چطور میتوان احساس امنیت کرد؟
با وجود چنین افرادی و بخصوص آزادی عملی که به آنها داده شده است، اینکه شهروندان ایرانی از ترس جانشان کشور را ترک و به گوشهای از دنیا فرار کنند، جای تعجب دارد؟
در کشوری که بتوان بدون ترس از پیگیری قضایی، به طور علنی تهدید به بریدن گلوی رئیسجمهور برگزیدهٔ اکثریت مشارکتکنندگان در انتخابات کرد، کدام بنیبشری میتواند احساس امنیت کند؟
والله به خدا شهر هرت هم به این اندازه بی در و پیکر نیست!
از یک طرف، منتقدان و مخالفان مسالمتجو به صرف بیان کلامی تند، بازداشت و محکوم شوند و از طرف دیگر، یک مداح در برابر جمعیت، مقام دوم کشور را به بریدن گلو تهدید کند و عین خیالش هم نباشد؟
با وجود چنین افرادی و بخصوص آزادی عملی که به آنها داده شده است، اینکه شهروندان ایرانی از ترس جانشان کشور را ترک و به گوشهای از دنیا فرار کنند، جای تعجب دارد؟
بعد وقتی یک مداح به خود اجازهٔ چنین تهدید خشونتآمیزی را به طور علنی میدهد، چگونه میتوان شهروندان ناراضی را به خشونتپرهیزی و قانونمحوری دعوت کرد؟
خدا آخر و عاقبت این کشور را به خیر گرداند!
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده