| کد مطلب: ۶۳۵۲۱

دیپلمات ایرانی: اسرائیل، بزرگ‌ترین تهدید برای تداوم تفاهم ایران و آمریکا است

یک دیپلمات بازنشته می‌گوید: «امضا و اجرای مفاد تفاهم‌نامه پایان جنگ، برای نخستین بار دوره‌ای جدید در تعاملات اساسی میان ایران و آمریکا آغاز می‌کند. این یک وضعیت مثبت است و می‌توان امیدوار بود که اگر دو کشور بتوانند در موضوعات هسته‌ای نیز به نتایجی دست یابند، این افق به حوزه‌های جدیدتری تسری پیدا کند و مشکلات بیشتری را میان طرفین حل‌وفصل سازد.»

دیپلمات ایرانی: اسرائیل، بزرگ‌ترین تهدید برای تداوم تفاهم ایران و آمریکا است

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از ایرنا، نهایی شدن و امضاء «یادداشت تفاهم‌ اسلام‌آباد» میان ایران و آمریکا برای پایان جنگ، امیدها را برای پایان تجاوزهای نظامی علیه ایران و بازگشت به فرآیند مذاکره و تعامل بار دیگر زنده کرد. براساس اظهارات مقام‌های آمریکایی از امروز جمعه ۲۹ خرداد، ماراتن ۶۰ روزه مذاکرات میان ایران و آمریکا برای رسیدن به توافق جامع که قرار است به دو مسئله کلان رفع تحریم علیه ایران و برنامه هسته‌ای آن بپردازد، آغاز شد.

با این حال تردیدها در مورد پایداری این تفاهم‌نامه و موفقیت مذاکرات پس از امضای آن، همچنان ادامه دارد. بسیاری از کارشناسان معتقدند که تهران باید همچنان آمادگی خود را برای هرگونه نقض توافق و از سرگیری درگیری‌ها حفظ کند.

مصطفی اعلائی، دیپلمات بازنشسته و کارشناس سیاست خارجی معتقد است که خوی تجاوزگری رژیم اسرائیل و درک متفاوت واشنگتن و تل‌آویو از تهدیدها باعث می‌شود که اسرائیل خود را متعهد به توافق واشنگتن نداند و به خطری برای اجرای موفق توافق تبدیل شود.

این دیپلمات بازنشسته می‌گوید که صرف مقاومت در برابر دو قدرت هسته‌ای و وادار کردن آمریکا به بازگشت به میز مذاکره، نشانه پیروزی ایران است.

سفیر پیشین ایران در ونزوئلا معتقد است که تهران و واشنگتن تفاسیر و تعابیر بسیار متفاوتی از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای دارند و به همین دلیل مذاکرات ۶۰ روزه در مورد پرونده هسته‌ای ایران بسیار پر چالش است، اما او موفقیت مذاکرات را غیرممکن نمی‌داند.

دیدگاه شما نسبت به امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ میان ایران و آمریکا چیست؟ آیا این تفاهم‌نامه را یک دستاورد برای جمهوری اسلامی ایران می‌دانید یا اقدامی از سر مضیقه و ناچاری؟

در پاسخ به سوال اول باید بگویم که اگر این تفاهم و توافق میان ایران و آمریکا به مرحله اجرا برسد، قطعاً دستاورد بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. این موفقیت را می‌توان از دو جنبه تبیین کرد:

نخست اینکه ایران توانست در برابر حملات تجاوزکارانه بزرگترین ارتش دنیا که یک قدرت هسته‌ای است و همچنین یکی از قدرتمندترین ارتش‌های خاورمیانه متعلق به رژیم اشغالگر صهیونیستی، ایستادگی کند. ایران نه تنها در برابر این دو کشور، بلکه در مقابل تمام حامیان آن‌ها از جمله برخی کشورهای عربی، کشورهای اروپایی و ناتو مقاومت کرد. این ایستادگی مانع از تحقق اهداف نظامی آن‌ها در جنگ شد و طرف مقابل را به نقطه‌ای رساند که مجبور به تقاضای آتش‌بس یا رضایت دادن به وضعیت آتش‌بس شدند؛ به طوری که اکنون ناگزیرند با ایران در چارچوب توافق و تفاهم برخورد کنند و به میز مذاکره بازگردند. پیش از این جنگ، آن‌ها به هیچ وجه آماده تعامل و توافق با ایران نبودند و رویکردشان کاملاً قهری، دستوری و نظامی بود، اما اینکه امروز مجبور شده‌اند در قاب تعامل و تفاهم با ایران رفتار کنند، به خودی خود یک دستاورد بسیار بزرگ است.

