شهابالدین طباطبایی: پس از پیروزی «در جنگ» نوبت غلبه «بَر جنگ» رسیده است
عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت با تاکید بر اینکه «در جنگ» پیروز شدیم و اکنون وقت پیروزی «بر جنگ» است، گفت: پس از امضای تفاهمنامه با آمریکا نباید دچار خوشبینی یا اعتماد بیش از اندازه شویم، مذاکره میکنیم چرا که باید آنچه برای ایران لازم است، به دست آوریم اما هر جا آمریکا تعهدات خود را نقض کند با هوشیاری کامل آماده هرگونه سناریوی احتمالی خواهیم بود.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از ایرنا، سال گذشته، برای «دولت وفاق» سالی پرچالش بود؛ سالی که ایران، ۲ جنگ را پشت سر گذاشت و البته حوادث دی که قلب تمام ایرانیان را فشرد و کشور را در اندوهی سهمگین فرو برد. اکنون در آستانه ۲ سالگی دولت، فرصت مناسبی برای بررسی عملکرد دولت چهاردهم است، در شرایطی که علی رغم اینکه بخشی از مشکلات اقتصادی از جمله تورم و فشار معیشتی به هیچ وجه قابل انکار نیست، همزمان تقریبا همگان اذعان دارند که در کنار دفاع جانانه نیروهای مسلح در میدان، همراهی مردم در خیابان و تلاشهای دیپلماتیک صورت گرفته، مدیریت شرایط جنگ توسط دولت ستودنی بوده است.
«شهابالدین طباطبایی» عضو حقیقی شورای اطلاعرسانی دولت و دبیرکل حزب ندای ایرانیان امروز شنبه ششم تیر ۱۴۰۵ در گفتوگوی تفصیلی با ایرنا از شرایط این روزهای ایران گفت و مسیرهای پیشروی دولت وفاق و تلاشهای صورتگرفته برای تحقق بهترینهای برای ایران سربلند و مردم شریفاش.
تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن بامداد پنجشنبه ۲۸ خرداد به امضای رئیسجمهور پزشکیان و دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا رسید؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام خود از «دلسوزی» و «حسن نظر» مسئولان و «اعتماد به تعهد» رئیسجمهور پزشکیان سخن گفتند؛ این پیام چه سرمایه اجتماعی برای رئیسجمهور به همراه دارد و چه مسئولیتی را بر دوش دکتر پزشکیان قرار میدهد؟
لازم است ابتدا در خصوص تفاهم و انشاءالله توافقی که حاصل خواهد شد، نکاتی را عرض کنم. از نظر من، این تفاهمنامه محصول وفاق بود. بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی معطوف به همین موضوع است و اینکه ایشان فرمودند «منتظر میمانیم»؛ ما نیز منتظر میمانیم، منتظر تحقق شروطی که اعلام کردهایم. مردم در طول ماه رمضان و حتی پیش از آن، ایستادگی، مقاومت و صبر خود را به دنیا نشان دادند؛ امری که در سطح جهان غیرقابل تصور و حتی غیرقابل باور بود.
آمریکاییها با این پیشفرض وارد عرصه جنگ شدند که گمان میکردند، میتوانند کار را به پایان برسانند. اگرچه آمریکاییها در هر مرحله عقبنشینی کردند، ترامپ سخنان خود را تغییر داد و مواضع آنها دائم عوض شد، اما واقعیت این است که با تصور نابودی ایران وارد میدان شده بودند و بر مبنای همان توهمات، محاسبه کرده بودند؛ همانگونه که در بسیاری از موارد دیگر نیز طی این مدت دچار توهم شدند، سخنانی گفتند و سپس از مواضع خود عقب نشستند. استیصال آمریکاییها که رهبر معظم انقلاب نیز در پیام خود به آن اشاره کردند، واقعیتی انکارناپذیر است.
