پس از امضای تفاهم تهران و واشنگتن، اعراب خلیج فارس چه رویکردی در قبال ایران اتخاذ خواهند کرد؟
نگاه اعراب خلیج فارس به ایران
در ظاهر، اکثر کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً نقش سازندهای در اجرای یادداشت تفاهم، از جمله تسهیل مذاکرات، آزادسازی داراییهای مسدود شده، نظارت بر وضعیت تنگه هرمز و حتی تعهد به بازسازی و کمکهای سرمایهگذاری ایفا خواهند کرد.
یکی از سوالاتی که بعد از آتشبس میان ایران و ایالات متحده همیشه مطرح میشود این است که سرانجام روابط ایران با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به توجه به رخدادهای جنگ چهل روزه چگونه خواهد بود؟
در حال حاضر، کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً اجرای تفاهمنامه ایالات متحده و ایران را تسهیل خواهند کرد، اماهرچقدر که زمان میگذرد، به احتمال زیاد شکافها بین کشورهای جنگطلب مانند امارات متحده عربی و کشورهای صلحطلبتر مانند قطر عمیقتر خواهد شد و وحدت منطقهای خلیج فارس را تضعیف شده و در صورت ادامه تنش نظامی برخی از کشورها به اهداف اصلی حملات ایران در آینده تبدیل خواهند شد.
کشورهای عربی خلیج فارس به امضای تفاهمنامه ایالات متحده و ایران که سندی ۱۴ مادهای است و چارچوبی برای کاهش تنش را ترسیم میکند، واکنش سردی نشان دادهاند. این تفاهمنامه شامل توقف تمام عملیات نظامی در سراسر منطقه، به ویژه لبنان و یک فرصت ۶۰ روزه برای مذاکرات هستهای بین ایالات متحده و ایران است. این تفاهم، در را برای پیشرفتهای عمده درخصوص شرایط تجاری و امنیتی منطقه، از جمله لغو محاصره تنگه هرمز توسط ایالات متحده و ایران، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و تلاشهای ایالات متحده برای تضمین اعتبار تفاهمنامه از طریق فشار بر اسرائیل برای مهار کمپین نظامیاش علیه حزبالله در جنوب لبنان، باز کرده است. با این حال، این تفاهم واکنشهای عمدتاً محتاطانهای را در سراسر کشورهای عربی خلیج فارس برانگیخته و این خود که نشان دهنده شکافهای عمیق و استراتژیک در ساختار شورای همکاری خلیج فارس است. اعضای این شورا، همگی، در جریان درگیری اخیر با حملات موشکی و پهپادی ایران روبرو بودهاند.
کشورهای عربی خلیج فارس در واکنش به این یادداشت تفاهم عمدتاً سکوت کردند و استقبالشان از این تفاهمنامه صرفا به این خاطر بود که از سرگیری جنگ را از میان میبرد. اگرنه در بیانیه اخیر شورای همکاری خلیج فارس، این کشورها مواضع تندی علیه ایران اتخاذ کرده اند. قطر، که در کنار پاکستان و ترکیه به عنوان یک میانجی کلیدی عمل میکند، در تسهیل روند مذاکرات میان تهران و واشنگتن نقش محوری داشته است و هدفش از این تلاشها، ایجاد تعادل بین ثبات منطقهای و تعامل عملگرایانه خود با تهران است.
امارات متحده عربی، که بیشترین حملات را در بین کشورهای عربی خلیج فارس متحمل شده، خواستار رعایت کامل یادداشت تفاهم برای تضمین توقف جامع و فوری خصومتهای منطقهای شده است. ابوظبی با تأکید بر ضرورت پایبندی به قوانین بینالمللی و احترام به حاکمیت کشورها، اعلام کرده که حفاظت از مسیرهای دریایی حیاتی، به ویژه تنگه هرمز، همچنان برای تأمین ثبات و رفاه منطقهای ضروری است.
