| کد مطلب: ۶۳۴۶۳

یادداشتی از نیت سوانسون در فارین افرز

ایران در جنگ پیروز شد، اما مبادا صلح را ببازد

توانایی بستن تنگه، قدرتمندترین تضمین امنیتی است که جمهوری اسلامی تاکنون در اختیار داشته است؛ تضمینی پایدارتر، معتبرتر و فوری‌تر از حتی بازدارندگی هسته‌ای.

ایران در جنگ پیروز شد، اما مبادا صلح را ببازد

توضیح:  این تفسیر یک مسئول امریکائی است و همه محتوای آنچه در این متن نوشته شده، مورد تایید هم میهن نیست و انتشار آن به علت اطلاع خوانندگان از فضای تحلیل‌های داخلی امریکاست. تحلیل‌هایی که ممکن است بدلیل فضاسازی‌های مدنظر خودشان تنظیم شده باشد.

 

 

*نیت سوانسون پژوهشگر ارشد مقیم و مدیر «پروژه راهبرد ایران» در شورای آتلانتیک است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به‌عنوان مدیر امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا فعالیت کرد. در بهار و تابستان ۲۰۲۵ نیز عضو تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ با ایران بود.

وقتی ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، حکومت تهران در موقعیتی بی‌سابقه از ضعف قرار داشت. این حکومت با بحران‌های وجودی اقتصادی و زیست‌محیطی، توانایی‌های دفاعی تضعیف‌شده، و آشفتگی داخلی و فشار خارجی پس از سرکوب خشن اعتراضات ژانویه که به کشته شدن هزاران نفر از شهروندان خود منجر شد، مواجه بود.

اما پس از 40 روز جنگ و دو ماه آتش‌بس شکننده، جمهوری اسلامی نه‌تنها پابرجا مانده، بلکه جسورتر شده و به یک عامل بازدارنده جدید مجهز شده است؛ عاملی که به نظر می‌رسد حتی از تمام تسلیحاتی که دشمنانش در حملات هوایی نابود کردند قدرتمندتر باشد: کنترل تنگه هرمز.

در اواخر آوریل، مارک روبیو ، وزیر خارجه آمریکا، اذعان کرد که این تنگه به «سلاح هسته‌ای اقتصادی» ایران تبدیل شده است. اکنون جهان دریافته که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، تنگه را خواهد بست و بازارهای انرژی سراسر جهان را مختل خواهد کرد.

به زبان ساده، رئیس‌جمهور آمریکا،دونالد ترامپ ، هم جنگ را باخت و هم مذاکرات پایان دادن به آن را. اما اگر تهران در استفاده از قدرت جدید خود زیاده‌روی کند، ممکن است صلح پس از جنگ را ببازد.

یادداشت تفاهمی که میان ایران و ایالات متحده امضا شده است، حل‌وفصل بیشتر مسائل دشوار ــ از جمله محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران ــ را به یک دوره 60 روزه مذاکره موکول می‌کند. اما وضعیت تنگه هرمز بسیار دشوارتر از آن است که بسیاری تصور می‌کنند بتوان آن را به‌آسانی مدیریت کرد.

این یادداشت تفاهم مقرر می‌کند که در طول 60 روز، کشتی‌های تجاری بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای و با عبور ایمن از تنگه عبور کنند؛ در حالی که ایران و احتمالاً ایالات متحده تلاش می‌کنند چارچوب اداره تنگه در دوران پس از جنگ را تعیین کنند.

اما چه توافق نهایی حاصل شود و چه نشود، ایران آشکارا اعلام کرده است که قصد دارد پس از پایان دوره مذاکرات، محدودیت‌ها و هزینه‌های جدیدی را بر کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه اعمال کند.

محمد باقر قالیباف ، مذاکره‌کننده ارشد ایران و رئیس مجلس، صریحاً گفته است: «تنگه هرمز هرگز به وضعیت پیشین خود باز نخواهد گشت» و «طبیعتاً در ازای خدماتی که ارائه می‌کنیم هزینه دریافت خواهیم کرد.»

قابل درک است که چرا چنین ترتیبی برای ایران جذاب به نظر می‌رسد. این کشور در طول جنگ خسارات اقتصادی عظیمی متحمل شده و مشتاق است هرگونه تصور باقی‌مانده از ضعف خود را از بین ببرد. اما پافشاری بر وضعیتی که در آن تنگه هرمز به‌طور کامل و بدون اخذ عوارض یا هزینه به روی همه ترددهای دریایی باز نباشد، خطر تضعیف بازدارندگی تازه‌به‌دست‌آمده ایران را در پی دارد و احتمال بازگشت به درگیری را افزایش می‌دهد. چنین سیاستی می‌تواند به‌طور دائمی نظم کشتیرانی جهانی را بر هم بزند و با تسریع تلاش جهان برای یافتن مسیرهای جایگزین، هزینه‌های دشمنان ایران را برای آغاز یک جنگ آینده کاهش دهد.

