شاید برای شما هم اتفاق بیافتد
فاجعه تنها از دست رفتن یک جان نیست، فاجعه بزرگتر در همان لحظاتی است که ترس بر تمام وجود انسان مینشیند. چقدر باید جسم و روح از دست برود تا اقدامی اساسی صورت گیرد.
طی چند روز دو خبر را درباره دو همکار خبرنگارمان شنیدم، خبرهایی که مشابهتهایی داشت. در اولین مورد، یکی از همکارانمان سوار تاکسی اینترنتی میشود، کرایه را کارت به کارت میکند. پس از رسیدن به مقصد، راننده شروع به پیام دادن کرده و مسافر را تهدید میکند، آنقدر که همکارمان حتی جرات نمیکند در آن لحظه از خانه بیرون بیاید.
مورد دوم را هم شب گذشته شنیدم، یکی دیگر از همکارانمان از دیگر پلتفرم مطرح تاکسی اینترنتی از مبدا تهران به مقصد یکی دیگر از استانها تاکسی اینترنتی میگیرد، در میانه راه و در حالی که در جاده بودند، متوجه میشود که راننده سفر را لغو کرده و در خودرویی بوده که عملا در آن زمان سفری تحت نظر آن پلتفرم را انجام نمیداده است.
این دو مورد را فقط در همین چند وقت من از جانب همکارانم شنیدهام، قطعا اگر کنکاش کنیم موارد مشابهی از این نوع رفتارها را میتوان یافت، رفتارهایی که در بهترین حالت اگر منجر به آسیب جسمی نشود، آسیب روحی ناشی از ترس را همراه دارد.
هدف از نوشتن این چند خط نقد کردن پلتفرمهای تاکسی اینترنتی نیست که اگر قصد نقد آنها را داشته باشیم بسیار میتوان نوشت. مساله جان و روح انسان است. مساله بیان این است که فاجعه تنها از دست رفتن یک جان نیست، فاجعه بزرگتر در همان لحظاتی است که ترس بر تمام وجود انسان مینشیند. چقدر باید جسم و روح از دست برود تا اقدامی اساسی صورت گیرد.
این ماجرا، ممکن است برای همه ما و عزیزانمان رخ دهد. جانمان یک طرف، خودتان را چند لحظه در موقعیتهایی قرار دهید که بیان شد. چه بر سر روح و روانتان میآید؟
اساسا سوال اینجاست که مسئول حفظ جان شهروندانی که از این پلتفرمها استفاده میکنند چه نهادی است و کدام نهاد باید در این زمینه گام محکمی بردارد تا فاجعه رخ ندهد؟ نیروی انتظامی باید کاری کند یا قوه قضائیه؟ یا اینکه باید گریبان دستگاه صادرکننده مجوز این پلتفرمها را گرفت؟ یک نهاد باید جواب دهد و مسئولیت را گردن بگیرد و یکبار قاطع ورود کند تا فاجعه گستردهتر نشود.