در ابتدا میخواهم درباره ۱۱۰ روز حضور در میدان و خیابان صحبت کنم؛ برخی دوقطبیهای نادرست و بلاوجه در کشور شکل گرفته است که تصویر واقعی جامعه ایران را نشان نمیدهد. در شبهایی که به همراه دوستان خود در خیابان حضور داشتم، به آنان میگفتم که شاهد سه «الف» در میدان و خیابان بودیم: انرژی، امنیت و آرامش. در شبهایی که دشمن بمباران و موشکپراکنی میکرد، اما مردم همچنان در خیابان حضور داشتند. به یاد دارم شبی را که دشمن حوالی میدان تجریش تهران را هدف قرار داده بود، اما مردم همچنان در خیابان حضور داشتند، پرچمها همچنان برافراشته بود، مردم ایستاده بودند، نظارهگر حملات دشمن بودند اما خیابان را ترک نکردند. این شجاعت و ایستادگی، هم ارزشمند است، هم شایسته ستایش و قدردانی، و هم پس از این باید پاسخ درخور و مناسب دریافت کند. مردمی که چنین ایستادند، باید پس از این نیز آرامش و امنیت را به شکلی دیگر در زندگی خود ببینند و تجربه کنند.
رهبر معظم انقلاب در پیام خود به دو نکته مهم، یعنی «دلسوزی» و «حسن نظر» اشاره کردند. برخی میگویند که ممکن است این پیام به شکل دیگری نیز تعبیر شود. اما هنگامی که رهبر انقلاب، بهعنوان بالاترین رکن تصمیمگیر در کشور با اختیاراتی که در اصل ۱۱۰ قانون اساسی تصریح شده است، میفرمایند: «نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی از طرف خود و اعضا در پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازه آن را صادر کردم.»؛پیام رهبر انقلاب به معنای اتکا بالاترین مقام نظام به خرد جمعی و توجه به مسئولیت و اختیارات نهادهای قانونی کشور و اعتماد به رئیسجمهور و دیگر ارکان تصمیمگیری در کشور است. معنای دیگر آن این است که ضمن بحث و گفتوگو و مطالبهگری درباره مفاد تفاهم، آنچه تا اینجا پیش رفته را متزلزل نکنیم و به وحدت داخلی خدشه وارد نکنیم.
دشمن با این واقعیت مواجه شد که مردم پای کشور ایستادند، پای ایران ایستادند و در حمایت از نیروهای مسلح مقتدر و غیرتمند کشور چیزی کم نگذاشتند. اکنون ما باید همان تصویر را بار دیگر به نمایش بگذاریم. تصویر واقعی ایران نیز همین است، همان چیزی که رهبر معظم انقلاب در پیام خود به آن اشاره فرمودند، اینکه ما همچنان ایستادهایم و مذاکره نیز انجام میشود، البته با این نگاه که میدانیم با دشمن مذاکره میکنیم.
یونی در شهر لامرد استان فارس به شهادت رسید، تاکید کرد: آوینا ۲ سال بیشتر نداشت. او در نخستین روز جنگ، در ماه مبارک رمضان، و زمانی که آمریکاییها در حال تست سلاح جدید خود بودند، به شهادت رسید. آمریکا در آن حمله حدود ۷۰۰ هزار ترکش بر شهر لامرد و مردم آن فرو ریخت. ما نمیتوانیم این مسائل را فراموش کنیم. اگر امروز اقدامی انجام میدهیم، باید برای این باشد که مردم لامرد، پس از این سختی کمتری متحمل شوند؛ مردم لامرد و همه شهرهایی که مورد تهاجم قرار گرفتند، مردمی که در این مدت چنین صبوری کردند و سختیها را به جان خریدند، اکنون باید روی آرامش ببینند. مردم ما باید ببینید که ایستادگیشان به نتیجهای ملموس و قابل دستیابی منتهی شده است. مردم ما باید حاصل پایداری، ایستادگی و مقاومت خود در برابر ۲ قدرت بزرگ دنیا را به صورت ملموس بر زندگی و معیشتشان در آرامش و ثبات ببینند.
