| کد مطلب: ۶۳۶۵۶

برندگان و بازندگان تفاهم نامه ایران و آمریکا 

کارشناسان شورای آتلانتیک تأثیرات احتمالی توافق ایران و آمریکا بر مناطق و کشورهای مختلفی را که از آن متأثر خواهند شد، ارزیابی کرده اند که بسیار جالب است. در این ارزیابی کشورهای حاشیه خلیج فارس، اسراییل، لبنان، عراق، سوریه، پاکستان، روسیه و چین مورد بررسی قرار گرفته اند 

برندگان و بازندگان تفاهم نامه ایران و آمریکا 
توافق یا تفاهم نامه 14 بندی ایران و ایالات متحده فقط به آمریکا و ایران محدود نمی‌شود. در این تفاهم نامه  انتظار می‌رود به بازگشایی تنگه هرمز و تثبیت آتش‌بسی منجر شود که هفتاد روز پیش میان دو طرف برقرار شد. این توافق دوجانبه پیامدهای گسترده‌ای برای سایر کشورهای خاورمیانه و حتی فراتر از منطقه خواهد داشت. در  این باره کارشناسان شورای آتلانتیک تأثیرات احتمالی این توافق بر مناطق و کشورهای مختلفی را که از آن متأثر خواهند شد، ارزیابی کرده اند که بسیار جالب است . در این ارزیابی کشورهای حاشیه خلیج فارس ، اسراییل ، لبنان ، عراق ، سوریه ، پاکستان ، روسیه و چین مورد بررسی قرار گرفته اند 

کشورهای حاشیه خلیج فارس

 نیکلاس هاپتون، که پیش‌تر سفیر بریتانیا در لیبی ، ایران ،  قطر  و یمن  بوده ، معتقد است که کشورهای حاشیه خلیج فارس مشتاق بوده‌اند که به وضعیت نامطمئنی که در نتیجه جنگ نابخردانه علیه ایران ایجاد شد پایان داده شود و همچنین عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز به شرایط عادی‌تری بازگردد. این کشورها هدف موشک‌ها و پهپادهای ایرانی قرار گرفته‌اند، صادرات نفت و گازشان به دلیل محاصره دوگانه تنگه مختل شده و در جریان جنگ متحمل تلفات انسانی شده‌اند؛ در برخی موارد حتی شهروندان خود را از دست داده‌اند. از نگاه آنان، توافق میان آمریکا و ایران هرچه زودتر حاصل می‌شد بهتر بود. برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، به‌ویژه قطر، در مقام میانجی نقش مهمی در دستیابی به این توافق ایفا کرده‌اند.

از نگاه او کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از جمله بزرگ‌ترین بازندگان این درگیری بوده‌اند. پیش‌بینی رشد اقتصادی آن‌ها کاهش یافته و نرخ تورم نیز اندکی افزایش پیدا کرده است. همچنین بخشی از اعتماد به مدل اقتصادی این کشورها از میان رفته و تعداد کارگران مهاجر مقیم و گردشگران کاهش یافته است. در برخی موارد ــ مانند تاسیسات گاز طبیعی مایع راس لفان قطر ــ زیرساخت‌هایی که اقتصاد این کشورها به آن‌ها وابسته است آسیب‌های قابل توجهی دیده‌اند و ممکن است سال‌ها زمان لازم باشد تا به طور کامل بازسازی و احیا شوند.

هاپتون معتقد است که واکنش کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به این بحران یکسان نبوده است؛ از مخالفت کامل با جنگ از همان ابتدا (عمان و قطر) گرفته تا رویکردهای مبهم‌تر و محتاطانه‌تر (عربستان سعودی و امارات متحده عربی). با این حال، اکنون و در آستانه امضای یک توافق اولیه، به نظر می‌رسد اختلاف دیدگاه میان اعضای شورا به میزان چشمگیری کاهش یافته است.

