شکوهِ ایستادگی
گذارِ ایران از هزارههای هجوم به عصر پیروزی
آنها آمده بودند نظام خود را حاکم کنند، نفت را با نفتکشهایشان ببرند و ایران را ناتوان و کوچک کنند. پیروزی، همین است که آنها نتوانستند به این اهدافِ حداکثری برسند.
نگاهی تاریخی به یک توافق؛ فراتر از زمان حال
با ارزیابی توافق اخیر ایران و ایالات متحده آمریکا، در قاب تنگِ «زمان حال» یا حتی محدود به «یک سال اخیر»، بخش مهمی از معنای آن نادیده گرفته میشود. برای درک عمق این دستاورد باید آن را در بستر تاریخی این کشور بررسی کرد. تاریخی که از امپراتوریهای از دست رفته تا تحریمهای چهلساله، پیوسته ایران را به آزمونی سخت کشانده است.
برای فهمِ دقیق این نقطه عطف، باید به طول تاریخ ایران نگریست؛ سرزمینی که پس از دورهای درخشان از تمدن و قدرت جهانی، آماجِ کشورگشاییها و هجومهای پیاپی قرار گرفت، و به جز یک مقطع کوتاه تاریخی که تا دوران نادر در چند جنگ به پیروزی رسید، در نبردهای متعدد از توان آن کاسته شد، و سالهای طولانی به درون خود تبعید شد.
به تعبیرِ «محمدعلی اسلامی ندوشن»، «احساس تنهایی» همواره روح ایران را خنجر میزد: از دست دادن نقاط بسیاری از خاک وطن از جمله هرات و داغِ جدایی پارههای تنِ وطن در ترکمانچای و پس از آن در منطقه آرارات، حتی استانی که در کتابهای دبیرستان ما بود اما جدا شد.
زخمهایی که پیدرپی بر پیکر وطن وارد میشد و بر حافظهی تاریخی ما نشسته است. اما این بار، داستان متفاوت روایت شد.
پایانِ رویایِ کوچکسازی ایران
در دو جنگ اخیر، ایران با یک دشمن متعارضِ معمولی روبرو نبود؛ بلکه رویارویِ بزرگترین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان با همراهیِ رژیم شرور، تروریستی و پرکینه صهیونیستی ایستاد. همان مدعیانِ «آزادی» _به همراهی عدهای که با رؤیافروشی و وعده سلطنت بر خون مردم را فریب دادند_ در میانه جنگ، نقاب از چهره انداختند و به صراحت اعتراف کردند که هدفشان نه «دموکراسی و آزادی»، بلکه به چنگ آوردن نفت و کوچککردنِ جغرافیای ایران بود، در نهایت ناکام ماندند.
ایستادگی در برابر پیشبینی سقوط
بسیاری از کشورهای جهان، حتی برخی از کشورهای به ظاهر دوست و تحلیلگران، روزشمار سقوط ایران را آغاز کرده بودند.
اما حقیقتِ ماجرا آنجاست که ایران ایستاد و شکست نخورد. با وجودِ داغِ جانسوزِ شهادتِ رهبر شهید و فرماندهان و جمعی از فرزندان پاک وطن، نهادینهشدنِ قدرت در ساختار ایران باعث شد تا نه تنها فرو نریزد، بلکه مقاومت کند.
با چنین نگاه تاریخی است که میتوان ارزش این مقاومت را درک کرد و به عمق این دستاورد پی برد.
شکست و پیروزی در چنین جنگهایی را برخی سادهانگارانه تحلیل میکنند و با فهمی نادرست، مفهوم واقعی پیروزی را درک نمیکنند.
معنای واقعی پیروزی
آنها آمده بودند نظام خود را حاکم کنند، نفت را با نفتکشهایشان ببرند و ایران را ناتوان و کوچک کنند. پیروزی، همین است که آنها نتوانستند به این اهدافِ حداکثری برسند.
کسانی که از بیرون به ایران نگاه میکنند، این معنا را بهخوبی درک میکنند. براندازان جنگطلب تکلیفشان روشن است، اما تأسفآور است که عدهای نهتنها به جشن این پیروزی نمینشینند، بلکه همچنان بذر شک و تردید میپاشند.
پیوند میدان و جامعه
با نگاهی دقیقتر میتوان دریافت چه عامل مهمی این مقاومت را ممکن کرد: پیوند توان نظامی، یا به تعبیر دیگر «میدان»، با جامعهای که از برخی مطالبات خود گذشت، زخمها را فراموش کرد و حتی بخشی از همین جامعه زیر بمبها به خیابان آمد.
بخش دیگری از جامعه نیز در زمانی که زیر بمباران روانی رؤیافروشان قرار داشت و فراخوان همراهی با دشمنان داده میشد، به خیابان نیامد و با سکوت و عدم همراهی خود، یک «نه» بزرگ به دشمنان گفت. این انسجام، همانجایی است که شکاف میان مردم و حاکمیت را که دشمنان با میلیاردها دلار سرمایهگذاری روی آن حساب کرده بودند، پر کرد.
یکی دیگر از عواملِ کلیدیِ این پایداری، نقشآفرینیِ «دولت» به مثابه «لولایِ میدان و جامعه» بود، دولت با تلاشی خستگیناپذیر، وظیفه مراقبت همزمان از «میدان» _که دفاع از امنیت و تمامیت ارضی را برعهده داشت_ با جامعه (و حفظ تابآوری آن) را به خوبی به انجام رساند.
توافقی که حاصل انسجام ایرانیان است
آنچه را که امروز رئیسجمهور ایالات متحده ـ همان که میثاق قبلی را لغو و بیاثر کرده بود ـ در کنار امضای منتخب ملت ایران امضا کرد، نشان از هوش و انسجام ایرانیان دارد.
این دستاورد فرزندان همین سرزمین است؛ همان فرزندانی که با نثار خون خود، با تحمل رنج و سختی و با به خطر انداختن آبروی خویش، این پیروزی را رقم زدند.
حافظه تاریخی ملت
ارزش این دستاورد زمانی بیشتر نمود پیدا میکند که به یاد آوریم، چهل سال تحریمِ فلجکننده برای به سختی افکندن ایرانیان با قصد به شورش کشاندنِ این مردم طراحی شده بود.
در این میان، سوابق همان کسانی که امروز ارزش این پیروزی بزرگ را نادیده میگیرند و کام این ملت را تلخ میکنند نشان میدهد که در گذشته نیز همواره تحریم را نفی کرده و مقصران را مخالفان سیاسی خود معرفی میکردند.
همه اینها در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت خواهد شد.
چشمانداز آینده: سرآغازی برای ایران نوین
این پیروزی، ثمره خونِ پاکترین فرزندانِ این سرزمین و تصمیمات حکیمانه رهبری است. اکنون زمانِ آن است که این «دفاعِ پیروزمندانه»، به یک «پیشرفتِ ملی» تبدیل شود. این توافق میتواند سرآغازی باشد برای «ایران نوین»؛ ایرانی که تنها به فکر بازسازی اقتصادی نیست، بلکه با بازسازیِ اجتماعی و پیوندِ دوباره با متنِ جامعه، میثاقهای نوین و پایداری را بنا مینهد.
تاریخ ایران، تاریخِ ایستادگی در برابرِ هجومهاست؛ و اکنون، زمانِ آن است که از این خاکریزِ پیروزمندانه، به سمتِ افقهای آبادانی عبور کنیم.
*منبع: کانال تلگرامی نویسنده