اکثر واکنشها و اظهارنظرهای مقامات و دولتهای مختلف، ایران را پیروز جنگ میدانند، اما اکنون زمان آن است که «بر جنگ» نیز پیروز شویم. این ۲ با یکدیگر تفاوت دارند. چگونه میتوان بر جنگ پیروز شد؟ زمانی که در جنگ پیروز شدهایم، نباید دچار خوشبینی یا اعتماد بیش از اندازه شویم؛ اعتمادی که ممکن است موجب شود اتفاقاتی مشابه آنچه در گذشته رخ داده، دوباره تکرار شود. باید نسبت به این موضوعات هوشیار باشیم. اما در عین حال، مذاکره میکنیم؛ زیرا باید آنچه را که برای ایران لازم است به دست آوریم. هر جا که این تعهدات نقض شود، همانگونه که نیروهای مسلح اعلام کردهاند، همانگونه که رهبر معظم انقلاب تصریح کردهاند و همانگونه که شخص رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی نیز در بیانیههای خود، حتی پس از اعلام آتشبس و تفاهمنامه، تأکید کردهاند، با هوشیاری کامل آماده هرگونه سناریوی احتمالی خواهیم بود، اما مذاکره را ترک نمیکنیم؛ همانگونه که هیچگاه میز مذاکره را ترک نکردهایم.
رهبر انقلاب اسلامی در پیام خود فرمودند که به «تعهد رئیسجمهور» اعتماد و اجازه مذاکرات را صادر فرمودند؛ اما همچنان شاهد حمله برخی افراد به رئیسجمهور هستیم، در تریبونهای رسمی، در مراسمات مذهبی و هیئات عزاداری، حتی در سخنرانیهای دکتر پزشکیان! به نظر شما وظیفه گروههای سیاسی و اجتماعی در این شرایط برای حفظ اتحاد و همبستگی ملی و حمایت از رئیسجمهوری که تا پای جان برای کشورش ایستاده است، چیست؟
شخصا معتقدم که گروهها و افراد تا زمانی که وارد بیحرمتی، تخریب شخصیت، تهدید و ارعاب نشوند، میتوانند به نقد و اظهار نظر بپردازند و این امر باید در هر شرایطی جاری و ساری باشد. بخشی از این رفتارها تندروی است اما اگر افرادی در قالب بیانیه، مصاحبه یا اظهارنظر، دیدگاههای خود را مطرح کنند، حتی اگر مخالف آن چیزی باشد که ما قبول داریم، قابل پذیرش است، معتقدم این امر میتواند به تکمیل و اصلاح مسیر پیش رو کمک کند. حتی میتوان گفت که باید از نقدهای سازنده استقبال کرد، نقدهایی که میتوانند مسیر را هموارتر کنند.
بر اساس یک نظرسنجی که در اردیبهشت در سراسر کشور انجام شده است، مردم در جمعبندی کلی خود از سه مؤلفه بهصورت همزمان حمایت میکنند؛ از راهبردی که هم در آن مذاکره وجود داشته باشد، هم بازدارندگی و هم حفظ منافع ملی. این دقیقترین راهبرد است که که در عالیترین سطوح تصمیمگیری نیز دنبال میشود، و جالب آنکه همین رویکرد در جامعه نیز جاری و ساری است. در این شرایط باید مراقب باشیم که از تصویر ایران قدرتمند شکسته نشود، تصویر ایران قدرتمندی که قرار است با «حفظ وحدت، وفاق و همکاری» افق گشایی کند.
اگر رسانههای فارسیزبان خارج از کشور بر هجمهای که مثلاً فردی علیه رئیسجمهور انجام داده و ایشان را تهدید کرده، مانور میدهند، دقیقاً همانجایی است که متوجه میشویم چنین رفتارهایی خلاف منافع ملی است و باید از آن دوری کنیم.
وقتی میگویم اجازه دهیم بحث و گفتوگو شکل بگیرد، به این معناست که اگر قرار باشد نظرات مطرح شود، ابتدا باید بر سر مسائل واقعی ایران به یک توافق داخلی برسیم و سپس به سراغ توافق با خارجیها برویم. اگر قرار بود صرفاً نظرات آن دسته از افرادی که تندرو نامیده میشوند اعمال شود، امروز ما اینجا ننشسته بودیم که درباره تفاهم اولیه، پیام رهبر انقلاب و چشمانداز بلندمدت این تفاهم و آینده آن صحبت کنیم. اساساً تفاهمی در کار نبود که بخواهیم درباره آن سخن بگوییم. به همین دلیل است که میگویم که بحث، اظهار نظر و بیان دیدگاهها هیچ ایرادی ندارد. اتفاقاً همه باید سخن بگویند، با یکدیگر گفتوگو کنند و این مباحث در فضایی آرام دنبال شود، زیرا که امروز کشور و مردم بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارند.
