| کد مطلب: ۶۳۳۱۱

بخت و رخت در بورگن اشتوک

زمینه و زمانه اما اکنون دیگر است و در عصر جدید حکم‌رانی، بازسازی اقتصادی کافی نیست و به نوسازی در شئون گوناگون نیاز است و بخت و رخت چنان درهم آمیخته که نه می‌توان به آزمونی دیگر واگذاشت و نه از این ورطه بیرون کشید.

بخت و رخت در بورگن اشتوک

اگر طی 48 ساعت آتی اتفاق خاصی رخ ندهد، محمد باقر قالیباف و جی. دی. ونس دو مقام ارشد ایرانی و آمریکایی‌اند که روز جمعه 29 خرداد 1405 خورشیدی در مجموعۀ گردشگری "بورگن اشتوک" در مرکز سوییس سند توافق‌نامۀ اولیه فی‌ما‌بین دو کشور را امضا می‌کنند و شاید برای اولین بار بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نخستین مقاماتی لقب گیرند که در این سطح و در علن با هم دست می‌دهند.

اولی در ایران رییس مجلس شورای اسلامی است؛ نهادی که از شروع جنگ 40 روزه عملا تعطیل است اگرچه کوشیده شد با تصویر نمایندگانی که از این وزارتخانه به آن وزارتخانه می‌روند بگویند کار نظارتی انجام می‌دهند و بر گزارۀ تعطیلی آن مُهر بطلان بزنند و دومی معاون رییس جمهوری ایالات متحده است و یگانه وجه مشترک‌شان شاید این باشد که هر دو به سودای ریاست جمهوری شهرت دارند با این تفاوت که مقام ایرانی چند بار بخت خود را آزموده و کام نگرفته و به رغم آن رخت خود را از این ورطه بیرون نکشیده و به توصیۀ خواجۀ شیراز عمل نکرده:

ما آزموده‌ایم در این شهر، بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه، رخت خویش

اگرچه باید انصاف داد و تصدیق کرد ورود او به صحنه دیپلماسی در هنگامۀ ترورها نسبتی با سودای مکرر طی 1384 تا 1403 نداشت و ندارد و از جنس سال‌های جنگ 8 ساله است.

اشتراک دیگر این که شاید این رخداد در کارزار ریاست جمهوری در دو سال بعد به کار هیچ یک نیاید چون در طرف ایرانی آقای قالیباف به اردوگاه اصول‌گرایی تعلق دارد که با مذاکره و توافق بر سر مِهر نبوده و در طرف آمریکایی هم این سند در بهترین حالت برجام دیگری می‌تواند بود؛ نکته‌ای که خانم کامالا هریس به همین صراحت به آن اشاره کرده و می‌توان حدس زد از زبان رقیب آقای ونس هم در رقابت‌های انتخاباتی بشنویم و البته اگر عمر ترامپ به دنیا باشد و ونس زودتر از موعد بر تخت او ننشیند که در این صورت، تخت فراتر از بخت و رخت، خواهد بود و در سویۀ طرف ایرانی شاید در عصر جدید صحنۀ 1407 به گونه ای دیگر باشد.

آن اتفاق خاص که می‌تواند مانع حضور قالیباف در "بورگن اشتوک" شود تصمیم ناگهانی دونالد ترامپ است اگر در ادامۀ رفتارهای غافل‌گیر کننده بخواهد شخصاً در آیین امضای توافق‌نامه - و در ادبیات رسمی ما یادداشت تفاهم- شرکت کند و طرف ایرانی را در انتخاب مقام مقابل دچار تردید سازد.

در این حالت پزشکیان قطعا نخواهد رفت و قالیباف هم دچار تردید خواهد شد ولی شِقّ اول البته همچنان محتمل‌تر است چون قاعدتا پروتکل‌ها تعریف شده‌اند اگرچه برخی معتقدند جایگاه قالیباف به عنوان رییس پارلمان فرصت بعدی ایران در حک و اصلاح توافق در مجلس و در صورت ارجاع به پارلمان را منتفی می‌کند در حالی که ترامپ اعلام کرده توافق‌نامه را به کنگره خواهد فرستاد و در مهر 94 هم برجام را نیز النهایه مجلس ایران تصویب کرد و اجرایی شد.

با همۀ اینها 29 خرداد 1405برای محمد باقر قالیباف روزی متفاوت خواهد بود به سبب طعم توأمان تلخ و شیرین آن.

تلخ به سبب خاستگاه او که هنوز از سوگ به درنیامده باید با دشمنی که طی دو جنگ 12 و 40 روزه شلیک کننده بوده توافق‌نامه امضا کند و شیرین، بدان سبب که متجاوزان، رؤیا و سودای دیگری داشتند و حالا برسر بازگشایی تنگۀ هرمز -که پیش از جنگ هم بسته نبود- و نساختن سلاح هسته‌ای -که قبل‌تر هم در دستور نبود- توافق می‌کنند و پیشنهاد خود او دربارۀ مرحلۀ بعدی که بحث دربارۀ اورانیوم‌های 60 درصد غنی شده خواهد بود نیز رقیق‌سازی آنها در خاک ایران است و آن هم باز، بازگشت به قبل است.

از منظری دیگر هر قدر رییس جمهوری پیشین ایران - حسن روحانی- اصرار داشت نقش دولت و وزیر خارجۀ خود را در عقد برجام پررنگ کند و همین به مخالفان انگیزۀ نقد داد، مسعود پزشکیان مدام به شورای عالی امنیت ملی و تدبیر رهبری ارجاع می‌دهد و نخواسته به دولت و خود منتسب کند و از قالیباف هم تشکر کرده است؛ عقدی نه، تا نقدی هم نباشد.

جدای روحیات شخصی رییس جمهوری او بیشتر به میوه‌های این توافق می‌اندیشد که قطعا در سبد دولت منظور خواهد شد و اتفاقا روزی که مجلس گشوده شود تازه اول گرفتاری قالیباف است که باید با مخالفان سر و کله بزند خاصه این که مراحل بعدی مذاکرات دشوارتر است اگر با تذکری صریح کاملا از بیرون توجیه نشوند.

از بازی‌های سیاست این که اتفاقا به سود پزشکیان است که قالیباف به عنوان رییس تیم مذاکرات توافق را امضا کند اگرچه بعد از جنگ 40 روزه و در واقع از نخستین روز شروع شاهد هم‌گرایی این دو هستیم.

در این که وزن و نقش رییس مجلس از 9 اسفند به این سو بیشتر شده تردیدی نیست ولی به همان میزان در سیبل جبهۀ پایداری هم قرار گرفته در حالی که پزشکیان در کانون حملات آنان قرار ندارد.

برای مردم گرفتار معیشت و بیم‌ناکِ از سرگیری جنگی دیگر البته این تفاوت‌ها و ریزبینی‌ها اهمیت ندارد و به ترجمۀ توافق در زندگی روزانه می‌اندیشند که خود را باید با کاهش قیمت ارز و طلا و ایجاد فرصت‌های شغلی و بزرگ شدن سفرۀ معیشتی و بازگشت امید و با شور و نشاط جامعه نشان دهد؛ اتفاقی که در سال 94 و بعد از برجام رخ داد ولی جناح منتقد آن قدر رکود - رکود کرد تا طعم یک رقمی شدن نرخ تورم، گس شد و شگفتا که آن دو سال و اندی را نادیده می‌گیرند و خروج ترامپ از برجام و سال 97 را نقطۀ شروع فرض می‌کنند.

زمینه و زمانه اما اکنون دیگر است و در عصر جدید حکم‌رانی، بازسازی اقتصادی کافی نیست و به نوسازی در شئون گوناگون نیاز است و بخت و رخت چنان درهم آمیخته که نه می‌توان به آزمونی دیگر واگذاشت و نه از این ورطه بیرون کشید.

اتفاق درخور توجه دیگر این است که برای روایت و تفسیر این رخداد هیچ یک از تحلیل‌گران سیاسی صدا و سیما که نه با اصل قصه قلباً موافق‌اند نه با امضا کننده در اشتون بورک و نه با متحد او در تهران به کار نخواهند آمد و همین هم از نشانه‌های عصر تازه خواهد بود؛ صدا و سیمایی که به شکل کنونی قابل دوام نیست و بعد از پزشکیان و عارف که به صراحت زبان به انتقاد گشوده اند نوبت قالیباف است که این مثلث را کامل کند.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • زمینه و زمانه اما اکنون دیگر است و در عصر جدید حکم‌رانی، بازسازی اقتصادی کافی نیست و به نوسازی در شئون گوناگون نیاز…

  • امر اصلاح امروزه نسبت به گذشته متفاوت شده و حاملان سیاسی و اجتماعی آن تا اندازه‌ای جابجا شده‌اند. نظریه‌پردازی تازه در…

  • تاریخ معاصر ما نشان داده که این ملت به چهار چیز آلرژی شدید دارد: «تحقیر و نادیده گرفته شدن»، «دخالت در امور شخصی و…

آخرین اخبار