او می نویسد ، با نگاهی به آینده، بعید به نظر می‌رسد که کشورهای خلیج فارس فوراً بتوانند به شرایط عادی پیش از بحران بازگردند. احتمالاً اعتماد آن‌ها به قابلیت اتکای واشنگتن به عنوان یک متحد کاهش یافته است، هرچند همچنان برای تضمین امنیت خود به قدرت نظامی آمریکا و پایگاه‌های آن در کشورهایشان وابسته‌اند. با وجود درخواست دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای گسترش و تعمیق «توافق‌های ابراهیم»، بعید است کشورهای شورای همکاری خلیج فارس چنین موضوعی را در اولویت قرار دهند؛ زیرا با دولتی در اسرائیل روبه‌رو هستند که ــ با پشتوانه افکار عمومی داخلی ــ ظاهراً مصمم است توافق موجود را تضعیف کرده و بار دیگر تنش‌ها را تشدید کند. آنچه محتمل‌تر به نظر می‌رسد، حمایت کشورهای شورای همکاری از مذاکره برای دستیابی به یک توافق پایدار و بلندمدت است که هم برنامه هسته‌ای ایران و هم اقدامات بی‌ثبات‌کننده آن در منطقه از طریق نیروهای نیابتی را به شکلی جامع در بر گیرد؛ چیزی شبیه به «برجام پلاس» یا نسخه‌ای گسترده‌تر از برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA). پذیرش ترتیبات جدید برای مدیریت عبور و مرور از تنگه هرمز ممکن است بهایی باشد که کشورهای شورای همکاری، هرچند با اکراه، حاضر باشند برای تضمین یک توافق پایدار و جلوگیری از بسته شدن مجدد این آبراه راهبردی بپردازند.

این دیپلمات سابق درباره روابط آتی کشورهای خلیج فارس با ایران معتقد است از آنجا که این کشورها به طور مستقیم از واکنش بی‌سابقه ایران به حملات آمریکا و اسرائیل آسیب دیده‌اند، بعید است در آینده نزدیک به سمت ایجاد اتحادهای نزدیک با تهران حرکت کنند. با این حال، احتمالاً تلاش خواهند کرد سطح تعاملات دیپلماتیک خود با ایران را افزایش دهند، به این امید که خطر از سرگیری یک درگیری جدید کاهش یابد.

اسرائیل

از نگاه بسیاری از اسرائیلی‌ها، اسرائیل در جنگ آمریکا و ایران شکست خورده است. این دیدگاه غالب در اسرائیل به شمار می‌رود؛ به‌طوری‌که تنها 18 درصد از شهروندان اسرائیلی از توافقی که ترامپ با ایرانی‌ها به دست آورده حمایت می‌کنند. این نگاه ، شالوم لیپنر ، پژوهشگر ارشد غیر مقیم در ابتکار امنیت خاورمیانه اسکاوکرافت وابسته به شورای آتلانتیک است. او که پیش‌تر در حوزه سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی در دفتر نخست‌وزیری اسرائیل فعالیت کرده و در دولت‌های هفت نخست‌وزیر متوالی اسرائیل خدمت کرده است ، می نویسد که اشتیاق ترامپ برای پایان دادن سریع به درگیری ــ او در اول مارس برآورد کرده بود که حمله آمریکا تنها «چهار تا پنج هفته» ادامه خواهد یافت ــ و سپس حرکت به سمت معامله با ایران، هرگز مورد قبول نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نبود. نتانیاهو اساساً ایده سازش با حاکمان اسلام‌گرای ایران را رد می‌کند. خطوط کلی تفاهم‌نامه که اکنون در حال آشکار شدن است، بدترین نگرانی‌های اسرائیل را تأیید می‌کند. به جز موافقت ایران با بازگشایی مسیر عبور از تنگه هرمز، به نظر می‌رسد تهران در برابر تعهد ترامپ برای متوقف کردن عملیات نیروهای آمریکایی، امتیاز ملموس دیگری نداده باشد.

او معتقد است که اسرائیل ، نگرانی‌های متعددی دارد. در مورد برنامه هسته‌ای ایران ــ که ظاهراً دلیل اصلی آغاز عملیات «خشم حماسی» بود ــ این تفاهم‌نامه صرفاً به وعده‌های لفظی اکتفا کرده و سازوکارهای عملی جلوگیری از دستیابی ایران به توانایی ساخت سلاح هسته‌ای را به آینده موکول کرده است؛ آن هم بدون هیچ تضمینی که بر سر این مهم‌ترین مسئله توافقی حاصل شود. این تفاهم‌نامه ظاهراً هیچ اشاره‌ای به زرادخانه موشک‌های بالستیک ایران یا حمایت تهران از گروه‌های نیابتی مسلح ندارد. در نتیجه، اسرائیل ــ که به تعبیر رهبر جمهوری اسلامی «غده سرطانی» است ــ همچنان باید با این تهدیدها نیز مقابله کند.

از نگاه این نویسنده ، حکومت دینی ایران ممکن است از این توافق مشروعیت بین‌المللی تازه‌ای به دست آورد و به منابع مالی قابل توجهی دسترسی پیدا کند؛ منابعی که تقریباً به طور قطع برای ارتقای توانمندی‌های تهاجمی و دفاعی خود سرمایه‌گذاری خواهد کرد. برای اسرائیل، وضعیت روابط با مهم‌ترین متحدش، یعنی آمریکا، به همان اندازه نگران‌کننده است. ترامپ از به اشتراک گذاشتن متن اولیه تفاهم‌نامه با نتانیاهو خودداری کرد. او همچنین با به کار بردن چندین عبارت توهین‌آمیز، قضاوت و تصمیم‌گیری نتانیاهو را زیر سوال برد، در حالی که همزمان مذاکره‌کنندگان ایرانی را «افرادی بسیار منطقی که تعامل با آن‌ها خوشایند بود» توصیف کرد.

به اعتقاد شالوم لیپنر ، براساس این تفاهم نامه ، دولت ترامپ نه تنها در قبال ایران، بلکه در لبنان نیز دامنه استقلال عمل اسرائیل را محدود کرده است. ترامپ پیشنهاد داده که «اجازه دهید سوریه از پس حزب‌الله برآید»، به جای آنکه اسرائیل مستقیماً وارد عمل شود. چشم‌انداز وخامت بیشتر روابط نیز وجود دارد. گفته می‌شود ترامپ به نتانیاهو هشدار داده است: «بهتر است مراقب باشی، وگرنه خیلی زود کاملاً تنها خواهی ماند.» نتانیاهو نیز ظاهراً چنین ارزیابی‌ای دارد. او در نهم ژوئن به اعضای کابینه امنیتی خود گفته بود که اسرائیل ممکن است ناچار شود «به تنهایی با ایرانی‌ها روبه‌رو شود.»

 لبنان

نیکلاس بلانفورد، پژوهشگر ارشد شورای آتلانتیک در خصوص واکنش در لبنان به امضای تفاهم‌نامه میان آمریکا و ایران می نویسد این تفاهم نامه در لبنان با  آمیخته‌ای از سردرگمی و عدم قطعیت مواجه شده است. اطلاعاتی که از چهارده بند این تفاهم‌نامه به بیرون درز کرده نشان می‌دهد که جنگ در لبنان پایان خواهد یافت، اما هیچ اشاره مشخصی به خروج نیروهای اسرائیلی از خاک لبنان در آن دیده نمی‌شود.

به نوشته او ، روز سه‌شنبه، عباس عراقچی ، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران معتقد است این توافق شامل خروج نیروهای اسرائیلی از مناطقی خواهد بود که اکنون در اشغال دارند. با این حال، اسرائیل کاتز ،وزیر دفاع اسرائیل، گفته است که نیروهای اسرائیلی در خاک لبنان باقی خواهند ماند.

دوشنبه گذشته، حزب الله به طور موقت حملات خود علیه نیروهای اسرائیلی را متوقف کرد و ده‌ها هزار نفر از ساکنان آواره جنوب لبنان تلاش کردند به خانه‌های خود بازگردند. با این حال، نیروهای اسرائیلی همچنان به گلوله‌باران بخش‌هایی از جنوب لبنان ادامه دادند، چندین نفر را که به خطوط استقرار آن‌ها نزدیک شده بودند هدف قرار دادند و پرواز پهپادها بر فراز بیروت نیز ادامه یافت.

حزب‌الله از آن زمان چندین حمله انجام داده است، اما نکته قابل توجه این است که برخلاف روال معمول، این حملات را در بیانیه‌های روزانه خود به طور رسمی اعلام نکرده است. در همین حال، حزب‌الله از این درگیری با اعتمادبه‌نفسی بیشتر و وابستگی و کنترل شدیدتر از سوی ایران نسبت به هر زمان دیگری از زمان تأسیس خود در بیش از چهل سال پیش خارج می‌شود.

بلانفورد می نویسد که پس از تفاهم نامه این گروه اکنون بیش از گذشته بر حفظ سلاح‌های خود اصرار دارد، زیرا روایت «مقاومت» آن با اشغال جدید بخش‌هایی از جنوب لبنان توسط اسرائیل دوباره جان گرفته است. دولت لبنان که با تحقیر ناشی از مذاکره ایران با آمریکا به نمایندگی از لبنان روبه‌رو شده بود، اکنون با چالشی حتی بزرگ‌تر برای پیشبرد برنامه خلع سلاح حزب‌الله مواجه است. با این وجود، به نظر می‌رسد دولت همچنان مصمم است مذاکرات مستقیم با اسرائیل را که با میزبانی واشنگتن انجام می‌شود ادامه دهد.

از سوی دیگر،بنیامین نتانیاهو ،  نیز به دلیل این تفاهم‌نامه با انتقادهای گسترده داخلی روبه‌رو است. او باید در چهار ماه باقی‌مانده تا انتخابات تصمیم بگیرد که آیا خواسته‌های ترامپ را نادیده گرفته و در لبنان تنش را تشدید کند ــ با تمام پیامدهای احتمالی آن ــ یا اینکه به منافع آمریکا که در این تفاهم‌نامه منعکس شده پایبند بماند و هزینه‌های سیاسی داخلی آن را بپذیرد.

نویسنده در پایان می نویسد که در سی‌ودو سالی که در لبنان زندگی کرده‌ام، فکر نمی‌کنم هرگز با وضعیتی به این اندازه آشفته و با پیامدهایی تا این حد غیرقابل پیش‌بینی مواجه شده باشم.

عراق

"عراق یکی از بزرگ‌ترین بازندگان جنگ ایران بود؛ کشوری که از سوی چندین طرف درگیر در منازعه آسیب دید و تا آستانه یک بحران اقتصادی پیش رفت." این اعتقاد  ویکتوریا تیلور، مدیر ابتکار عراق در شورای آتلانتیک است. او که پیش‌تر در دولت‌های جو بایدن  و دونالد ترامپ به عنوان معاون دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در امور عراق و ایران فعالیت کرده است ، می نویسد که فواد حسین ، وزیر امور خارجه عراق، اخیراً اذعان کرد که اگر تنگه هرمز بازگشایی نمی‌شد، دولت عراق قادر به پرداخت حقوق کارکنان بخش دولتی در ماه ژوئیه نبود. بازگشایی تنگه هرمز برای عراق به منزله یک شریان حیاتی اقتصادی است، زیرا به این کشور امکان می‌دهد صادرات نفت خود را از سر بگیرد؛ صادراتی که بیش از 90 درصد درآمد دولت به آن وابسته است.

با وجود اینکه پایان جنگ موجب کاهش فشارهای اقتصادی و فراهم شدن نوعی آسودگی خاطر برای عراق شده است، این جنگ نه به سرنگونی حکومت ایران انجامید و نه نفوذ تهران در عراق را تضعیف کرد.

تیلور در ادامه تحلیل خود می نویسد که در طول جنگ، گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت ایران بار دیگر توان نظامی و سیاسی خود را به نمایش گذاشتند. این گروه‌ها عملاً به امیدهای محمد سودانی ، نخست‌وزیر پیشین عراق، برای کسب یک دوره دوم نخست‌وزیری پایان دادند و در عین حال یادآور شدند که ایران همچنان توانایی قابل توجهی برای بی‌ثبات کردن اوضاع عراق دارد.

