ بیتردید به بهای جانهای بیشتری تمام میشد. این جنگ پیشاپیش اقتصاد جهانی را متلاشی میکرد و شانس جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای نیز بهشدت تضعیف کرده بود.
«اگر این توافق را انجام نمیدادیم، میتوانستیم دو هفته، سه هفته، چهار هفته، یا حتی دو سال دیگر بمب بریزیم؛ اما هرگز نمیتوانستید تنگه هرمز را باز نگه دارید.» ترامپ ادامه داد: «من نمیخواستم شاهد یک فاجعه اقتصادی باشم.»
4- حقیقت تلخ و ناخوشایند این است که ایران در جنگ پیروز شد و به همین دلیل نیز در مذاکرات دست بالا را پیدا کرد. ترامپ تا جایی که میتوانست وقتکشی کرد، زیرا میدانست هر توافقی نوعی تحقیر او خواهد بود؛ اما شکست جنگ او را در موقعیتی قرار داده بود که راه خروج مناسبی نداشت.
5- درسی که باید از این شکست و آشفتگی گرفت این است که از آغاز جنگهای غیرضروری پرهیز کنیم. جنگطلبانی که بیش از همه مصمم به نابودی ایران بودند، در عمل بیش از همه به تقویت آن کمک کردند، و این باید مایهٔ عبرت باشد.
ما در سال ۲۰۱۵ برای مسئله هستهای ایران یک راهحلِ نسبی داشتیم و آن برجام بود. ایران تقریباً تمام اورانیوم غنیشدهٔ خود را از کشور خارج کرد، سطح غنیسازی را محدود ساخت و بازرسیهای سختگیرانه و گسترده را پذیرفت. اما ترامپ، نتانیاهو و سایر تندروها این توافق را محکوم کردند.
ترامپ در سال ۲۰۱۸ گفت توافق هستهای اوباما با ایران «آنقدر بد بود» که اگر او بود «هرگز آن پولها را به ایران بازنمیگرداند». او توافق اوباما را پاره کرد و کنار گذاشت، و رهبران ایران برنامه هستهای خود را گسترش دادند.
ترامپ میتوانست در فوریه امسال، در آستانه جنگ، به یک توافق مناسب دست یابد؛ اما در عوض، با شتاب و بیمحابا دستور بمباران را صادر کرد، بدون آنکه راهبردی برای خروج از بحران داشته باشد و بدون آنکه محاسبه بسته شدن تنگه هرمز را کرده باشد.
6- توافق جدید با ایران، پرسشهای مهم درباره تواناییهای هستهای ایران را به دور دیگری از مذاکرات موکول میکند. حدس میزنم که دوره ۶۰ روزه مذاکرات تمدید خواهد شد، ایران روند مذاکرات هستهای را به کندی پیش خواهد برد، و ترامپ نیز تمایلی نخواهد داشت توافقی را بپذیرد که بیش از حد شبیه توافق اوباما باشد. سپس او علاقه خود را به این موضوع از دست خواهد داد؛ همانگونه که به نظر میرسد مسئله غزه را به فراموشی سپرده است. در آمریکا تقریباً هیچ تمایلی برای ورود به جنگی دیگر با ایران وجود نخواهد داشت.
7- هزینه این جنگ، آمریکایی ضعیفتر و هزاران کشته بوده است؛ عمدتاً ایرانیان و لبنانیها، اما ۱۳ نظامی آمریکایی نیز جان خود را از دست دادهاند. Linda Bilmes، کارشناس تأمین مالی جنگ به من گفته است که به باور او هزینه نهایی این جنگ به احتمال زیاد به یک تریلیون دلار خواهد رسید. به جای آنکه این پول صرف بیمه درمانی، آموزش دانشگاهی، مراقبت از کودکان یا کمکهای بشردوستانه شود، در خلیج فارس هدر رفت.
8- تراژدی واقعی خروج ترامپ از جنگ نیست، بلکه خودِ جنگ است. درس تاریخ این است که هرگاه گروهی از جنگطلبانِ بیش از حد مطمئن را دیدید که وعده پیروزی آسان و کمهزینه میدهند، محتاط باشید و با تردید به ادعاهای آنان بنگرید.
*منبع: منتشر شده در نیویورک تایمز/ ترجمه از کانال تلگرامی بازنگاه