| کد مطلب: ۶۴۰۱۱

شهیدِ اختیار، در نفیِ اجبار

مهم‌‌ترین کاری که حسین‌بن‌علی -علیه‌السلام- انجام داد، تن‌ندادن به"بیعت اجباری" بود و بهتر است این عبارت را به این شکل، بیان کنیم: تن دادن به بیعت اجباری را دونِ شأنِ انسانیِ خود می‌دید.

شهیدِ اختیار، در نفیِ اجبار

در سال‌های اخیر آن قدر مداحان رسمی و غیر‌رسمی بر وجوه احساسی و نهایتاً حماسیِ عاشورای حسینی متمرکز و گاه متوقف بوده‌اند که یکی از رموز اصلیِ ماندگاریِ آن مغفول واقع شده و آن امکانِ خوانشِ کاملا مدرن است از رُخ‌دادی در جهانِ پیشامدرن.

مهم‌‌ترین کاری که حسین‌بن‌علی -علیه‌السلام- انجام داد، تن‌ندادن به"بیعت اجباری" بود و بهتر است این عبارت را به این شکل، بیان کنیم: تن دادن به بیعت اجباری را دونِ شأنِ انسانیِ خود می‌دید.

به همین خاطر است که مرحوم محمد تقی جعفری از او به عنوان "شهید اختیار" یاد می‌کند چون در مقابل "اجبار" صف‌آراست. هم به سبب تن ندادن به بیعت اجباری و هم این که کسی را به همراهی وانداشت و حتی در صورت امتناع،از سرِ سرزنش‌ به روز قیامت ارجاع نداد. مشهورترین‌شان هم شوهر خواهر که نرفت و از او نرنجید و همسر (زینب) بی همراهی او یار شد و یاری کرد؛ چه یاری‌یی.

با نگاه امروزی بیعت اجباری را می‌توان مانند اقرار شخص علیه خود دانست و از این رو آن کنش با خوانشِ امروزین هم سازگار است.

   یکی از فعالان چپ در سال‌های پیش از انقلاب (کورش لاشایی) در توجیه تسلیم به فشار ساواک برای "اعتراف علیه خود" نوشته است: من چهار راه پیشِ‌رو داشتم:

   نخست این که دروغ‌هایی را به دیگران نسبت دهم تا خودم را خلاص کنم اما آنها را گرفتار می‌کرد.

  دوم این که اعمال انجام شده و اهداف واقعی آنان را لو دهم که باز گرفتار و مجازات می‌شدند.

    سوم این که لام تا کام حرفی نزنم که به معنی قبول مرگ و شکنجه بود و من آدمِ این کار نبودم و چه بسا تحت فشار نام‌هایی را بر زبان می آوردم و اسباب زحمت‌شان می‌شد.

    چهارم و راه گریز‌ناپذیر باقی مانده اما اعتراف علیه خودم بود که دیگری را به دردسر نمی‌انداخت و جان خودم را هم نجات می‌دادم.

شأن امام البته از قیاس‌هایی از این دست بالاتر است اما تفاوت او با دیگران در این بود که با اقرار علیه خود دیگر برای او "خود"ی باقی نمی‌ماند که خلاص شده باشد  و در واقع از حسین بودن خود یا از گوهر وجود خود دفاع کرد نه آن که با کسی به ستیز برخاسته باشد. 

      در دنیای مدرن البته دربارۀ مواجهۀ دیگران با اقرار علیه خود گفته شده اگر با مواضع قبلی یا بعدی در شرایط آزاد سازگار نبود نباید بر اقرار کننده خرده گرفت چون نجات جان بر هر امر دیگر مقدم است اما حکایت حسین‌بن‌علی از این حیث با خوانش مدرن سازگار است که نمی خواست حقیقتی قربانی شود اگرچه حسین، خود حقیقت بود.   

هیچ کس این نکته را به زیبایی بهرام بیضایی در "روز واقعه" روایت نکرده آنجا که "راحله" از "عبدالله" می‌پرسد: حقیقت را چگونه یافتی و پاسخ می‌شنود: من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم. من حقیقت را بر سر نیزه دیدم.

