خط خوردن غیر فوتبالی!
فوتبال حرفهای بر پایه شایستگی بنا شده است. بازیکنی که توانایی فنی لازم را دارد، باید فرصت حضور در بالاترین سطح را پیدا کند. اگر معیار انتخاب از زمین مسابقه به ملاحظات دیگر منتقل شود، اصل رقابت حرفهای زیر سؤال میرود.
تصمیمهای فنی در فوتبال همیشه محل بحث و اختلافنظر بودهاند، اما گاهی اوقات دلایل اعلامشده برای یک انتخاب یا حذف، پرسشهای بیشتری از خود تصمیم ایجاد میکند. حذف امیرحسین محمودی و کسری طاهری از فهرست نهایی تیم ملی ایران برای جام جهانی ۲۰۲۶ نیز از همین دست اتفاقات است؛ تصمیمی که پس از اظهارات سعید الهویی، دستیار امیر قلعهنویی، وارد ابعادی فراتر از مسائل صرفاً فنی شد.
الهویی دستیار امیر قلعهنویی در تیمملی در گفتوگویی تلویزیونی با شبکه سه تأکید کرد که برخی از تصمیمات کادرفنی تحت تأثیر «شرایط غیرعادی کشور» و «مسائل غیرفوتبالی» اتخاذ شده است. او حتی عنوان کرد که تیم ملی در شرایطی قرار دارد که نمیتوان همه تصمیمها را صرفاً با معیارهای فنی ارزیابی کرد. این سخنان به سرعت موجی از تفسیرها را در فضای فوتبال ایران به راه انداخت.
در نگاه نخست، حذف دو بازیکن ۱۹ ساله شاید یک تصمیم عادی به نظر برسد. جام جهانی میدان کسب تجربه نیست و بسیاری از مربیان ترجیح میدهند در چنین تورنمنت بزرگی سراغ بازیکنان باتجربهتر با سابقهی حضور در این مسابقات بزرگ بروند. اما مسئله اینجا است که خود کادرفنی در ماههای اخیر بارها از پروژه جوانگرایی سخن گفته بود.
کسری طاهری و امیرحسین محمودی نیز از جمله چهرههایی بودند که بهعنوان نمادهای نسل آینده فوتبال ایران به اردوهای تیم ملی دعوت شدند و حتی امید میرفت بتوانند رکورد جوانترین بازیکنان تاریخ ایران در جام جهانی را جابهجا کنند.
از همین رو، وقتی حذف این بازیکنان با توضیحاتی مبهم درباره «شرایط خاص» همراه میشود، طبیعی است که افکار عمومی به دنبال دلایل واقعی بگردد. در روزهای اخیر یکی از گمانههای مطرحشده در فضای رسانهای این بوده که کادرفنی و مدیران فوتبال ایران نگران برخی حواشی احتمالی خارج از زمین، از جمله احتمال جدا شدن یا پناهندگی برخی بازیکنان جوان در جریان حضور تیم ملی در آمریکای شمالی بودهاند. البته هیچ سند رسمی برای تأیید این ادعا وجود ندارد و هیچیک از مسئولان نیز چنین مسئلهای را بهصراحت مطرح نکردهاند. با این حال، اظهارات الهویی درباره تأثیر عوامل غیرفوتبالی بر انتخاب فهرست، زمینه شکلگیری چنین برداشتهایی را فراهم کرده است.
حتی اگر چنین نگرانیای در پشت پرده وجود داشته باشد، باز هم پرسش مهمی مطرح میشود: آیا باید هزینه این نگرانی را بازیکنان جوان و آیندهدار فوتبال ایران بپردازند؟ ضمن اینکه بازیکن ۱۸ سالهی فوتبال چرا باید به کشوری پناهنده شود که فوتبال، ورزش اصلی آن کشور نیست و اتفاقا قراردادهای بسیار پایینتر از آسیا با بازیکن فوتبال بسته میشود! فوتبالیست ایرانی چه نیازی به پناهندگی دارد وقتی به راحتی میتواند در هر کشوری که خواست لژیونر شود و قرارداد دلاری ببندد؟ بنابراین منظور سعید الهویی از تصمیمات غیرفوتبالی چیست؟
فوتبال حرفهای بر پایه شایستگی بنا شده است. بازیکنی که توانایی فنی لازم را دارد، باید فرصت حضور در بالاترین سطح را پیدا کند. اگر معیار انتخاب از زمین مسابقه به ملاحظات دیگر منتقل شود، اصل رقابت حرفهای زیر سؤال میرود. در چنین شرایطی پیام نامناسبی به نسل جوان فوتبال ایران منتقل میشود؛ اینکه برای حضور در تیم ملی، صرفاً کیفیت فنی تعیینکننده نیست.
از سوی دیگر، حذف بازیکنان جوان در حالی رخ داده که فوتبال ایران سالها است با معضل افزایش میانگین سنی تیم ملی روبهرو است. جام جهانی ۲۰۲۶ میتوانست فرصتی ارزشمند برای آمادهسازی نسل بعدی باشد؛ نسلی که قرار است بار فوتبال ایران را در جام ملتهای آسیا و مقدماتی جام جهانی آینده به دوش بکشد. حضور حتی چند دقیقهای در بزرگترین تورنمنت فوتبال جهان، تجربهای است که هیچ اردوی تدارکاتی نمیتواند جای آن را بگیرد.
امیر قلعهنویی و همکارانش بدون تردید مسئول نتایج تیم ملی هستند و حق دارند بر اساس تشخیص خود فهرست نهایی را انتخاب کنند. اما توضیحاتی که درباره کنار گذاشتن برخی بازیکنان ارائه شده، به جای پایان دادن به ابهامها، بر دامنه پرسشها افزوده است. اگر دلایل حذف این بازیکنان فنی بوده، باید صریح و شفاف بیان شود. اگر هم عوامل دیگری در میان بوده، افکار عمومی حق دارد بداند چرا دو استعداد جوان فوتبال ایران قربانی شرایطی شدهاند که ظاهراً ارتباط مستقیمی با عملکردشان در زمین مسابقه نداشته است.
در نهایت، آنچه امروز بیش از خط خوردن دو بازیکن جلب توجه میکند، این پرسش است که آیا فوتبال ایران همچنان بر مدار شایستهسالاری حرکت میکند یا نه؛ پرسشی که پاسخ آن، شاید مهمتر از نام ۲۶ بازیکن حاضر در فهرست جام جهانی باشد.