به این ترتیب، تنگه هرمز ممکن است به کانون بی‌ثباتی دوران پس از جنگ تبدیل شود. و همان‌طور که ترامپ هنگام آغاز جنگ برتری راهبردی خود را بیش از حد واقعی ارزیابی کرد، اکنون نیز تهران ممکن است پس از پایان جنگ در آستانه ارتکاب همان اشتباه باشد.

توافق یا عدم توافق

یادداشت تفاهم 14 بندی میان آمریکا و ایران، آتش‌بس‌های شکننده در ایران و لبنان را رسمیت می‌بخشد، تأیید می‌کند که ایران به دنبال سلاح هسته‌ای نخواهد رفت، و متعهد می‌شود که ایالات متحده فوراً محاصره دریایی خود را پایان دهد و معافیت‌هایی از سوی وزارت خزانه‌داری صادر کند تا ایران بتواند نفت خود را بفروشد. این سند همچنین چارچوب‌های یک توافق نهایی فرضی را ترسیم می‌کند؛ از جمله لغو کامل تحریم‌ها در ازای تعیین تکلیف اورانیوم با غنای بالای ایران و نوعی تفاهم نامشخص درباره غنی‌سازی آینده ایران.اما اگرچه این سند به ازسرگیری کشتیرانی از خلیج فارس به دریای عمان، امتیازات هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌ها اشاره می‌کند، جزئیات را به آینده موکول کرده است.

موانع مهمی نیز وجود دارند که احتمال دستیابی به یک توافق نهایی در طول 60 روز ــ یا حتی در هر زمان دیگری ــ را کاهش می‌دهند. واشنگتن تاکنون صبری را که برای تکمیل یک توافق هسته‌ای پیچیده و مستلزم سازوکارهای جدید نظارت و راستی‌آزمایی است نشان نداده است.

رژیم فعلی تحریم‌های آمریکا علیه ایران که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ طراحی شد، اساساً برای جلوگیری از بازگشت به یک توافق هسته‌ای ایجاد شده بود. این رژیم از طریق اعمال هم‌زمان برچسب‌های تحریمی متعدد تحت اختیارات مختلف قانونی، عمداً پیچیدگی‌های حقوقی و بوروکراتیک ایجاد کرده است. باز کردن این گره به خلاقیت زیادی نیاز خواهد داشت.

رهبران جدید ایران نیز ممکن است چیزی فراتر از یک توافق کوچک و صرفاً معاملاتی با ایالات متحده نخواهند. آن‌ها به تعهد ترامپ نسبت به یک توافق بزرگ اعتماد ندارند؛ زیرا او در سال 2018 ، تنها سه سال پس از شکل‌گیری برجام ، از آن خارج شد. افزون بر این، ایالات متحده و اسرائیل پدر، مادر، همسر و پسر رهبر عالی ایران، مجتبی خامنه‌ای، را کشته‌اند.

شرایط یادداشت تفاهم به سود ایران است، اما فاصله میان شرایط نهایی مورد قبول تهران و واشنگتن ممکن است آن‌قدر زیاد باشد که دستیابی به یک توافق جامع را ناممکن کند. در نهایت، اسرائیل نیز ممکن است از نفوذ خود برای متوقف کردن یا تضعیف یک توافق گسترده‌تر استفاده کند، به‌ویژه اگر مفاد آن، همان‌گونه که گزارش‌ها نشان می‌دهند، برای اسرائیل نامطلوب باشد.

اما فراتر از همه این مسائل، وضعیت تنگه هرمز قرار دارد. اگر تفاهم مربوط به تنگه هرمز تثبیت و نهایی نشود، جنگ می‌تواند به‌آسانی از سر گرفته شود.  عدم بازگرداندن این آبراه بین‌المللی به وضعیت پیش از جنگ ــ یعنی عبور و مرور آزاد و بدون مانع ــ در بلندمدت قابل دوام نیست.

بازی با آتش

ایران بدون دریافت چیزی در مقابل، از کنترل تازه به‌دست‌آمده خود بر تنگه هرمز دست نخواهد کشید.