به نوشته وی ، نخست‌وزیر جدید عراق، علی الزیدی ، اکنون با محیط سیاسی و امنیتی دشوارتری روبه‌رو خواهد بود. او باید از یک سو روابط و همکاری با ایالات متحده را حفظ کند؛ کشوری که مصمم است نفوذ ایران بر عراق را کاهش دهد، و از سوی دیگر با حکومتی در تهران تعامل داشته باشد که آماده است برای حفظ یکی از ارزشمندترین دارایی‌های منطقه‌ای خود، یعنی نفوذ در عراق، از تمام توان خود استفاده کند.

سوریه

بر خلاف ویکتوریا تیلور که عراق را یکی از بازنده های جنگ ایران و آمریکا می دانست ،  جون ویلکس ،پژوهشگر برجسته در شورای آتلانتیک  و مشاور پروژه فراآتلانتیک مرکز رفیق حریری که پیش‌تر سفیر بریتانیا در قطر ، عراق ، عمان ، و یمن بوده و همچنین به عنوان فرستاده ویژه بریتانیا در امور سوریه فعالیت کرده و اکنون مشاور ارشد شورای بازرگانی بریتانیا–سوریه نیز هست ، معتقد است که سوریه خوش‌شانس بوده که از درگیری میان آمریکا و اسرائیل با ایران تنها آسیب‌های محدودی دیده است. این کشور به تدریج می‌تواند از تبدیل شدن به یکی از مسیرهای جایگزین دسترسی به دریای مدیترانه برای کشورهایی که از وابستگی بیش از حد به تنگه هرمز برای صادرات نفت و گاز خود نگران هستند، سود ببرد.

وی می نویسد که برای مثال، عراق از هم‌اکنون انتقال نفت با کامیون از طریق خاک سوریه به سواحل مدیترانه را آغاز کرده است. همچنین احتمال می‌رود عراق و کشورهای حاشیه خلیج فارس علاقه بیشتری به احیا و گسترش شبکه خطوط لوله‌ای نشان دهند که از خاک سوریه عبور می‌کنند.

سوریه آن‌قدر درگیر بازسازی دولت و اقتصاد خود خواهد بود که بعید است بخواهد مستقیماً در مناقشه اسرائیل با حزب الله در لبنان دخالت کند. اگر اسرائیل تصمیم بگیرد حضور نظامی خود در لبنان و سوریه را محدودتر و متمرکزتر کند، ممکن است فرصتی برای دستیابی به یک توافق امنیتی میان سوریه و اسرائیل به وجود آید. با این حال، در نبود چنین توافقی و همچنین در صورتی که سوریه مشمول مفاد تفاهم‌نامه آمریکا و ایران نشود، این خطر وجود دارد که اسرائیل همچنان به عاملی بی‌ثبات‌کننده در سوریه تبدیل شود. به طور کلی، سوریه از بازگشت نوعی صلح شکننده به منطقه سود خواهد برد. اما اگر توافق امنیتی با اسرائیل حاصل نشود، این کشور همچنان در معرض خطر خواهد بود؛ زیرا اسرائیل طرف این تفاهم‌نامه آمریکا و ایران نیست و ممکن است برای تقویت امنیت ملی خود، به عملیات نظامی در خاک سوریه ادامه دهد.

پاکستان

اما به اعتقاد همه از جمله مایکل کوگلمن ، پژوهشگر ارشد مقیم امور جنوب آسیا در شورای آتلانتیک ، پاکستان یکی از بزرگ‌ترین برندگان این توافق به شمار می‌رود. بخشی از این موفقیت به این دلیل است که پاکستان، بیش از تقریباً هر کشور دیگری خارج از خاورمیانه، در برابر پیامدهای سرریز این جنگ آسیب‌پذیر بود. این کشور مرزی طولانی و ناآرام با ایران دارد، دومین جمعیت بزرگ شیعیان جهان را در خود جای داده، به شدت به واردات انرژی از خاورمیانه وابسته است و چندین میلیون شهروند پاکستانی نیز در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس زندگی می‌کنند.

