| کد مطلب: ۶۱۰۴۱

خلیل کمربیگی پژوهشگر و استاد جامعه‌شناسی: استانداری در مدیریت بحران روزهای نخست اعتراضات ایلام ناکارآمد بود

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ایلام با اشاره به احساس نابرابری عمیقی که مردم ایلام نسبت به توسعه استان دارند می‌گوید از نیمه دوم دهه هشتاد و دولت احمدی‌نژاد عدم اعتماد به احیای استان تشدید شد و همزمان با عدم کارآمدی احزاب و نابرابری‌هایی که از طایفه‌ها دیدند مردم امید خود را به اصلاحات ساختاری به صورت کامل از دست دادند و دست به اعتراضاتی با چنین شدت می‌زنند.

خلیل کمربیگی پژوهشگر و استاد جامعه‌شناسی: استانداری در مدیریت بحران روزهای نخست اعتراضات ایلام ناکارآمد بود

خلیل کمربیگی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ایلام در گفت‌وگو با هم‌میهن با اشاره به احساس نابرابری عمیقی که مردم ایلام نسبت به توسعه استان دارند می‌گوید از نیمه دوم دهه هشتاد و دولت احمدی‌نژاد عدم اعتماد به احیای استان تشدید شد و همزمان با عدم کارآمدی احزاب و نابرابری‌هایی که از طایفه‌ها دیدند مردم امید خود را به اصلاحات ساختاری به صورت کامل از دست دادند و دست به اعتراضاتی با چنین شدت می‌زنند. 

*‌دلیل شدت و گستردگی اعتراضات اخیر در استان ایلام چیست. با توجه به اینکه آمار فقر، خودکشی، تورم و بیکاری در این استان در مقایسه با دیگر استان‌ها ‌‌تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای دارد. چرا در طی این سال‌ها این روند در ایلام متوقف نشده و منجر به اصلاحات نشده است؟

در طول 60 سال اخیر و پس از استان شدن، ایلام، به نوعی با محرومیت روبه‌رو بود و دیده نشد. پس از انقلاب نیز مردم استان 8 سال جنگ را پشت سر گذاشتند و پس از آن نیز بازسازی لازم اقتصادی به درستی انجام نشد. در دوران جنگ و پس از آن زمانی که نام استان ایلام به میان می‌آمد مسئولان کشور می‌گفتند ایلام دین خود را به کشور ادا کرده است. مردم ایلام نیز معتقدند در جنگ مشارکت فعالانه داشتند و پس از آن نیز در بحران‌های مختلف و رخدادهای سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشتند اما امروز به این نتیجه رسیده‌اند که مزد زحمات آنها داده نشد. 

مردم استان با انباشت مزمن محرومیت ساختاری، نارضایتی‌های عمیق سیاسی، اجتماعی و به‌نوعی با فرسایش سرمایه اجتماعی سنتی خود روبه‌رو شده و در کنار آن تحولات نسلی باعث شد، شکاف عمیقی بین نسل گذشته و نسل جدید به وجود بیاید و در استان با بحران بازتولید اجتماعی روبه‌رو هستیم. پاسخ ندادن به نیازهای مردم و محرومیت‌های شدید و همچنین نابرابری‌ها، منجر به آن شد که در طول یکی دو دهه اخیر نارضایتی که ابتدا در قالب تحصن و اعتراضات خود را نشان می‌داد، امروز به صورت شورش‌هایی که منجر به خشم و خشونت می‌‌شود و فوراً از اعتراضات آرام با چرخه خشونت تبدیل می‌شود، مواجه ‌شویم.

نقش ساختار ایل و طایفه‌ای استان را نیز نباید در این شرایط نادیده گرفت. آنها در گذشته کارکرد حمایتی داشتند اما امروزه دیگر آن کارکرد را از دست داده و نماینده بازتولید تبعیض و نابرابری شده‌اند. جوان ایلامی می‌بیند که معیار رسیدن به جایگاه شایسته‌سالاری نیست و با داشتن معیارهای شایسته نمی‌تواند به جایی برسد و بخشی از این ساختار ایلی و طایفه‌ای باعث شده است شکاف‌ها عمیق‌تر شود.

از طرفی هم بیشترین نارضایتی و کمترین اعتماد نهادی به نهادهای دولتی و دستگاه‌های اجرایی و به‌ویژه نهادهای خدماتی وجود دارد. تا اعتراضی شروع می‌‌شود این نهادها به عنوان نمادهای تبعیض و نابرابری مورد حمله قرار می‌گیرند، در این اعتراضات بیشترین آسیب به اداره برق، بانک‌ها، شرکت آب و این نهادهای حمایتی و خدماتی وارد شده است. اینها نماد کنش نمادین خشم هستند که در حال رخ دادن است. اعتراضات در ایلام را نباید به یک عامل خلاصه کرد. در سال 88 اعتراضات ریشه سیاسی داشت، در سال 96 و 98 معیشتی و در سال 1401 فرهنگی بود و امروز به اینجا رسیده است و خشم انباشته نتیجه همزمان چندین بحران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. 

*‌پس از انقلاب دولت‌های مختلفی بر سر کار آمدند. نگرش رؤسای‌جمهور مختلف به استان ایلام و رویکردهایی که نسبت به استان در نظر گرفتند چقدر در بروز خشمی که این روزها در استان شاهد آن هستیم اثرگذار بودند؟

در دولت سازندگی اعتراضات گسترده نبود و مردم استان همچنان از نظام سیاسی و حاکمیت دفاع می‌کردند و ادای دین دوران جنگ را همچنان حفظ ‌کردند. در دولت اصلاحات به غیر از چند مورد اعتراض به نتایج انتخابات که آن هم به دلیل ساختار ایلی و طایفه‌ای بود، در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد اعتراضی نمی‌بینید. اما از نیمه‌های دوم دهه هشتاد (دولت احمدی‌نژاد)، اعتراضات به شکل خشونت‌آمیزی دیده می‌شود. در ملکشاهی که آن اتفاقات تلخ در آن رخ داد، کارنامه درخشانی در اعتماد به نظام سیاسی در دوران انقلاب و جنگ تحمیلی و پس از آن وجود داشت.

اولین اعتراضات در آنجا برای شهرستان شدن بود چراکه مردم فکر می‌کردند با این تغییر مشکلات آنها رفع می‌شود، اما با تبدیل شدن به شهرستان کمبودها برطرف نشد و این شهر به یکی از پایگاه‌هایی تبدیل شد که به مناسبت‌های مختلف اعتراضات در آن رخ می‌دهد. از نیمه دوم دهه هشتاد به بعد ایلام در اغلب اوقات کانون اعتراضات بوده است که از فاز اقتصادی شروع و وارد فاز اجتماعی می‌‌شود و به تخریب اموال عمومی و درگیری‌ها منجر می‌‌شود و در این مرحله فوراً وارد فاز سیاسی می‌شود.

بعد از آن هر کدام از دولت‌هایی که روی کار آمدند وعده‌های مختلفی دادند و مردم فکر کردند که این دولت با دیگری فرق دارد اما امروز می‌بینید باز هم به انتظاراتی که داشتند نرسیدند. زیرساخت‌های استان، مبادلات اقتصادی و توسعه شهری، فرهنگی و هنری بسیار ضعیف است و در طول دو دهه اخیر این ضعف ادامه داشت و جوان ایلامی آینده روشنی را نمی‌بیند.

از طرفی دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و مقایسه با خودشان با جاهای دیگر، چه در ایران و چه در جهان باعث شده جوان ایلامی بگوید ما زحمات خودمان را کشیدیم و روی گنج نفت و گاز خوابیده‌ایم و این توقع را دارد که در سطح مناسبی از رفاه باشد اما می‌بیند که ساختار اقتصادی، اداری و سیاسی استان توان پاسخگویی به وی را ندارد و در نتیجه احساس بی‌عدالتی ساختاری می‌کند و منجر به خشم می‌شود. 

*‌نقش احزاب و تشکل‌های سیاسی در اعتراضات اخیر استان ایلام و اعتراضاتی که این استان در سال‌های اخیر شاهد آن بوده را چطور ارزیابی می‌کنید. آیا واکنش سیاسی درخوری داشتند که بتواند فضای سیاسی و اعتراضی استان را آرام کند و یا منجر به تغییر رویکردهای اجرایی شود؟

حدود 90 حزب در سطح استان فعالیت می‌کنند، اما هنوز نتوانسته‌اند کارکردهای خود را ایفا کنند. بخشی از این ناتوانی به وابستگی احزاب به دولت باز می‌گردد. افراد دولتی خودشان احزاب را ایجاد کردند و در زمانی که باید پل بین مردم و دولت باشند و صدای مردم را به دولت برسانند این نقش را ایفا نمی‌کنند و در نتیجه کارکرد سیاسی خود را از دست می‌دهند.

در اعتراضات اخیر  بخشی از احزاب به نوعی توانستند با صدور بیانیه و سخنرانی بخشی از صدای مردم باشند، اما هنوز آن اعتمادی که باید به احزاب داشته باشند را ندارند. معتقدم در ایلام احزاب یک‌شبه شکل گرفته و خانوادگی هستند و هنوز نتوانسته‌اند پایگاه اجتماعی خود را در بین مردم پیدا کنند. با وجود برخی فعالیت‌هایی که در اعتراضات اخیر داشتند اما هنوز سرمایه و اعتمادی که باید را از مردم کسب نکردند. 

*‌اینکه احزاب در ایلام به صورت خانوادگی هستند یعنی الگوی ایلی و طایفه‌ای را هم در احزاب استان  پیاده‌سازی می‌کنند؟

احزاب استان ایلام اعضای بسیار کم و اندکی دارند و تعداد اعضا در برخی حزب‌ها به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسند و در نتیجه این تعداد قلیل نمی‌تواند پایگاه اجتماعی و سیاسی کافی را در میان مردم داشته باشند. اغلب جوانان ایلامی معتقدند کارکرد احزاب تنها در زمان انتخابات و آن هم برای دستیابی به مناصب است و زمانی هم که به قدرت رسیدند خودشان در نقش‌های اجرایی و مدیریتی حضور پیدا می‌کنند.

از سوی دیگر اعضای برخی از احزاب به صورت خانوادگی نمایندگی یک حزب را در استان دارند و اگر فراخوانی برای حضور آنها داده شود می‌بینید از یک خانواده سه برادر نماینده سه حزب در استان هستند و عضو دیگری نیز در حزب خود ندارند. از همین روی فعالان سیاسی معتقدند احزاب در ایلام خانوادگی و تحت تاثیر ساختارهای ایلی و طایفه‌ای هستند چراکه در زمان انتخابات که باید کارکرد احزاب را نشان دهند آنها سمت خانواده، ایل و طایفه هستند و نقش سیاسی خود را ایفا نمی‌کنند.

در این شرایط شاهدیم که برای نمونه، ازحزب اصلاح‌طلب است،‌ اما از نماینده اصولگرا دفاع می‌کند و از همین روی کارنامه آنها مورد اعتماد مردم نبوده است. چنین رویکردی غیرکارکردی بودن احزاب را برای مردم روشن کرده و در زمانه‌ای که به آنها نیاز داشتند، کارکرد سیاسی و حزبی از خود نشان ندادند. البته در حوادث اخیر تعدادی از احزاب فعال بودند و بیانیه دادند و به حوادثی که در ملکشاهی و آبدانان رخ داد واکنش نشان دادند و اعتراض کردند، اما هنوز زمان زیادی می‌خواهد که بتوانند مورد اقبال مردم قرار گیرند. 

*‌در جریان این اعتراضات عملکرد استانداری و نمایندگان مجلس استان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اتفاقات روز اول، نتیجه عدم مدیریت بحرانی بود که در استان رخ داد. اگر اتفاقات روز نخست به درستی مدیریت می‌شد، اتفاقات سخت به این صورتی که شاهد بودیم رخ نمی‌داد و تعدادی از جوانان اینگونه کشته نمی‌شدند. در واقع مدیریت بحران به درستی صورت نگرفت و تا زمانی که دولت ورود نکرد، متاسفانه مسئولین استان نتوانستند عملکرد مناسبی نشان دهند، همدردی خود را با مردم ابراز کنند و پیام خود را به مردم بدهند.

زمانی که دولت پزشکیان اعلام کرد هیئتی را مامور بررسی امور می‎‌کند مسئولان یکی یکی بیانیه دادند و با مردم ابراز همدردی کردند. اما این اقدام خیلی دیر بود و کار از کار گذشته بود، اما پس از آن به درستی توانستند فضا را مدیریت کنند. هرچند خشم همچنان انباشته است و نارضایتی عمیق است اما مدیریت استان پس از دو سه روز اول خوب بود و توانست فضا را مدیریت کند.  

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
پربازدیدترین
آخرین اخبار