مفهوم مدرن دیگر که در عاشورای حسینی قابل مشاهده است آزادی است در حالی که آزادی، متأخر است و شاید تصور شود عاشورا با  «آزادگی» یا «حُریت» بیشتر نسبت دارد تا آزادی که به مفهوم امروز با انقلاب فرانسه جهانگیر شد.

سنت گرایان طبعا بر سر آزادگی حسین‌بن علی مناقشه ندارند که نقطه مقابل بردگی است ولی نوبت به «آزادی» که می‌رسد اختلاف درمی‌گیرد و در این سخن هم تشکیک می‌کنند که « انما الحیوه، عقیده و جهاد»؛ همانا زندگی باور است و مبارزه برای آن. زیرا در آن باور مشخصی مدّ نظر نیست.  مرحوم مطهری هم آن را سخن امام نمی‌داند اما مرحوم  محمد‌تقی جعفری در شرح نهج‌البلاغه بدان استناد می‌کند و البته برخی دیگر به احمد شوقی -شاعر مصری- نسبت داده‌اند.

  جدای تعبیر زیبای "شهید اختیار" این مفهوم در شعری از سید علی موسوی گرمارودی که در زمان خود آوانگارد به حساب می‌آمد هم منعکس است: "یزید، اکسیژن هوا را می‌مکید".

  اگر آزادی مثل هوا و مشخصا اکسیژن هوا باشد استبداد جز مکیدن آن نیست  و این آزادی است که در مقابل استبداد تعریف می‌شود و آزادگی را باید در برابر بردگی توصیف کرد.

مجال پرداختن به وجوه گونه‌گون خوانش مدرن نیست و اشارۀ سوم کافی است و آن هم وجه پیام‌رسانی عاشوراست.

جهان سنت با "پیامبر- پیرو" شناخته می‌شد و دنیای مدرن را خاصه بعد از تحولات ارتباطاتی و انقلاب هوش با "پیام‌رسان- دنبال کننده" می‌شناسیم اما کیست که شک داشته باشد آنچه مانع دفن عاشورا در کربلا شد مقولۀ "پیام" است که باز مفهومی مدرن است و متفاوت است با آنچه با مفهوم "رسالت" می‌شناسیم ولو در فارسی به پیام ترجمه شده باشد.

به این بهانه سِزَد که یاد شود از شاعری به نام قادر طهماسبی با تخلص "فرید" که در دهۀ 60 شعری سرود که یک مصراع آن ضرب‌المثل شد :کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود...

او اگرچه تحت تأثیر اندیشه‌های شریعتی و بی‌خبر از پیام‌رسان‌های در راه این شعر را سروده بود اما باز مفهوم مدرن "پیام" در آن مستتر است.

این گونه است که متفکری چون کی‌یرکه گور در توجیه اقدام ابراهیم در تصمیم به قربان کردن اسماعیل در می‌ماند تا به مفهوم ایمان می‌رسد یا موسی هم قادر به درک رفتارهای خضر نیست چه رسد به آدمیان امروز اما  به روشنی می‌توان از کنش حسین‌بن‌علی خوانش مدرن داشت و همین جذابیت‌های فرادینی و مدرن و بیرون از قالب سنت است که یاد و آیین او را از تمام مراسم دینی و ایدیولوژیک در فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف، متمایز ساخته و مجال مصادره هم نبخشیده تا نَمی از چنین یَمی برای طراوت روح آدمی در تمام زندگی بسنده باشد.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • مهم‌‌ترین کاری که حسین‌بن‌علی -علیه‌السلام- انجام داد، تن‌ندادن به"بیعت اجباری" بود و بهتر است این عبارت را به این…

  • عده‌ای، پاک‌کردن صورت مسئله را تنها راه مقابله با مسئله می‌دانند و نتیجه‌اش هم انباشت کوهی از مشکلات و گرفتاری‌ها برای…

  • حسین و خاندان و یارانش قربانی قدرت شدند، قدرتی یکجانبه از طرف امویان که دستگاه خلافت را از ابزاری برای اقامهٔ قسط و…

آخرین اخبار
وب گردی