بیانیههای احزاب و شخصیتهای سیاسی در خصوص تفاهم ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
مسیر مذاکره با آمریکا را یکبار در سالهای گذشته طی کردیم و در نهایت نیز شاهد بدعهدی طرف مقابل، آن هم در بالاترین سطح ممکن بودیم. بنابراین طبیعی است که هم جامعه نگران باشد و هم شخصیتهای سیاسی. نکته مهم این است که تقریباً همه از این موضوع استقبال کردند که پس از پیروزی «در جنگ» اراده کشور معطوف به پیروزی «بر جنگ» است. نخستین پیام حمایتآمیز از تفاهم میان ایران و آمریکا از سوی سیدمحمد خاتمی صادر شد، پس از ایشان نیز شخصیتهای مختلف، چه از جریان اصولگرا و چه اصلاحطلب، از این مسیر حمایت کردند و در این زمینه تفاوتی میان آنها وجود نداشت. و تمام این حمایتها در کنار مردم معنا مییابد.
نکته جالب اینجاست که نظرسنجیها نشان میدهد که اکثریت جامعه، این مذاکرات را روندی بیثبات ارزیابی، در عین حال از آن استقبال نیز کردهاند. یعنی دقیقاً هرآنچه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود مطرح کردند؛ بخش عمده افکار عمومی نیز همین نگاه را دارد. برای مثال، حدود ۶۵ درصد مردم با پذیرش توقف غنیسازی موافق نبودهاند، یعنی مردم معتقدند که عوامل بازدارنده ضروری است.
زمانی «حسین شریعتمداری» در روزنامه کیهان مقالاتی در خصوص تنگه هرمز مینوشت و بسیاری آن نوع نگاه و طرح چنین موضوعاتی را مناسب نمیدانستند، اما فضای جامعه پس از اقدامات دشمن را نیز مشاهده کردیم، ایران قصد بستن تنگه هرمز را نداشت اما در مقابل اقدامات دشمن ما نیز ناچار به فعال کردن عوامل بازدارنده خود شدیم، یکی از این اقدامات بستن تنگه هرمز بود. در همین راستا، شاید مردمی که در گذشته چنین اقدامی را تند میدانستند، در مقطع جنگ از این اقدام استقبال کردند؛ زیرا احساس میکردند برای حفظ ایران لازم است مجموعهای از اقدامات انجام شود.
اکنون آن مرحله به پایان رسیده است. ما توانستیم برتری خود را اثبات کنیم و حال زمان آن رسیده که این برتری را به دستاوردهای ملموس تبدیل کنیم. این دقیقاً وظیفه دیپلماسی است.
وظیفه تیم مذاکرهکننده را در این مسیر چه میدانید؟ چگونه میتوان به خواستههای مردم دست یافت و در عین حال ملاحظات و رهنمودهای رهبری را نیز رعایت کرد؟
پیش از هر چیز باید بگویم که شیوه و منش شخص رئیسجمهور نیز همین است؛ اینکه هیچگاه علاقهای ندارد دستاوردها به نام شخص او ثبت شود و اجازه چنین کاری را نیز نمیدهد. آنچه اهمیت دارد این است که در چارچوب یک وفاق ملی، اتفاقی رخ دهد که خیر و منفعت آن متوجه عموم مردم کشور باشد و منافع ملی را تأمین کند. نخستین پیشنهاد من به این است که همین آرامشی که تاکنون وجود داشته و وفاقی که در شورای عالی امنیت ملی و سایر ارکان حاکمیت شکل گرفته و حقیقتاً کمنظیر و مثالزدنی است، حفظ شود. حتی معتقدم حفظ وفاق از موفقیت در مذاکره نیز مهمتر است. اگر بتوانیم این وفاق را در داخل کشور تثبیت کنیم، بسیاری از مشکلات دیگر نیز قابل حل است.
مساله امروز ایران فقط تحریمها نیست، ما باید ناکارآمدیها را نیز اصلاح کنیم. نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد اکثریت مردم (بیش از ۶۰ درصد) معتقدند که اصلاحات باید در چارچوب حفظ نظام موجود انجام شود. لازم است بدانیم که دوگانهای که از سوی برخی جریانها و رسانههای خارج از کشور درباره ایران ساخته شده، همچنین تصویر ۲ قطبی که از جامعه ایران ارائه میشود، بیش از اندازه بزرگنمایی شده است. واقعیت جامعه ایران اینگونه نیست. بهویژه پس از جنگ، شاهد افزایش «افتخار به ایرانی بودن» بودهایم. اینها دستاوردهایی است که حاصل تلاش مردان و زنان میدان و دیپلماسی است؛ دستاوردهایی همچون افزایش احساس اقتدار و تقویت هویت ملی.
اکنون نوبت دیپلماسی است که این مسیر را ادامه دهد. روندی که از یک مرحله به بعد به دستگاه دیپلماسی واگذار شده، باید با دقت و مسئولیت دنبال شود. در نهایت، مهمترین موضوع تأمین و تضمین منافع ملی است. هر کسی که وارد مذاکره میشود و هر کسی که مسئول پیشبرد این تفاهمنامه است، باید این اصل را در اولویت قرار دهد.
افتخار به نیروهای مسلح کشورمان در دوران جنگ به بیش از ۷۰ درصد رسید. در کنار آن، حدود ۷۰ درصد از مردم نیز نسبت به خدمات دولت، بهویژه در طول دوران جنگ، چه در جنگ ۱۲ روزه و چه در جنگ رمضان، اقبال و رضایت نشان دادند. اینها دستاوردهای کشورمان است و سرمایههایی است که باید آنرا حفظ کنیم و خدای ناکرده همانند آنچه پس از جنگ ۱۲ روزه رخ داد، این سرمایه اجتماعی را به دست خودمان کاهش ندهیم یا از بین نبریم.
برخی از تحلیلگران بر این باورند که تعهدات آمریکا نسبت به ایران سنگینتر است و در عین حال تردیدهایی نیز وجود دارد که آیا این تعهدات واقعاً از سوی آمریکا اجرا خواهد شد یا خیر. نظر شما درباره مفاد این تفاهمنامه چیست؟
بر سر مفاد تفاهمنامه طرف ایرانی مقاومت زیادی کرد؛ طرف آمریکایی در ابتدا یک پیشنهاد ۱۵ مادهای ارائه کرده بود که در نهایت به یک تفاهمنامه ۱۴ مادهای تبدیل شد. بسیاری از مواردی که آمریکاییها در متن اولیه آورده بودند، در نسخه ۱۴ مادهای اصلاح شد. اگر مشاهده میکنید که امروز کفه ترازو بیشتر به سمت منافع ملی ایران و مردم ایران سنگینی میکند، دلیل آن مقاومت دیپلماتها، تیم مذاکرهکننده و در راس آن دکتر قالیباف است.
اینجا همان نقطهای است که میگویم تفکیک دولت از سایر نهادها نه معنا دارد و نه باید وارد چنین فضایی شد. همه مقامات کشور و همه کسانی که دلسوز منافع ملی بودند و نگاه مثبتی به تأمین منافع ملی داشتند، در کنار یکدیگر قرار گرفتند، که تاکید میکنم این دستاورد نیز محصول «وفاق» است. دکتر قالیباف در کنار دکتر پزشکیان، شورای عالی امنیت ملی در کنار تیم دیپلماسی، وزیر محترم امور خارجه و همکاران ایشان در کنار رئیس تیم مذاکرهکننده، همه و همه در کنار یکدیگر ایستادند و نتیجه حاصل شد. میتوان این تفاهم را نمونه و الگویی از وفاق در سطح حاکمیت دانست، وفاقی که تا به امروز با این شکل و کیفیت سابقه نداشته است.
آن بندی که حذف شد، مربوط به چه موضوعی بود؟ و تفاوت دیدگاه آمریکاییها با آنچه در نهایت مورد توافق قرار گرفت، در چه زمینهای بود؟
در حوزه غنیسازی، رفع محاصره، زمانبندی اجرای تعهدات، موضوع بازپرداخت بدهیهای ایران و موارد مشابه تغییرات مهمی صورت گرفت و برای همه این موارد زمانبندی مشخصی تعیین شد. همچنین برای بخش عمدهای از تعهدات طرف آمریکایی که در متن اولیه هیچ ضمانتی برای آنها وجود نداشت، یک عبارت کلیدی اضافه شد. نکته کلیدی که در متن جدید تصریح شد این بود که «در صورتی که طرف آمریکایی به تعهدات خود عمل کند، این روند ادامه خواهد یافت.»
