| کد مطلب: ۶۴۲۸۲

باربارا اسلاوین:

اگر توافق شکست بخورد، محتمل‌ترین سناریو «نه جنگ، نه صلح» است

مدیر پیشین بخش ایران شورای آتلانتیک معتقد است جنگ ۴۰ روزه علیه ایران، برخلاف انتظار طراحان آن، به یک «قمار شکست‌خورده» تبدیل شد و مشخص شد که ایران برای اعمال قدرت منطقه‌ای خود نیازی به سلاح هسته‌ای ندارد و تنها مسیر پیش‌رو، چانه‌زنی سخت دیپلماتیک است.

اگر توافق شکست بخورد، محتمل‌ترین سناریو «نه جنگ، نه صلح» است

به گزارش هم‌میهن آنلاین، باربارا اسلاوین، تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل، پژوهشگر مهمان در مؤسسه اسمیتسون و مدیر پیشین بخش ایران شورای آتلانتیک در گفت‌وگو با ایلنا به ارزیابی پیامدهای جنگ ۴۰ روزه ایران و اسرائیل، چشم‌انداز توافق اخیر تهران و واشنگتن و آینده روابط دو کشور پرداخت. او با تاکید بر اینکه راه‌حل نظامی برای اختلافات ایران با آمریکا و همسایگانش وجود ندارد، معتقد است تنها دیپلماسی و چانه‌زنی سخت می‌تواند به نتیجه برسد. اسلاوین همچنین با اشاره به رفتار دونالد ترامپ، از امکان دستیابی به نوعی تنش‌زدایی میان تهران و واشنگتن سخن می‌گوید و در عین حال، اسرائیل، برنامه هسته‌ای ایران و بی‌اعتمادی متقابل را از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی هرگونه توافق پایدار می‌داند.

مشروح این گفت‌وگو به این شرح است:

به نظر شما، جنگ ۴۰ روزه‌ای که ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران به راه انداختند، با توجه به نتایج و پیامدهای آن، چه پیامی برای منطقه و جهان داشت؟

این جنگ یک قمار بزرگ و سرنوشت‌ساز بود؛ شرط‌بندی‌ای که بر این فرض استوار بود که قدرت ترکیبی دو نیروی نظامی پیشرفته جهان می‌تواند دولت ایران را سرنگون کند یا دست‌کم جانشینان آن را چنان مرعوب سازد که در برابر خواسته‌های دشمنان تسلیم شوند؛ یعنی عدم غنی‌سازی هسته‌ای یا نگهداری ذخایر اورانیوم، پایان دادن به حمایت از شرکای منطقه‌ای و اعمال محدودیت‌های سختگیرانه بر موشک‌های بالستیک. مشخص است که این قمار شکست خورد، هرچند هزینه‌ای بسیار سنگین برای ایران و همسایگان عرب آن در پی داشت. پیامی که امیدوارم در واشنگتن، تل‌آویو و همچنین ابوظبی دریافت شده باشد این است که هیچ راه‌حل نظامی برای اختلافات ایران با همسایگان و دشمنانش وجود ندارد. تنها چانه‌زنی سخت دیپلماتیک می‌تواند به نتیجه برسد و این امر مستلزم مصالحه، صبر و مهارت است.

ارزیابی شما از توافق اخیر حاصل‌شده میان رؤسای‌جمهور ایران و ایالات متحده چیست؟ به نظر شما، آیا این توافق احتمال دارد همان‌گونه که تدوین شده، به طور کامل اجرا شود، یا عواملی وجود دارند که بتوانند مانع اجرای موفق آن شوند؟

تاکنون، این صرفا توافقی برای تمدید آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز بوده است. به نظر من، این توافق صلحی نسبی را حفظ خواهد کرد و احتمالا تمدید هم خواهد شد، اما همچنان تصور دستیابی به یک توافق کامل و جامع دشوار است.