دوم اینکه وقتی به جزئیاتی تفاهم‌نامه رجوع می‌کنیم، بررسی‌ها نشان می‌دهد که این توافق حتما یک دستاورد محسوب می‌شود؛ زیرا ایران در همین تفاهم اولیه، امتیازات ملموسی از آمریکا دریافت می‌کند که از جمله آن‌ها می‌توان به آزادسازی بخشی از اموال و دارایی‌های بلوکه شده و سایر امتیازات مندرج در متن اشاره کرد.

این امتیازات در قبال بازگشایی تنگه هرمز دریافت می‌شود؛ در حالی که تنگه هرمز پیش از جنگ باز بود و ما در قبال باز بودن آن امتیازی دریافت نمی‌کردیم. این تفاهم ثابت می‌کند که ایران برای بازگشایی مجدد این آبراه راهبردی، امتیازاتی نظیر آزادسازی پول‌های بلوکه شده و زمینه‌سازی برای دریافت غرامت جنگی و بازسازی خسارت‌ها را به دست آورده است. بنابراین حتماً می‌توان گفت که این تفاهم یک دستاورد برای ایران است.

به اعتقاد شما آیا می‌توان امیدوار بود که توقف فعلی درگیری‌ها بر اثر امضای تفاهم استمرار پیدا کند و حتی این وضعیت تا پایان دوره ۶۰ روزه مذاکرات پیش‌بینی شده هم ادامه پیدا کند؟ آیا این احتمال وجود دارد که اوضاع دوباره پرتنش شود و طرفین بار دیگر وارد درگیری شوند؟

هنوز هیچ چیز به صورت قطعی مشخص نیست؛ یعنی در واقع نمی‌توان امیدوار بود که توقف فعلی درگیری‌ها بر اثر امضای این تفاهم‌نامه لزوماً و قطعاً استمرار یابد. اگرچه ما امیدواریم این آرامش حفظ شود، اما وضعیت بسیار شکننده است و نمی‌توان با قطعیت سخن گفت.

یکی از موانع بزرگ در مسیر اجرای این تفاهم و توقف تنش‌ها، رژیم صهیونیستی و خوی تجاوزگری آن است؛ رژیمی که اساساً بدون تجاوز و بحران‌آفرینی نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. از سوی دیگر، با توجه به اختلافاتی که میان نتانیاهو و ترامپ بروز کرده، آمریکا هنوز نتوانسته است این تنش‌آفرینی‌های اسرائیل را مهار کند.

بنابراین، یکی از بزرگترین خطرها و موانع برای استمرار این تفاهم، حتی پس از امضای فیزیکی آن، اسرائیل است. می‌توان تصور کرد که هر لحظه ممکن است اسرائیل دست به اقدام تجاوزکارانه، حمله یا نقض آتش‌بس بزند تا مانع از تداوم این تفاهم شود. به همین دلیل، نمی‌توان صددرصد به پایداری این وضعیت امیدوار بود.

آیا دورنمایی برای یک ترک تخاصم پایدار میان ایران و آمریکا پس از امضای این تفاهم‌نامه می‌بینید؟

در طول این چهل روز جنگ، هر دو کشور تجارب جدیدی کسب کرده و با واقعیت‌هایی روبرو شده‌اند که نمی‌توانند آن‌ها را نادیده بگیرند. آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها متوجه شدند که با استفاده از زور و حملات تجاوزکارانه نمی‌توانند ایران را به پذیرش خواسته‌های خود و تسلیم شدن وادار کنند. در واقع مشخص شد که حتی حملات بزرگترین قدرت نظامی دنیا نیز نمی‌تواند خواسته‌ای را به ایران تحمیل کند؛ این تجربه‌ای است که آمریکایی‌ها قطعاً به آن رسیده‌اند. شاهد این مدعا، عجله و تلاش فراوان ترامپ برای دست‌یابی به توافق با ایران به هر ترتیب ممکن بود. دلیل این امر آن است که ایران به عنوان یک واقعیت، توانایی خود را در مختل کردن ساختار اقتصادی جهان نشان داد و آمریکایی‌ها این واقعیت را درک کردند. تلاش ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز و رسیدن به توافق، نشان‌دهنده همین ادراک است که با زور نمی‌توانند اهدافشان را پیش ببرند.