همچنین موضوع «شرط عدم مزاحمت» در متن اضافه شد. بر اساس متن، ایران این حق را خواهد داشت که در صورت نقض تعهدات، از بازگشایی مسیر خلیج فارس به دریای عمان و از دریای عمان به خلیج فارس و تسهیل ترافیک دریایی خودداری کند. علاوه بر آن، موضوع انحصار در مینزدایی تنگه هرمز نیز مطرح شد که این اختیار منحصراً به ایران واگذار شده است، در حالی که پیش از این مدل دیگری برای آن در نظر گرفته شده بود.
بخش عمدهای از ستاندههای ایران در این توافق دائمی شده است. به عنوان نمونه، موضوع قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل متحد در متن اولیه وجود نداشت، اما در متن فعلی گنجانده شده است. بر اساس این متن، قطعنامهها باید به وضعیت پیشین بازگشته و لغو شوند. همچنین تعلیق تحریمهای نفتی و پتروشیمی در آن بازه ۶۰ روزه اجرایی شود (که شد) و امکان کسب درآمد ارزی برای ایران فراهم شود.
وقتی که میگوییم مذاکره مفید است، به این دلیل است که میتوان در مذاکرات امتیازاتی گرفت، البته معتقدیم که در مذاکره نیز باید چیزی داد تا بتوان چیزی ستاند. در این تفاهمنامه، به دلیل آنکه دست ما پر بود و عوامل بازدارندگی ما فعال شده بود، توانستیم دستاوردهای بیشتری کسب کنیم. برای مثال، در مورد ذخایر اورانیوم غنیشده که در متن اولیه مطرح شده بود، در تفاهمنامه ۱۴ مادهای هیچ تعهدی از سوی ایران پذیرفته نشده است. همچنین مذاکره درباره مسائل هستهای به زمانی موکول شده است که آمریکا اقدامات عینی و بازگشتناپذیر خود را انجام دهد.
در واقع در برخی موارد ما تعهداتی را پذیرفتهایم، اما مشروط بر انجام اقدامات عینی و بازگشتناپذیر از سوی آمریکا، تنها پس از آن درباره موضوعات مربوطه مذاکره خواهیم کرد. این جمله اضافه شده است که «پس از اقدامات عینی و بازگشتناپذیر آمریکاییها»، بدین معنا که برای آن زمانبندی مشخصی نیز در نظر گرفته شده است. به این معنا نیست که طرف مقابل یک هفته اقدامی انجام دهد و سپس تصور کند که میتواند از تعهدات خود عدول کند. اگر امروز از تعهدات خود عقبنشینی کند، در همان لحظه اتفاق دیگری رخ خواهد داد.
شاید در جنگ اخیر، اتفاقاتی که در روز نخست رخ داد، از جمله شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان، اگر در هر کشور دیگری اتفاق میافتاد، میتوانست به یک بحران اجتماعی، سیاسی و حتی فروپاشی نظام سیاسی و اجتماعی منجر شود. اما در کشور ما نهتنها چنین اتفاقی رخ نداد، بلکه شرایط جنگ نیز بهخوبی مدیریت شد. این موضوع بسیاری از ناظران و افکار عمومی جهان را شگفتزده کرد. ایران در طول جنگ با کمبود کالاهای اساسی و حتی غیر اساسی مواجه نشد و دولت در شرایط جنگ مدیریت بسیار مطلوبی از خود نشان داد. به نظر شما مهمترین اقدامی که دولت انجام داد تا این موفقیت حاصل شود چه بود؟ و نقش شخص رئیسجمهور پزشکیان را در این میان چگونه ارزیابی میکنید؟
درباره رئیسجمهور باید بگویم که ایشان از نخستین روزی که وارد رقابتهای انتخاباتی شدند ـ و اکنون نیز به سالگرد انتخاب ایشان بهعنوان رئیسجمهور نزدیک میشویم ـ ۲ شعار اصلی داشتند: یکی «وفاق» و دیگری «دیپلماسی همسایگی». همچنین یک مفهوم کلیتر را نیز مطرح میکردند که از آن با عنوان «رضایت مشتری» یاد میکردند؛ منظور از مشتری نیز مردم بودند. مردم باید از خدماتی که دولت ارائه میدهد رضایت داشته باشند، زیرا اساساً وظیفه دولت تأمین رضایت مردم است.
