پل پیلار: ترامپ جنگ را شروع کند تنگه هرمز دوباره بسته میشود
پروفسور «پل پیلار» معتقد است تمایل اسرائیل برای تضعیف توافق ایران و آمریکا زیاد است و ادامهٔ حمله به بخشی از لبنان و اشغال آن، ابزار اصلی تضعیف از سوی اسرائیل خواهد بود.
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از تابناک، ایران و آمریکا روز یک شنبه ۲۴ خرداد تفاهم نامه پایان جنگ را با میانجیگری پاکستان امضا کردند.
بر اساس توافقات انجام شده، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبههها از جمله لبنان به صورت فوری و دائمی پایان یافته و به علاوه، محاصره دریایی علیه ایران بلافاصله و به طور کامل خاتمه مییابد.
در این زمینه، شهباز شریف نخست وزیر پاکستان اعلام کرد: ما از ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به خاطر تعهدشان به یافتن راهحلی دیپلماتیک برای درگیری تشکر میکنیم. همچنین قدردانی صمیمانه خود را از برادرانمان در این تلاش میانجیگرانه، رهبری بزرگ دولت قطر، برای حمایتشان در دستیابی به این توافق ابراز میداریم. بهویژه از رهبری دوراندیش پادشاهی عربستان سعودی و جمهوری ترکیه به خاطر کمکهای عظیمشان در این زمینه سپاسگزارم.
نخست وزیر پاکستان نوشت: «پس از گفتوگوهای فشرده، خرسندیم اعلام کنیم که توافق صلح بین ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران حاصل شده است. هر دو طرف پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله در لبنان را اعلام کردهاند.
ما از ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران به خاطر تعهدشان به یافتن راهحلی دیپلماتیک برای درگیری تشکر میکنیم. همچنین قدردانی صمیمانه خود را از برادرانمان در این تلاش میانجیگرانه، رهبری بزرگ دولت قطر، برای حمایتشان در دستیابی به این توافق ابراز میداریم. بهویژه از رهبری دوراندیش پادشاهی عربستان سعودی و جمهوری ترکیه به خاطر کمکهای عظیمشان در این زمینه سپاسگزارم.
اکنون که توافق امضا شده است، میانجیگران مجموعهای از جلسات را در این هفته تسهیل خواهند کرد. این گفتوگوهای پیش از اجرا، پایهگذار مذاکرات فنی و مراسم رسمی امضای توافق خواهد بود.»
در خصوص این موضوع خبرنگار تابناک گفتگویی با پروفسور «پل پیلار» استاد دانشگاه جورج تاون آمریکا انجام داده که در ادامه آمده است.
«پل پیلار» یکی از سردبیران نشریه نشنال اینترست و عضو ارشد مرکز تحقیقات امنیتی دانشگاه جورج تاون و نیز مرکز سیاستهای امنیتی ژنو است. وی در سال ۲۰۰۵ پس از ۲۸ سال فعالیت در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از سازمان اطلاعات مرکزی (DCI) بازنشسته شد و پس از آن به عنوان استاد مهمان در برنامه مطالعات امنیتی در دانشگاه جورج تاون حضور یافت. مناصب ارشد دولتی پیلار، شامل افسر اطلاعات ملی خاورنزدیک و آسیای جنوبی، رئیس واحدهای تحلیلی در CIA در حوزههای خاورنزدیک، خلیج فارس و آسیای جنوبی، معاون رئیس مرکز ضد تروریستی DCI و دستیار اجرایی مدیر اطلاعات مرکزی بوده است. پروفسور پیلار همچنین در شورای اطلاعات ملی به عنوان یکی از اعضای اصلی گروه تحلیلی آن فعالیت میکرد. وی کهنهسرباز جنگ ویتنام و افسر بازنشسته ارتش ایالات متحده نیز هست.
*ایران و ایالات متحده به تفاهمنامهای دست یافتهاند و قرار است مذاکرات ۶۰ روزهای دربارهٔ مسئلهٔ هستهای آغاز کنند. ترامپ اعلام کرده که ایران میتواند غنیسازی اورانیوم با غنای پایین انجام دهد و در مقابل، تحریمهای ایران بخشیده میشود. مگر این همان فرمول برجام نیست؟
اگرچه ترامپ هرگز این را نخواهد پذیرفت، تنها توافق هستهای عملی با ایران، توافقی خواهد بود که از بسیاری جهات شبیه به برجام است. البته باید دید که آیا حتی توافقی از این دست نیز در مذاکرات پیشبینیشده بر اساس تفاهمنامهٔ گزارششده به دست خواهد آمد یا نه.
*ترامپ در ابتدا بر «غنیسازی صفر» و انتقال ذخایر اورانیوم غنیشدهٔ ایران به آمریکا اصرار داشت. او اکنون از هر دو موضع عقبنشینی کرده است. در چند مصاحبهٔ پیش از تفاهم، تأکید کرده بود که اورانیوم غنیشدهٔ ایران را میتوان با کمک آمریکا یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی در داخل کشور نابود کرد (رقیقسازی کرد). آیا این به نوعی شکست در اهداف اعلامشدهاش برای بهراهانداختن جنگ علیه ایران محسوب نمیشود؟
تنها اورانیوم نبود که موضوع اهداف مبهم پیشین ترامپ در جنگ بود و اکنون نشاندهندهٔ شکست در دستیابی به آن اهداف است. همین وضعیت در مورد آنچه پیشتر دولت ترامپ دربارهٔ موشکها، «نیابتیها»، تغییر رژیم، و آنچه ترامپ در مقطعی «تسلیم بیقیدوشرط» خواند، نیز صادق است. جنگ در تقریباً تمام زمینهها برای ترامپ شکست خورده است.
*در حال حاضر، انتقادات تندی از سوی برخی مقامات اسرائیلی و برخی چهرههای حزب جمهوریخواه علیه ترامپ مطرح شده است. ترامپ گفته که نتانیاهو باید از این توافق خوشحال باشد، زیرا به ایران اجازهٔ دستیابی به سلاح هستهای را نمیدهد. در مقابل، برخی وزیران جناح راست دولت اسرائیل اعلام کردهاند که در مورد لبنان، خود را متعهد به توافق آمریکا با ایران نمیدانند. با این شرایط، رویکرد اسرائیل به این توافق چه خواهد بود؟ آیا به دنبال تضعیف آن خواهد بود؟ اگر چنین است، ترامپ چه اهرم فشاری دارد؟
میل اسرائیل برای تضعیف این توافق زیاد است. ادامهٔ حمله به بخشی از لبنان و اشغال آن، ابزار اصلی تضعیف از سوی اسرائیل خواهد بود. جلوگیری از ارسال محمولههای تسلیحاتی، اصلیترین اهرم فشاری است که ترامپ برای تلاش جهت متوقفکردن تضعیفگری اسرائیل در اختیار دارد، اما ترامپ تاکنون تمایلی به استفاده از این اهرم نشان نداده است.
*برخی معتقدند که مهمترین مسئله برای ترامپ در حال حاضر، بازگشایی تنگهٔ هرمز است و پس از جام جهانی فوتبال، ترامپ ممکن است به ایران حمله کند. این استدلال از این منظر به چالش کشیده میشود که اگر نیاز به حملهٔ دیگری وجود داشت، ترامپ جنگ را تا رسیدن به اهدافش ادامه میداد. ارزیابی شما چیست؟
با توجه به نامحبوب بودن جنگ و انتخابات میاندورهای پیشرو، ترامپ نمیخواهد جنگ را از سر بگیرد. اگر چنین کند، تنگه دوباره بسته میشود و همهٔ پیامدهای اقتصادی آن دوباره رخ خواهد داد. ترامپ مذاکرات را به درازا خواهد کشاند تا اینکه جنگ را از سر بگیرد.
*شاید نکتهای که کمتر به آن توجه شد، اظهارنظر ترامپ بود که واشنگتن میتواند در ازای دریافت ۲۰٪ از درآمدهای منطقه، نقش «نگهبان منطقهای» را ایفا کند. ارزیابی شما از این گفته چیست؟ آیا این مبنایی برای نظم منطقهای جدید مبتنی بر پول بسیار بیشتر از قبل در ازای تأمین امنیت فراهم میکند؟ مگر تجربهٔ جنگ اخیر با این امر تناقض ندارد؟
ایدهٔ اینکه ایالات متحده (یا ترامپ و دوستانش) سهم مالی دریافت کنند، به نظر بخشی از طرز فکر ترامپ در برخورد با مناقشات بینالمللی در هر نقطهای است. من نمیبینم که این ایده مبنایی برای هر گونه ترتیب امنیتی جدید در خلیجفارس یا خاورمیانه شود. در ایالات متحده، فارغ از هر گونه پرداختهای جانبی مالی، حمایت سیاسی برای اینکه آمریکا «نگهبان منطقهای» در آنجا باشد، وجود ندارد.