از طرف دیگر، ایران نیز این واقعیت را درک کرده است که تداوم جنگ می‌تواند صدمات اقتصادی بیشتری به همراه داشته باشد و خسارت‌های سنگین‌تری به بار آورد. درک این دو واقعیت از سوی طرفین، انسان را امیدوار می‌کند که ایران و آمریکا بتوانند این رفع تخاصم، مدیریت بحران و توقف درگیری‌ها را تداوم ببخشند و در یک افق بلندمدت مشکلات خود را حل کنند.

البته این مسیر بسیار دشوار است؛ چرا که لایه‌های پیچیده‌ای از بی‌اعتمادی و مشکلات انباشته‌شده میان ایران و آمریکا وجود دارد که کار را سخت می‌کند. اما با توجه به واقعیت‌هایی که ذکر کردم و آمریکا برای اولین بار در زمان جنگ آن‌ها را لمس کرد و متقابلاً ایران نیز به آن‌ها واقف است، می‌شود امیدوار بود که دو کشور در یک افق جدید بتوانند مشکلات خود را به صورت درازمدت حل کنند و به توافق و تفاهم برسند.

این نکته را هم اضافه کنم که با امضا و اجرای مفاد این تفاهم‌نامه، برای نخستین بار دوره‌ای جدید در تعاملات اساسی میان ایران و آمریکا آغاز خواهد شد. این یک وضعیت مثبت است و می‌توان امیدوار بود که اگر دو کشور بتوانند در موضوعات هسته‌ای نیز به نتایجی دست یابند، این افق به حوزه‌های جدیدتری تسری پیدا کند و مشکلات بیشتری را میان طرفین حل‌وفصل سازد.

اسرائیل به وضوح از امضای این تفاهم‌نامه ابراز نارضایتی کرده‌است. به نظر شما آیا دولت آمریکا توانایی و تمایل کافی برای مهار اسرائیل و متعهد ماندن این رژیم به توقف جنگ را دارد؟

آنچه مسلم است این است که میان منافع آمریکا و منافع اسرائیل در چارچوب مسائل خاورمیانه، تفاوت‌هایی وجود دارد. آمریکا کشوری است که در دوردست قرار دارد و منافع امنیتی کلان خود را دنبال می‌کند، اما اسرائیل در قلب خاورمیانه حضور دارد و به طور هم‌زمان در چند جبهه با محور مقاومت روبرو است؛ بنابراین نگرش متفاوتی نسبت به مسائل و تهدیدات امنیتی دارد. از این جهت، می‌توان امیدوار بود که این تفاوت دیدگاه در بخشی از راهبردهای امنیتی، آمریکا را تا حدودی از حمایت مطلق و صددرصدی از اسرائیل دور کند. در این اواخر نیز آشکار بود که ترامپ، حداقل در ظاهر، نارضایتی خود را از حملات اسرائیل به جنوب لبنان و بیروت ابراز می‌کرد و کلمات تند و محکمی را علیه اقدامات نتانیاهو به کار می‌برد. قطعاً این تفاوت دیدگاه می‌تواند به اجرای توافق و تفاهم‌نامه‌ای که امضا می‌شود کمک کند.

اما در این باره که آیا آمریکا توانایی آن را دارد که نتانیاهو را به طور مطلق به توقف حملات یا خروج از خاک لبنان مجبور کند، جای تردید جدی وجود دارد. منافع آمریکا و اسرائیل در مواجهه با ایران در نقاط بسیاری مشترک است و در همان حوزه‌ها، آمریکا تمایل دارد که اسرائیل ضربات خود را به ایران و جبهه مقاومت وارد کند. با این حال، در بخش‌هایی نیز منافع آن‌ها از هم جدا می‌شود. در نهایت، اینکه آیا آمریکا می‌تواند جلوی اسرائیل را بگیرد یا خیر، محل تردید است؛ هرچند قطعاً آمریکا می‌تواند در لایه‌هایی اثرگذار باشد و اسرائیل را از برخی حملات منع کند، اما این تأثیرگذاری مطلق نخواهد بود.

چقدر احتمال موفقیت مذاکرات ۶۰ روزه پس از امضای تفاهم را می‌دهید؟

همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردم، مواجهه دو کشور با واقعیت‌های جدید می‌تواند در این فرصت ۶۰ روزه به آن‌ها کمک کند تا به نقطه‌ای از تعامل دوجانبه برسند. آن‌ها می‌توانند در این بازه زمانی پس از امضای تفاهم، مباحثی را که در متن اولیه بررسی نشده و به آینده موکول شده بود، موفقیت‌آمیز پیش ببرند؛ اما موضوعات پیش‌رو فوق‌العاده سخت و دشوار است.

یکی از محوری‌ترین چالش‌ها، بحث هسته‌ای است. ایران همواره به صراحت اعلام کرده که به دنبال تسلیحات و بمب هسته‌ای نیست، اما یکی از مواردی که ترامپ مدام بر آن پافشاری و تاکید می‌کند این است که ایران نباید مجاز به داشتن سلاح هسته‌ای باشد. چالش اصلی در اینجا، «تفاوت در تفاسیر» است. تا جایی که بنده متوجه شده‌ام، ترامپ معتقد است برچیدن مقدمات دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای، شامل تعطیلی تمامی تاسیسات هسته‌ای، حتی تاسیسات صلح‌آمیز، فعالیت‌های تحقیقاتی و غنی‌سازی اورانیوم در حد مقاصد صلح‌آمیز، می‌شود.

در مقابل، ایران تاکید دارد که بر اساس معاهده ان‌پ‌تی (NPT) حق دارد غنی‌سازی اورانیوم را برای مصارف صلح‌آمیز و تولید انرژی و تجهیزات مورد نیاز انجام دهد. از آنجا که آمریکایی‌ها به دنبال صفر کردن غنی‌سازی در ایران هستند و ایران به هیچ وجه این تفسیر را قبول ندارد و زیر بار این حرف نمی‌رود، چالش بزرگی ایجاد می‌شود. موضوع دوم نیز مسئله مربوط به آن ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده مدفون در زیر خاک است که توافق بر سر آن بسیار پیچیده است.

با این حال، رسیدن به توافق غیرممکن نیست. پیشنهادهایی مطرح شده است، که البته از سوی طرف‌های خارجی نیست بلکه تفسیر خود ایران است، مبنی بر اینکه ایران می‌تواند با اورانیوم غنی‌شده موجود در خاک خود برخورد کرده و آن را رقیق‌سازی کند. مباحثی نظیر تعلیق ۱۰ ساله غنی‌سازی نیز وجود دارد که اگر طرف‌های ثالث دخالت کرده و پیشنهادهایی ارائه دهند، امکان دارد در موضوع هسته‌ای به نتایجی برسند. این مسئله برای ترامپ اهمیت حیاتی دارد؛ زیرا او می‌خواهد تفاوت تفاهم و توافق خود با ایران را نسبت به برجام به رخ بکشد و مدعی شود که جلوی هسته‌ای شدن ایران را گرفته است. بنابراین، دشوارترین بحث در این مهلت ۶۰ روزه، مسئله هسته‌ای خواهد بود؛ اما با توجه به واقعیت‌های موجود، می‌توان امیدوار بود که علیرغم تمام سختی‌ها، ایران و آمریکا به توافقی در این زمینه دست یابند.

موضوع دوم، حضور منطقه‌ای ایران و حمایت از محور مقاومت است که این هم از مباحث بسیار چالش‌برانگیز خواهد بود. مسئله بعدی موشک‌های بالستیک است؛ موضع اصولی ایران این است که اساساً در مورد توان موشکی و بالستیک خود وارد گفتگو نخواهد شد و این موضع کاملاً درستی است؛ چرا که هیچ کشوری حاضر نیست بر سر توان بازدارندگی و حوزه‌های نظامی خود با دیگران مذاکره کند.

به طور خلاصه می‌توان گفت که این دوره ۶۰ روزه، بازه‌ای بسیار سخت و نفس‌گیر برای هر دو کشور خواهد بود اما دست‌یابی به تفاهمی که بتواند تعامل ایران و آمریکا را به صورت مستمر تداوم ببخشد و طرفین را از منافع این توافق بهره‌مند سازد، غیرممکن نیست.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
آخرین اخبار
وب گردی