اگر پزشکیان رییس جمهور نبود...
اگر آن رأی نبود و اکنون سعید جلیلی بر کرسی ریاست جمهوری نشسته بود به جای آن یک رأی شاهد آرایی بیشتر در مخالفت با توافقنامه بودیم تازه اگر مذاکره و توافقی در کار بود و به راهی بیبازگشت دچار نمیشدیم.
منان رییسی، نماینده قم در مجلس شورای اسلامی گفته "تا آنجا که اطلاع دارم فقط یک نفر در شورای عالی امنیت ملی به توافقنامۀ ایران و آمریکا رأی نداده و بقیه موافقت کردند در حالی که رهبری الزام موافقت 75 درصد اعضای شورا را مطرح کرده بودند و به دستور ایشان نظامیها هم در این رأیگیری شرکت کردند و تنها همان یک نفر مخالف بود و رأی آورد."
به سادگی میتوان حدس زد آن یک نفر کسی نمیتواند باشد جز آقای سعید جلیلی رقیب آقای پزشکیان در انتخابات دو سال قبل.
با این اشاره طبعا به یاد دو سال قبل میافتیم وقتی در چنین روزهایی و در دعوت به رأی به دکتر پزشکیان در انتخابات زودرس و ناگهانی ریاست جمهوری (پس از سقوط بالگرد آقای رییسی) پرسشها یا ابهامهای تکرار شونده اینها بود: مگر پزشکیان و جلیلی چه تفاوتی با هم دارند؟ یا این بار قرار است قالیباف انتخاب شود و فقط به دنبال افزایش نرخ مشارکتاند. یا بگذار جلیلی بیاید و کار یکسره شود و قسعلیهذا...
تفاوت در همین است که دیشب مسعود پزشکیان پای توافق با آمریکا را امضا کرد در حالی که با ریاست جمهوری سعید جلیلی بعید بود شاهد این اتفاق باشیم و حالا که داریم یادآوری میکنیم مرور چند مورد دیگر هم خالی از لطف نیست:
پارسال که همین موقع جنگ درگرفت بعضیها گفتند: خوب، جلیلی هم بود جنگ میشد دیگر! اما نگفتند که در صورت چیرگی آن طیف آیا بعد از 12 روز تمام میشد یا نه!
بعد از حوادث دیماه هم گفتند جلیلی هم بود این اتفاقات رخ میداد و انتشار اسامی جانباختگان را نوشدارو بعد از مرگ سهراب دانستند. ( شوربختانه چون مجال بحث درباره 18 و 19 دی فراهم نیست درمیگذرم ولی باز هم مقایسه انجام شد.)
در پی آن هم وقتی اینترنت قطع شد باز گفتند جلیلی هم بود قطع میشد ولی نگفتند آیا برای اتصال مجدد آن هم تلاش میشد یا نه؟ کما اینکه دیدیم جریان متبوع یا مطبوع ایشان به دیوان عدالت اداری هم تمسک جُست تا اینترنت بینالملل بازنگردد و ایستادگی شخص رییس جمهوری و معاون اول و وزیر ارتباطات همین حداقل را بازگرداند اگرچه کافی نیست.
نوبت به توقیف موقت روزنامۀ خودمان در 28 دی 1404 که رسید اما لحن طعنهآمیز دوستان، پررنگتر شد و در این فقره با تلخندی گفتیم آری! شاید اگر جلیلی بود این اتفاق نمیافتاد ولی باید از منظر کلان و نه خودمان داوری کنیم در عین این امید که این انگاره هم با تصمیمی تصحیح شود.
در جنگ 40 روزه هم گفتند اگر جلیلی بود باز جنگ میشد ولی باز نگفتند که هر دو جنگ در میانۀ مذاکرات درگرفت و اگر پزشکیان نبود شاید اساساً مذاکرهای صورت نمیگرفت و اگرچه حین مذاکره حمله کردند اما همین باعث شد کشورهای دیگر همراهی نکنند.
سوء تفاهم نشود! این یادداشت رپرتاژی برای رییس جمهوری نیست که خودمان هم بر او نقدهایی داریم و بیش از هر کس دیگر چوب تأخیر انداختن ها را خود خورده و البته انکار نقش آقای قالیباف در مذاکرات و توافق هم نیست که انصافا شخص دیگری که بتواند بخشی از نیروهای ارزشی را در فضای هیجانی و احساسی همراه کند متصور نبود و البته میدانیم باز کسانی خواهد گفت رییس جمهوری اختیار چندانی ندارد و کار در جاهای دیگر سامان میگیرد یا نمیگیرد.
این را میدانیم ولی درون هر جبر و محدویتی هم باز دایرۀ اختیاری هست و از آن دایرۀ اختیار سخن می گوییم.
این یادداشت تنها برای این یادآوری است که اگر آن رأی نبود و اکنون سعید جلیلی بر کرسی ریاست جمهوری نشسته بود به جای آن یک رأی شاهد آرایی بیشتر در مخالفت با توافقنامه بودیم تازه اگر مذاکره و توافقی در کار بود و به راهی بیبازگشت دچار نمیشدیم.
شاید هم بگویید اتفاقا اگر او و تفکر او حاکم بود تنگه را الیالابد بسته نگاه میداشتیم و با عوارض آن اوضاع اقتصادی را بهبود میبخشیدیم.
این هم نظری است ولی باز تأیید کنندۀ این موضع که رأی نیمۀ تیر 1403 بی اثر نبوده است اگرچه از 5 وعدۀ مشخص تنها تن ندادن به قانون حجاب کاملا رعایت شده و سه مورد دیگر نصفه نیمه است ( اینترنت و پیام رسانها، سیاست خارجی و مذاکره و سومی هم گزینش) و در یک فقره اگر چه میدانیم دست رییس جمهوری کوتاه است اما بیش از هر مورد دیگر به اصلاح و تغییر نیاز دارد و باز این را رییس جمهور پزشکیان می تواند با رهبری جدید در میان گذارد؛ صدا و سیما.
این یکی را خوشبختانه نیاز نیست بگوییم اگر آقای جلیلی رییس جمهور بود چه میشد چون یک جلیلی دیگر پیشِ چشم است با کارشناسانی مانند آقای خوشچشم که تا لحظۀ آخر حاضر نشدند افکار عمومی را با توافق همراه کنند...