کوگلممن می نویسد که این توافق برای پاکستان دستاوردهای راهبردی نیز به همراه داشته است، به‌ویژه به دلیل نقش مهمی که اسلام‌آباد در میانجیگری ایفا کرد. پاکستان توانست تلاش‌های دیرینه هند برای تضعیف یا حتی منزوی کردن این کشور در عرصه بین‌المللی را به طور قاطع خنثی کند. همچنین نفوذ پاکستان در خاورمیانه، منطقه‌ای با اهمیت راهبردی فراوان برای اسلام‌آباد، افزایش یافته است. افزون بر این، تصویر جهانی پاکستان نیز به شکل قابل توجهی بهبود یافته است. سال‌ها بود که نگاه بین‌المللی به پاکستان عمدتاً تحت تأثیر مشکلات مربوط به تروریسم و بحران‌های اقتصادی منفی بود؛ اما اکنون این کشور به عنوان یک بازیگر اثرگذار جهانی و میانجی صلح مورد ستایش قرار می‌گیرد.

با این حال، از منظر داخلی جنبه تاریک‌تری نیز وجود دارد. رهبران غیرنظامی و نظامی پاکستان ممکن است با اتکا به این تحسین جهانی و با این تصور که دیگر تحت فشار یا انتقاد جدی جامعه بین‌المللی قرار نخواهند گرفت، سرکوب‌ها و محدودیت‌های داخلی را که موجب نارضایتی بخش بزرگی از افکار عمومی شده است، تشدید کنند.

روسیه

" اما توافق آمریکا و ایران برای روسیه هم پیامدهای مثبت دارد و هم پیامدهای منفی." این نظر مارک کاتز ، پژوهشگر ارشد غیرمقیم برنامه‌های خاورمیانه در شورای  آتلانتیک و استاد سیاست و حکومت در دانشگاه جورج میسون است. 

او می نویسد که توانایی ایران در مسدود کردن جریان نفت از طریق تنگه هرمز به دو شکل به سود مسکو بود. نخست آنکه باعث افزایش قیمت جهانی نفت می‌شد و روسیه می‌توانست نفت خود را با قیمت بالاتری بفروشد. دوم اینکه دولت ترامپ برای جلوگیری از جهش بیشتر قیمت نفت، در اجرای تحریم‌های مربوط به صادرات نفت روسیه انعطاف بیشتری نشان داده بود. اما از زمان اعلام توافق آمریکا و ایران در روز یکشنبه، قیمت نفت کاهش یافته و در نتیجه بخشی از درآمد اضافی که روسیه از این بحران به دست می‌آورد از میان رفته است. برخی تحلیلگران معتقد بودند بحران خلیج فارس به نفع روسیه بوده، زیرا توجه دولت‌های غربی را از جنگ روسیه علیه اوکراین منحرف کرده بود. اگر این توافق پایدار بماند، این مزیت نیز از بین خواهد رفت.

همچنین حملات پهپادی ایران به همسایگانش باعث شد چندین کشور عربی برای دریافت کمک‌های پدافند هوایی به اوکراین روی آورند. آمادگی اوکراین برای ارائه این کمک‌ها سبب شد این کشورها بیش از گذشته به بقای اوکراین علاقه‌مند شوند؛ موضوعی که با منافع روسیه سازگار نیست.

اگر توافق آمریکا و ایران واقعاً به پایان حملات ایران علیه همسایگانش منجر شود، مسکو امیدوار است همکاری کشورهای خلیج فارس با اوکراین بیش از این گسترش نیابد. همچنین این توافق می‌تواند تنش‌هایی را که میان روسیه و برخی کشورهای عربی بر سر ارائه اطلاعات هدف‌گیری به ایران برای انجام حملات ایجاد شده بود کاهش دهد. در مجموع، توافق آمریکا و ایران برای روسیه هم فرصت‌هایی ایجاد می‌کند و هم هزینه‌هایی به همراه دارد.