به نظر شما، انگیزه اصلی دولت ایالات متحده از تصمیم برای ورود به این تفاهم با ایران چه بوده است؟ آیا این اقدام را گامی به سوی یک توافق پایدار و ماندگار می‌دانید، یا صرفا اقدامی برای مدیریت بحران با هدف کاهش تنش‌ها در کوتاه‌مدت؟

ترامپ خودش هم این را گفته بود؛ او از این می‌ترسید که به «هربرت هوور» (سی‌ویکمین رییس‌جمهوری آمریکا که نامش با رکود بزرگ اقتصادی گره خورده است) دیگری تبدیل شود. امیدوارم این روند به یک توافق پایدار منجر شود، اما ترامپ هم مستعد خشم‌های ناگهانی و همچنین نوعی اختلال کمبود توجه است.

برخی ناظران معتقدند که این اقدام ترامپ، مانند بسیاری از توافق‌های پیشین او، تا حد زیادی نمادین و ناشی از ملاحظات سیاسی است. آن‌ها بر این باورند که پس از جام جهانی، تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران ممکن است دوباره اوج بگیرد. شما این دیدگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا به نظر شما این تفاهم نشان‌دهنده تعهدی واقعی به دیپلماسی است، یا بیشتر یک توافق موقت است که بر اساس محاسبات سیاسی کوتاه‌مدت شکل گرفته است؟

به نظر من، این وضعیت دست‌کم تا پس از انتخابات میان‌دوره‌ای ما در ماه نوامبر ادامه خواهد داشت. اینکه آیا به یک توافق واقعی منجر شود، به ایران هم بستگی دارد. اگر ایرانی‌ها خواسته‌های بیش از حد مطرح کنند و تلاش کنند ترامپ را تحقیر کنند، او ممکن است واکنش نامطلوبی نشان دهد.

به نظر شما، بزرگ‌ترین چالش در مسیر اجرای این توافق چیست؟ آیا فکر می‌کنید اسرائیل ممکن است در آینده برای تضعیف روند دیپلماتیک تلاش کند؟ اگر چنین باشد، این موضوع چگونه می‌تواند بر چشم‌انداز دستیابی به یک توافق پایدار میان ایران و ایالات متحده تاثیر بگذارد؟

یکی از چالش‌های اصلی، رفتار اسرائیل است؛ اینکه آیا آتش‌بس در لبنان را رعایت خواهد کرد یا دوباره جنگ را از سر خواهد گرفت یک چالش است، اما ایران هم یک چالش است. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، ایران باید در قبال رفع واقعی تحریم‌ها، امتیازهای واقعی در برنامه هسته‌ای خود بدهد. این بهترین فرصت ایران در چند دهه اخیر برای خارج شدن از وضعیت یک کشور طرد شده اقتصادی است.

ترامپ پیش‌تر از گروه‌های مسلح به دلیل دریافت سلاح از ایالات متحده و اقدام نکردن علیه ایران، انتقاد کرده بود. ارزیابی شما از اعتراف او به تلاش‌ها برای دامن زدن به ناآرامی‌های داخلی در یک کشور دیگر چیست؟

این اظهارات را ندیده‌ام. اما مسلح کردن کردها برای تغییر حکومت، راهبردی بسیار ضعیف است.

اگر این توافق شکست بخورد، به نظر شما محتمل‌ترین سناریو چیست؟ بازگشت به رویارویی نظامی، تشدید تحریم‌ها، یا ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح»؟

فکر نمی‌کنم ایالات متحده راهی برای افزایش تحریم‌ها داشته باشد و در آمریکا تقریبا هیچ تمایلی برای بازگشت به جنگ وجود ندارد. بنابراین، اگر توافقی حاصل نشود، سناریوی سوم محتمل‌ترین گزینه خواهد بود. (ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح»)

ترامپ با وعده کمک در راه است از شهروندان ایرانی خواست برای در امان ماندن از آسیب، در خانه‌های خود بمانند و با این حال، هزاران غیرنظامی، از جمله صدها کودک و دانش‌آموز حاضر در کلاس درس را کشت. ارزیابی شما از میزان سازگاری چنین اظهاراتی با ادعاهای دولت او درباره نگرانی‌های بشردوستانه چیست؟