وفاق شعار اصلی دولت چهاردهم بود. دیپلماسی همسایگی نیز در این مدت موجب شد که علیرغم تمام برنامهریزیهای دشمن، برخی از کشورهای همسایه همچنان به همکاری خود با ایران ادامه دهند، البته بخشی از همسایگان نیز به هر حال خاک خود را در اختیار دشمن قرار داده بودند، اما حتی در قبال آنها نیز زمانی که پایگاهی یا مکانی که از آنجا علیه ما تهدید صورت میگرفت هدف قرار میگرفت، برای همسایگان توضیح داده میشد. شخص رئیسجمهور توضیح میدادند که ما آن نقطه را بهعنوان بخشی از خاک شما هدف قرار ندادهایم. ما با هیچیک از همسایگان خود قصد تقابل نداریم، مگر آنجا که خاک یا امکانات آنها در اختیار دشمن برای ضربه زدن به کشور ما قرار گرفته باشد؛ در چنین شرایطی طبیعتاً مقابله خواهیم کرد.
نقش دکتر پزشکیان بهعنوان فردی که مدیریت دولت را بر عهده داشت، همچنین نقش دکتر عارف بهعنوان معاون اول رئیسجمهور و نقش وزرایی که واقعاً پای کار ایران ایستادند، بسیار مهم بود. شاید بسیاری میگفتند که اگر روزی جنگی رخ دهد، مسئولان پیدا نخواهند شد. اما من شهادت میدهم که در طول ۴۰ روز جنگ رمضان حتی یک مسئول نیز لحظهای غایب نبود. در همان روز نخست نیز رهبر شهید در محل کار خود حضور داشتند.
شخص رئیسجمهور و دولت بر این باور هستند ـ و من نیز مشاهده کردهام که این رویکرد در میان بسیاری از مسئولان سایر ارکان حاکمیت نیز وجود دارد ـ که اگر مردم در برابر سختیها صبوری، تابآوری و ایستادگی کردند و خم به ابرو نیاوردند، به همان میزان سختگیریهای غیرضروری را تحمل نخواهند کرد.
در طول دو سال گذشته مشاهده کردیم که هم دولت و هم سایر ارکان حاکمیت، بهعنوان محصول وفاق، تلاش کردند همراهی بیشتری با مردم داشته باشند؛ چه در شورای عالی امنیت ملی و چه در سایر دستگاهها. هدف این بود که سختگیریها نسبت به مردم کاهش یابد. بسیاری از آن سختگیریها محصول بدسلیقگی، کجسلیقگی یا تفسیرهای متفاوتی از برخی سیاستها بود که در بخشهایی از ساختار اجرایی رخ میداد. دولت تلاش کرد این مسائل را اصلاح کند و تا حدودی نیز موفق بود.
یکی از این حوزهها موضوع اینترنت بود. موضوع دیگر، مساله حجاب بود. این گشایشها نیز محصول کار جمعی و وفاق بوده است. به عنوان مثال، همین که از ابتدای دولت در استانهای اهل سنت، استانداران اهل سنت منصوب شدند، خود نوعی پدافند غیرعامل اجتماعی محسوب میشود. اینها اقداماتی هستند که به هر حال نگاه مردم را تغییر میدهد.
مردم به اصلاحات معتقدند و بر این باور هستند که نباید براندازی صورت گیرد و باید همین نظام اصلاح شود، در واقع نظام را قابل اصلاح میدانند. حدود دو سوم جامعه چنین دیدگاهی دارند. یعنی دو سوم جامعه نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند و معتقدند باید اصلاحات در آن انجام شود. در عین حال که در برخی مقاطع اتفاقاتی نیز رخ داده است.
شکاف اصلی اینجاست که بخشهایی از جامعه احساس میکنند در رسانهها، احزاب و سایر نهادهای اجتماعی و سیاسی نمایندهای ندارند. رئیسجمهور پزشکیان تلاش کرد، در چارچوب اجماعسازی با سایر ارکان حاکمیت، شرایطی فراهم کند که آن بخش از جامعه و مردمی که در میانه این دوقطبی قرار گرفتهاند نیز احساس نمایندگی سیاسی داشته باشند.
نمایندگی سیاسی موضوع بسیار مهمی است؛ زیرا ما بارها از فقدان آن آسیب دیدهایم. اگر بخواهم جمعبندی کنم، امروز تقابل اصلی میان وضع موجود و براندازی نیست، شکاف اصلی میان «امید به اصلاح» و «ناامیدی از اثربخشی برخی سیاستها» است و هر اندازه بتوان جامعه را نسبت به امکان اصلاح و اثربخشی سیاستهای اصلاحگرایانه، حول موضوعاتی که همه بر وجود ایراد در آنها توافق داریم، امیدوارتر کرد، این شکاف کاهش خواهد یافت. با این رویکرد دوقطبی نیز عملاً از میان خواهد رفت و فکر میکنم امروز ایران در حال ورود به این مسیر است.
به نظر شما مهمترین تغییرات سیاسی و اجتماعی که باید پس از جنگ مورد توجه قرار گیرد چیست؟
اصل موضوع «امیدواری» است. باید حس اعتماد را در مردم ایجاد کرد که آنچه توسط دولت و ارکان حاکمیت در حال انجام است، همان چیزی است که منافع ملی را تضمین میکند. منافع ملی شامل منافع ۹۲ میلیون ایرانی است. در جنگ ۴۰ روزه بخشی از تصویری که در جامعه وجود داشت نیز اصلاح شد و مردم، نیروهای مسلح کشور را بهعنوان مدافعان ایران با تمام وجود پذیرفتند.
ما میتوانیم این سرمایه را حفظ کنیم یا به وسیله تندروی (از سوی هر جریان و جناحی) آن را از بین ببریم. اختیار این موضوع از اینجا به بعد در دست خود ماست. انشاءالله این همدلی و همکاری میان مردم حفظ شود.
در آستانه پایان دومین سال فعالیت دولت قرار داریم؛ به عنوان یکی از اعضای شورای اطلاعرسانی دولت به ما بگویید که وضعیت کنونی کشور با چشماندازی که روز نخست مدنظر دولت وفاق بود، چه تفاوتی دارد؟ و مهمترین دستاورد دولت پزشکیان را چه میدانید؟
اگر بخواهم در کوتاهترین جمله جمعبندی کنم؛ رئیسجمهور پزشکیان همچنان پس از ۲ سال، دروغ نمیگوید، وعدههای غیرواقعی نمیدهد و سخنانی که در آن بوی توهم یا خودبرتربینی وجود داشته باشد، مطرح نمیکند. ایشان همچنان معتقد است که کار باید بهصورت جمعی انجام شود و به وفاق در همه سطوح آن باور دارد. علاوه بر این، سرمایه اجتماعی حاکمیت برای ایشان اهمیت دارد. ایشان بین سرمایه اجتماعی دولت و سرمایه اجتماعی حاکمیت تفکیک قائل نیست؛ این موضوع نیز ناشی از اعتقاد ایشان به وفاق است.
اینها دستاوردهایی است که به نظرم باید اجازه دهیم بیشتر درباره آن صحبت شود، اکنون فضای جامعه تحت تأثیر غبار غم یک سال گذشته ناشی از ۲ جنگ و حوادث دیماه است، باید اجازه دهیم این غبار فروکش کند. امیدواریم که تفاهمنامه به سمت یک توافق حرکت کند، توافقی که در عمل و از سوی طرف مقابل پایدار بماند. پس از آن شاید بتوانیم درباره برخی از اتفاقاتی که در این مدت رخ داده، بیشتر صحبت کنیم و مردم نیز بتوانند اندکی طعم آرامش و رفاه را تجربه کنند.
واقعاً مردم ما در طول سال گذشته سختیهای زیادی متحمل شدند. امیدواریم این سختیهایی که پشت سر گذاشتهاند، به نتیجهای خوش و آیندهای بهتر منجر شود.
در پایان برای مردم عزیز کشورم، مردم نجیب، شریف و صبور ایران، آرزوی سربلندی و توفیق دارم. امیدوارم این همکاری، همدلی و وفاقی که این روزها شکل گرفته است، پایدار بماند. چرا که این وفاق و توافق داخلی، از توافق با تمام دنیا ارزشمندتر و مهمتر است.