در ماه مه، ایران سازوکار جدیدی به نام «سازمان تنگه خلیج فارس»  ایجاد کرد تا مدیریت تنگه هرمز را بر عهده بگیرد. در چارچوب این فرایند، ایران به‌صورت یکجانبه اعلام کرد که یک منطقه دریایی به‌مراتب گسترده‌تر را تحت کنترل خود دارد؛ منطقه‌ای که حتی به آب‌های سرزمینی عمان و امارات نیز تجاوز می‌کند. همچنین ایران مقرر کرد که کشتی‌ها برای عبور از تنگه باید از پیش مجوز دریافت کنند و اعلام کرد که شناورهای نظامی کشورهای غیر دوست برای عبور از این مسیر مورد استقبال نیستند.

ایران همچنین به‌طور مستمر علاقه فراوان خود را به درآمدزایی از تنگه هرمز نشان داده است. هیچ‌یک از این شرایط پیش از آغاز جنگ وجود نداشت. ترامپ بارها اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد ایران از عبور و مرور در تنگه عوارض دریافت کند، اما رهبران ایران به رسانه‌ها و شرکای خارجی گفته‌اند که پس از پایان دوره 60 روزه مذاکرات پس از یادداشت تفاهم، این کشور قصد دارد از طریق هزینه‌های زیست‌محیطی و خدماتی درآمد جمع‌آوری کند.

ایران پیشنهاد کرده است که سازمان تنگه خلیج فارس به‌طور مشترک با عمان ــ که آن نیز در ساحل تنگه قرار دارد ــ اداره شود.

ایالات متحده اخیراً به دلیل ارتباط این سازمان با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی  آن را تحریم کرده است. با این حال، واشنگتن ممکن است از طریق یادداشت تفاهم، در بلندمدت با وضعیتی موافقت کند که در آن تنگه هرمز عملاً توسط سپاه پاسداران اداره شود. اگر ایران برای عبور از تنگه هرمز هزینه تعیین کند، این اقدام نه‌تنها پیامدهای شدیدی برای کشتیرانی جهانی خواهد داشت، بلکه به خود تهران نیز آسیب خواهد زد.

شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و دیگر شرکت‌های خارجی تمایلی نخواهند داشت که به نهادی که از سوی واشنگتن تحریم شده پول بپردازند یا حتی با آن هماهنگی کنند.

در سطحی گسترده‌تر، سازمان تنگه خلیج فارس با سپاه پاسداران مرتبط است؛ نهادی که خود از سوی اتحادیه اروپا، استرالیا و کانادا  و دیگر کشورهای مهم تحریم شده است.

حتی اگر عمان به این سازمان بپیوندد و ایالات متحده در نهایت با دریافت عوارض موافقت کند، باز هم یکی از پرترددترین گلوگاه‌های دریایی جهان ممکن است عملاً تنها برای شبکه شناورهای غیرقانونی ایران ــ موسوم به «ناوگان ارواح» ــ و کشتی‌هایی که از تحریم‌های آمریکا و اروپا مصون هستند قابل استفاده باشد.چنین نتیجه‌ای برای کشورهای خلیج فارس و همچنین بخش بزرگی از آسیا و اروپا غیرقابل قبول خواهد بود.

یک دیپلمات اروپایی اخیراً به من گفت که برای اعمال فشار بر ایران جهت جلوگیری از اجرای چنین سازوکاری، در استفاده از نفوذ چین هیچ تردیدی نخواهد داشت. چنین وضعیتی تلاش‌های منطقه برای یافتن مسیرهای جایگزین به‌منظور دور زدن تنگه هرمز را تسریع خواهد کرد؛ اقدامی که زمان‌بر و پرهزینه است، اما اگر تنگه به‌طور کامل باز نباشد، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

اگرچه جنگ اخیر دشواری یافتن مسیرهای جایگزین را نشان داده است، کشورهای خلیج فارس انگیزه خواهند داشت که زیرساخت‌های انرژی جدیدی ایجاد کنند که وابستگی به تنگه را کاهش دهد.

همچنین مخالفت ایران با عبور کشتی‌های نظامی از تنگه نیز قابل دوام نیست. ایالات متحده و فرانسه  هر دو پایگاه‌های دریایی مهمی در خلیج فارس دارند که تنها از طریق تنگه هرمز قابل دسترسی هستند و برای امنیت منطقه اهمیت اساسی دارند.

تیغ تنگه

ایران با یک انتخاب دشوار روبه‌رو است. یا می‌تواند از تنگه هرمز به‌عنوان ابزاری برای کسب درآمد استفاده کند یا به‌عنوان تضمین امنیتی. اما احتمالاً نمی‌تواند هر دو هدف را هم‌زمان دنبال کند. ارزش بازدارندگی تنگه کاملاً به اعتبار تهدید بستن آن بستگی دارد. به محض آنکه ایران تلاش کند از عبور کشتی‌ها درآمد کسب کند یا به هر نحو دیگری جریان آزاد تجارت را مختل سازد، قوی‌ترین استدلال علیه جنگ را تضعیف خواهد کرد: هزینه سنگین حمله به ایران.