جنگ اخیر، استراتژیهای متفاوت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در قبال ایران را تشدید کرده است. برخی اکنون مهار ایران را از طریق کاهش تنش با تهران در اولویت قرار دادهاند، اما برخی دیگر، روابط امنیتی خود را با ایالات متحده و اسرائیل تقویت کردهاند. پیش از جنگ، کشورهای عربی خلیج فارس به طور گستردهای برای کاهش تنش و مهار اختلاف بین تهران و واشنگتن لابی میکردند، زیرا میترسیدند که درگیری مستقیم بین ایران و ایالات متحده- اسرائیل، آنها را در معرض انتقام ایران قرار دهد که این اتفاق هم افتاد. با این حال، گزارشهای خبری بعدها نشان داد که در طول جنگ، اعراب خلیج فارس، از جمله امارات متحده عربی و عربستان سعودی، تمایل داشتند که ایالات متحده، ایران را تضعیف کند و حتی در حملات مستقیم به ایران شرکت کردند. با این حال، ایران آسیبهای زیادی متحمل شد اما به طور قطعی تضعیف نشد. و حالا مفاد این تفاهمنامه، ایران را در مسیر توانبخشی اقتصادی قرار داد. این نتیجه، شکافهای موجود در داخل شورای همکاری خلیج فارس را بیشتر داد. امارات متحده عربی، کویت و بحرین کشورهایی بودند که بیشترین آسیب را در طول جنگ و حتی پس از آتشبس متحمل شده و میشوند. ابوظبی به طور خاص از ناهماهنگی میان کشورهای عربی خلیج فارس برای ارائه یک پاسخ عملی به ایران به غیر از صدور بیانیه، شکایت داشت. پس از آن، کشورهای خلیج فارس مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفتند. عربستان سعودی، قطر و عمان به سمت کاهش تنش و مهار اوضاع بازگشتند، کانالهای ارتباطی با ایران را بازکرده و متنوع کردند و با میانجیگرانی مانند ترکیه، مصر و پاکستان برای کاهش خطرات تشدید تنش و اعمال محدودیتهای جدید بر ایران هماهنگی کردند. در مقابل، امارات متحده عربی، بحرین و تا حدودی کویت، کمتر با تهران تعامل فعال دارند. ابوظبی به طور خاص، روابط امنیتی و همسویی خود با ایالات متحده و اسرائیل را تقویت کرد.
این جنگ نشانههای قابل توجهی از تعمیق همکاری اسرائیل و امارات را نشان داد. امارات متحده عربی در طول جنگ میزبان یک سامانه گنبد آهنین اسرائیل و سربازان اسرائیلی بود. این نخستین استقرار نیروهای نظامی اسرائیل در یک کشور عربی محسوب میشود. گزارشهایی نیز مبنی بر تعمیق همکاری نظامی اسرائیلیها با منطقه سومالیلند که همسو با امارات است، منتشر شد و از این منطقه برای پرواز به ایران استفاده شد.
اما به طور کلی، در ظاهر، اکثر کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً نقش سازندهای در اجرای یادداشت تفاهم، از جمله تسهیل مذاکرات، آزادسازی داراییهای مسدود شده، نظارت بر وضعیت تنگه هرمز و حتی تعهد به بازسازی و کمکهای سرمایهگذاری ایفا خواهند کرد. اما باید به این نکته نیز توجه داشت که خود کشورهای عربی خلیج فارس در حال بهبودی از اثرات جنگ منطقهای هستند، اکثر آنها همچنان بر استراتژیهای توسعه اقتصادی داخلی خود متمرکز هستند. و اینها استراتژیهایی هستند که با درگیری چند هفتهای به هم ریخته است. بنابراین طبیعی است که آنها مشتاق باشند تا تلاشهای دیپلماتیک واشنگتن برای پایان دادن به این جنگ را تمکیل کنند. در عین حال، پایتختهای عربی خلیج فارس اهرم فشار و نفوذی در واشنگتن ندارند تا بتوانند موضع واشنگتن در قبال ایران را تغییر دهند و این امر آنها را بیشتر به دنبالهروی از تفاهم و ورند مذاکرات سوق میدهند نه تحریک در شکلدهی به اجرای یادداشت تفاهم و روند دیپلماتیک پس از آن. کشورهای عربی خلیج فارس احتمالاً نقش مکملی در حمایت از تلاشهای آمریکا برای اجرای یادداشت تفاهم ایفا خواهند کرد. کشورهایی مانند قطر و احتمالاً عربستان سعودی و عمان میتوانند روابط اقتصادی خود را با ایران از سر بگیرند و همچنین بر آزادی دریانوردی در تنگه هرمز نظارت کنند. با وجود حملات مکرر ایران به قطر، دوحه اشتیاق خود را برای ادامه ایفای نقش به عنوان یک تسهیلگر منطقهای نشان داده تا سودمندی دیپلماتیک خود را به ایالات متحده، که ضامن اصلی امنیت قطر است، نشان دهد و خطرات حملات احتمالی آینده ایران را کاهش دهد.