چین

اما تفاهم نامه ایران و آمریکا بر چین چه اثری خواهد گذاشت ؟ در کل چین از بحران ایران چه منفعت یا ضرری کرد ؟   ملانی هارت ، مدیر ارشد مرکز چین جهانی در شورای آتلانتیک که پیش‌تر در وزارت امور خارجه ایالات متحده  به عنوان مشاور ارشد امور چین در دفتر معاون وزیر در امور رشد اقتصادی، انرژی و محیط زیست فعالیت می‌کرد ، می نویسد که چین نسبت به بیشتر کشورها در برابر بحران ایران آسیب‌پذیری کمتری دارد. نفت و گاز حدود سه‌چهارم مصرف انرژی آمریکا را تشکیل می‌دهند، در حالی که این رقم در چین کمتر از یک‌سوم است. در مقابل، زغال‌سنگ همچنان مهم‌ترین منبع انرژی چین به شمار می‌رود و بیش از نیمی از مصرف انرژی این کشور را تأمین می‌کند. انرژی‌های تجدیدپذیر نیز حدود یک‌پنجم تا یک‌چهارم سبد انرژی چین را تشکیل می‌دهند. علاوه بر این، پکن ذخایر عظیم نفتی در اختیار دارد که در صورت بروز بحران جدی عرضه می‌تواند آن‌ها را وارد بازار کند.

به اعتقاد وی پکن ترجیح می‌دهد تنگه هرمز باز باشد، اما هنوز این بحران به مرحله‌ای نرسیده بود که اقتصاد چین را به طور جدی تحت فشار قرار دهد. نگرانی اصلی چین ثبات اقتصاد جهانی است. تقریباً همه کشورها بیش از چین به نفت عبوری از تنگه هرمز وابسته‌اند، اما همان کشورها خریداران کالاهای صادراتی چین نیز هستند. بنابراین هرگونه آسیب به اقتصاد جهانی، در نهایت به اقتصاد چین نیز منتقل می‌شود. به همین دلیل، تمرکز اصلی پکن بر تثبیت بازار جهانی نفت بوده است. چین با کاهش واردات خود، نفت بیشتری را برای سایر خریداران در بازار جهانی باقی گذاشت و به پایین نگه داشتن قیمت‌ها کمک کرد.

روز چهارشنبه، عباس عراقچی ، وزیر امور خارجه ایران، همتای چینی خود، وانگ یی را در جریان جزئیات توافق جدید قرار داد. تا اینجا، اوضاع برای پکن شبیه یک پیروزی به نظر می‌رسد. از نظر اقتصادی، بازگشایی تنگه هرمز واردات نفت و گاز را برای چین و همچنین برای کشورهایی که خریدار محصولات چینی هستند آسان‌تر و ارزان‌تر می‌کند.

به نوشته خانم ملانی هارت ، این واقعیت که توافق به ایران اجازه می‌دهد پس از شصت روز از کشتی‌های تجاری عوارض عبور دریافت کند، نشان می‌دهد که تجارت انرژی ممکن است به سمت یک نظام جدید قیمت‌گذاری حرکت کند؛ و چین طبیعتاً انتظار خواهد داشت نسبت به آمریکا از نرخ‌های ترجیحی برخوردار شود. از دیدگاه دیپلماتیک و نظامی نیز پکن معتقد است که بحران ایران محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرد. ایالات متحده میلیاردها دلار برای این جنگ هزینه کرد، بخشی از ذخایر تسلیحاتی خود را مصرف کرد و منابعی را از منطقه آسیا-اقیانوسیه منحرف ساخت. اما نتیجه نهایی، بازگشت به وضعیتی نزدیک به شرایط پیشین بود؛ وضعیتی که حتی ممکن است برای آمریکا نامطلوب‌تر نیز باشد، به‌ویژه اگر ایران از تنگه هرمز همچنان به عنوان اهرم فشار سیاسی استفاده کند و واشنگتن نیز کمک‌های مالی وعده داده‌شده را در اختیار تهران قرار دهد. در تماس روز چهارشنبه، وانگ یی به همتای ایرانی خود گفت که پکن از این توافق استقبال می‌کند. در نهایت، ممکن است چین حتی بیش از ایران یا آمریکا از این توافق سود ببرد؛ آن هم بدون آنکه میلیاردها دلار هزینه کرده باشد یا ذخایر نظامی خود را مصرف کرده باشد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
آخرین اخبار
وب گردی