علاوه بر این، با دریافت عوارض، ایران به جناح قدرتمند تندروهای ضدایرانی در آمریکا و اسرائیل خوراک تبلیغاتی خواهد داد؛ کسانی که از بازگشت به درگیری استقبال می‌کنند و درآمدزایی و کنترل ایران بر تنگه را نتیجه‌ای غیرقابل قبول می‌دانند.

تنگه هرمز تنها مسئله‌ای نیست که ایران پس از جنگ با آن روبه‌رو خواهد بود.

ایران به‌عنوان یکی از امضاکنندگان  قرارداد منع گسترش سلاح های هسته ای  باید به تعهدات خود پایبند بماند و اجازه دهد آژانس بین المللی انرژی اتمی  بار دیگر حضور خود را در کشور برقرار کند تا اطمینان حاصل شود که ایران به‌طور مخفیانه در پی ساخت سلاح هسته‌ای نیست. این کشور همچنین باید روابط خود را با همسایگانی که به ناحق در جنگی که خواهان آن نبودند هدف قرار گرفتند، بازسازی کند.

و ایران باید به نارضایتی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم خود رسیدگی کند؛ در غیر این صورت با همان بی‌ثباتی ساختاری مواجه خواهد شد که طی سی سال گذشته کشور را آزار داده است. اگر حکومت تهران شکست دادن آمریکا در مذاکرات را نقطه پایانی یک پیروزی تلقی کند، مرتکب اشتباهی بزرگ خواهد شد؛ زیرا واقعیت این است که یادداشت تفاهم و حتی یک توافق گسترده‌تر میان آمریکا و ایران تنها نخستین گام‌های این کشور در مسیری دشوار هستند.

شش ماه پیش، اسرائیل و ایالات متحده در موقعیتی بسیار مطلوب قرار داشتند. هرچند ایران تضعیف شده بود، اما هرگز قرار نبود به‌طور کامل در برابر خواسته‌های ترامپ ــ از جمله برچیدن کامل برنامه هسته‌ای خود ــ تسلیم شود. با این حال، احتمالاً می‌توانست یک توافق جامع را بپذیرد که از جنگ جلوگیری کند و در مقابل امتیازات مهم در حوزه هسته‌ای و رفتار منطقه‌ای، تخفیف تحریم‌های بسیار مورد نیاز را برایش به ارمغان آورد.

اما آمریکا و اسرائیل به جای بهره‌برداری از دستاوردهای نظامی جنگ 12 روزه ژوئن 2025 برای ایجاد منافع راهبردی بلندمدت، به شکلی بی‌ملاحظه تنش را تشدید کردند و در نهایت در موقعیتی بدتر قرار گرفتند. اکنون ایران نیز در نقطه‌ای مشابه قرار دارد. این کشور معتقد است که در جنگ اخیر پیروز شده و احتمالاً وسوسه خواهد شد که از برتری خود حداکثر استفاده را ببرد. اما ممکن است به همان آسانی خود را به عقب برگرداند.

بیشتر کشورهای جهان خواهان بازگشایی تنگه هرمز بدون عوارض و هزینه هستند. اما جریان آزاد و بدون مانع تجارت دریایی از این تنگه، به نفع تهران نیز هست.

ایران باید از تاریخ آمریکا درس بگیرد و توصیه آبراهام لینکلن  به ژنرال‌هایش پس از تسلیم کنفدراسیون در  آپوماتوکس را دنبال کند: «بگذارید با ملایمت بلند شوند.»  به بیان دیگر: در برابر وسوسه اعمال حداکثر مجازات مقاومت کنید.

اگر اعتمادبه‌نفس بیش از حد ایران باعث شود که بخواهد آمریکا را در تنگه هرمز تنبیه کند، نخواهد توانست شرایط پایداری را که برای حداکثر کردن شانس بقای خود نیاز دارد ایجاد کند. توانایی بستن تنگه، قدرتمندترین تضمین امنیتی است که جمهوری اسلامی تاکنون در اختیار داشته است؛ تضمینی پایدارتر، معتبرتر و فوری‌تر از حتی بازدارندگی هسته‌ای. خردمندانه‌ترین کاری که تهران در حال حاضر می‌تواند انجام دهد این است که از آن استفاده نکند.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه بین‌الملل
آخرین اخبار
وب گردی