قرار است یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری که به عنوان مشوقی برای همکاری ایران در پرونده هستهای در نظر گرفته شده است، توسط شرکتهای عربی خلیج فارس تأمین مالی شود. البته جزئیات این صندوق هنوز مشخص نیست و کشورهای عربی هم خیلی شفاف در این باره موضع نگرفتهاند.
در خصوص امارات، اگرچه گزارشهایی مبنی بر عملگرایی احتمالی این کشور در قبال ایران منتشر شده است - از جمله گزارشی مبنی بر موافقت این کشور برای آزادسازی ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار دارایی – اما ابوظبی چنین گزارشهایی را رد کرده است. در عوض، گزارشهایی مبنی بر سختگیری امارات متحده عربی در خصوص روابط اقتصادی ایران با این کشور، از جمله با بستن بانکهای ایرانی و محدود کردن ویزای ایرانیان، منتشر شده است.
امارات متحده عربی احتمالاً رویکرد جنگطلبانه خود را حفظ خواهد کرد، روابط امنیتی ایالات متحده و اسرائیل را دو چندان خواهد کرد، در مورد احیای روابط اقتصادی با ایران محتاط خواهد بود و در نتیجه، همچنان به عنوان محتملترین هدف برای حملات آینده ایران باقی خواهد ماند. به رغم تلاشهای احتمالی کوتاهمدت برای کاهش تنشها با تهران و برخی از همسایگان عرب خلیج فارس، امارات متحده عربی احتمالاً رویکرد ستیزهجویانه خود را نسبت به ایران به طور گسترده حفظ خواهد کرد و به طور فزایندهای به عنوان یک قدرت یکجانبه و معاملهگر در نظم خلیج فارس پس از جنگ عمل خواهد کرد. برداشت ابوظبی مبنی بر اینکه با تهدیدات مداوم از سوی حملات ایران و نیابتیها مواجه است باعث میشود موضع ستیزهجویانه قبلیاش نسبت به ایران حفظ شود. ضمن اینکه چارچوب توافقنامه ابراهیم بین ابوظبی و تلآویو، امارات را به بیشتر به دامن اسرائیل می غلتاند.
گزارشهایی اخیر مبنی بر اینکه اسرائیل در طول جنگ، تجهیزات و پرسنل دفاع هوایی را به امارات متحده عربی ارسال کرده، نشان میدهد که رابطه امارات و اسرائیل از عادیسازی نمادین فراتر رفته و به همکاریهای دفاعی گستردهتر و عملیتر تبدیل شده است. امارات متحده عربی به طور فزایندهای همکاریهای اطلاعاتی، دفاع هوایی، سایبری، نظارتی و فناوری دفاعی اسرائیل را به عنوان ابزارهایی ضروری برای مقابله با تهدیدات موشکی، پهپادی، نیابتی و پنهانی ایران در نظر خواهد گرفت.
بعید است که امارات روابط اقتصادی پیش از جنگ خود با ایران را به طور کامل احیا کند. ابوظبی احتمالاً روابط تجاری با تهران را نسبتاً محدود کرده و کسبوکارها و تجار ایرانی را در مراکز غیررسمی فعالیت اقتصادی ایران، مانند دبی، محدود خواهد کرد. با گذشت زمان، این امر میتواند سیاست امارات متحده عربی در قبال ایران را نسبت به سایر کشورهای خلیج فارس متنوعتر کند. با این حال، این استراتژی خطراتی نیز به همراه دارد. یک سیاست خارجی یکجانبهتر ممکن است ابوظبی را در معرض حملات بیشتر ایران قرار دهد و شکافهای ابوظبی با کشورهای خلیج فارس که به چارچوبهای چندجانبه یا تنشزدایی متعهدتر هستند، عمیقتر کند. روابط تجاری امارات و ایران قبل از جنگ چندین میلیارد دلار در سال بود که بیشتر آن از طریق کانالهای بازار سیاه که برای جلوگیری از تحریمهای ایالات متحده طراحی شده بودند، انجام میشد.
اگرچه بحرین و کویت همچنان نسبت به ایران موضع خصمانهای خواهند داشت، اما بحرین برای پیگیری یک سیاست خارجی یکجانبه در قبال ایران بیش از حد به عربستان سعودی وابسته خواهد بود. در خصوص کویت، شکافهای داخلی پارلمان کویت و جغرافیای نزدیکش به ایران ممکن است باعث شود که این کشور به سمت سیاستهای ضدایرانی رادیکال حرکت نکند.
عربستان سعودی، قطر و تا حدودی عمان، رویکردی چندجانبهتری به نظم منطقهای پس از جنگ اتخاذ خواهند کرد و در عین حال کانالهای عملگرایانه را با ایران باز نگه خواهند داشت. عربستان سعودی، قطر و عمان، با توجه به نگرانیهایشان در مورد مدلهای اقتصادی، به احتمال زیاد سعی خواهند کرد تا به عنوان پشتیبان یادداشت تفاهم عمل کرده و به طور موازی سعی کنند بیش از حد به آمریکا وابسته نباشند و در روابطشان تنوع ایجاد کنند. تعمیق روابط نظامی ریاض با پاکستان، بارزترین نمونه این استراتژی است. طبق گزارشها، پاکستان در طول جنگ ایران، تحت پیمان دفاع متقابل که در سال ۲۰۲۵ امضا شد، نیروها، جنگندههای JF-۱۷، پهپادها و سامانههای دفاع هوایی HQ-۹ را به عربستان سعودی ارسال کرد و به عربستان سعودی لایهای از بازدارندگی بیشتر بخشید.
در عین حال، هماهنگی دیپلماتیک نوظهور بین عربستان سعودی، قطر، ترکیه، مصر و پاکستان، چارچوب منطقهای آزادتری از کشورهای اسلامی را نشان میدهد که بر اتخاذ رویکردهای چندجانبه در قبال چالشهای منطقهای، از جمله ایران، متعهد است. این رویکرد برای کمک به این کشورها در کاهش وابستگی خود به آمریکا به دلیل تصمیمگیریهای فزاینده و بیثبات واشنگتن طراحی شده، و به طور موازی به باز کردن کانالهایی با تهران برای ایجاد زمینههای همکاری کمک خواهد کرد. قطر و عمان نیز احتمالاً خود را به رویکردهای چندجانبه گره خواهند زد. قطر احتمالاً همچنان یک میانجی کلیدی در مسیر دیپلماتیک ایالات متحده و ایران باقی خواهد ماند و عمان همچنان پذیرای مذاکره با ایران در مورد وضعیت تنگه هرمز به عنوان بخشی از توافق نهایی در خصوص ناوبری در این منطقه خواهد بود. در هر دو مورد، قطر و عمان قصد دارند از دیپلماسی برای کاهش خطرات مستقیم از جانب ایران استفاده کنند و در عین حال برای حفظ روابط سیاسی و امنیتی با واشنگتن تلاش کنند. در مقایسه با امارات متحده عربی، هر سه کشور در صورت پیشرفت دیپلماتیک در مذاکرات تهران و واشنگتن، احتمال بیشتری دارد که روابط اقتصادی خود را با ایران عادی کنند.