دونالد ترامپ، با توجه به رنحوه رفتار بسیار نامناسبی که با مهاجران غیرقانونی (و حتی برخی مهاجران قانونی) در ایالات متحده داشته و همچنین علاقه‌اش به دیکتاتورها، سخنگوی مناسبی برای حقوق بشر نیست. ایرانی‌ها هرگز نباید به ادعای او مبنی بر اینکه «کمک در راه است» اعتماد می‌کردند. تاسف‌بار است که ترامپ حتی تاکنون هم بابت میناب عذرخواهی نکرده است.

با توجه به اقدامات ایالات متحده در هدف قرار دادن زیرساخت‌های ایران از طریق خاک کشورهای همسایه و حملات متقابل ایران به پایگاه‌ها و تاسیسات آمریکا در منطقه، آیا فکر می‌کنید این توافق می‌تواند به احیای روابط ایران با کشورهای منطقه و بازگشت به وضعیت پیش از جنگ منجر شود، یا اینکه چشم‌انداز منطقه به‌طور بنیادین تغییر کرده است؟

چشم‌انداز منطقه تغییر کرده است. کشورهای منطقه اکنون دلایل بیشتری هم برای دشمنی با ایران دارند و هم برای تجارت با آن. در عین حال تلاش می‌کنند از وقوع حملات بیشتر جلوگیری کنند. همانطور که مقامات دو طرف اعلام کردند توافق اتصال شبکه برق ایران و قطر نوشته شده است. در واقع کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس می‌خواهند به ایران انگیزه کافی بدهند که دوباره به آن‌ها حمله نکند، در حالی که هم‌زمان برای آمادگی در صورت ازسرگیری جنگ، از ایالات متحده و در برخی موارد از اسرائیل، سلاح‌های بیشتری خریداری خواهند کرد.

در جریان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، این مساله مطرح شد که اطلاعات مربوط به تأسیسات هسته‌ای ایران احتمالا از طریق بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اختیار اسرائیل قرار گرفته باشد. در این چارچوب، نگرانی‌هایی در ایران درباره احتمال بازگشت بازرسان و خطر هدف قرار گرفتن دوباره دانشمندان هسته‌ای ایران افزایش یافته است. شما این نگرانی‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید و تا چه اندازه آن‌ها را معتبر می‌دانید؟

ایران اگر می‌خواهد از مزایای واقعی، در قالب لغو تحریم‌های اولیه و ثانویه آمریکا، بهره‌مند شود، چاره‌ای جز همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ندارد. ایران همچنین باید بپذیرد که دست‌کم تا سال ۲۰۰۳ یک برنامه تسلیحات هسته‌ای داشته است. شفافیت درباره گذشته، در آینده اعتماد بیشتری نسبت به ایران ایجاد خواهد کرد. همچنین، همان‌طور که در این جنگ به‌خوبی مشاهده کردیم، ایران برای اعمال و تثبیت قدرت منطقه‌ای خود به سلاح هسته‌ای نیازی ندارد.

شما سال‌های زیادی است که پرونده ایران را دنبال می‌کنید. امروز، آیا فضای سیاسی میان ایران و ایالات متحده را نسبت به گذشته مساعدتر برای حل‌وفصل اختلافاتشان می‌بینید، یا اینکه این فضا پیچیده‌تر و محدودتر شده است؟

اعتراف به این موضوع برایم دردناک است، زیرا از نظر من دونالد ترامپ بدترین رئیس‌جمهور در طول عمرم بوده است. اما دقیقا به این دلیل که او فاقد اصول یا ایدئولوژی است، ممکن است بهترین سیاستمدار آمریکایی برای تحقق تنش‌زدایی با ایران باشد. اگر من جای ایران بودم، این احتمال را به‌طور جدی امتحان می‌کردم.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی