| کد مطلب: ۶۴۰۲۷

دستمالچیان: اتهام رها کردن لبنان بخشی از جنگ روانی دشمنان است

سفیر سابق ایران در لبنان گفت: آمریکا راه دیگری ندارد. تمام امکانات و قدرت خود را در جنگ رمضان به میدان آورد تا جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و وادار به تسلیم کند؛ چنان‌که ترامپ نیز آشکارا این موضوع را مطرح می‌کرد.

دستمالچیان: اتهام رها کردن لبنان بخشی از جنگ روانی دشمنان است

به گزارش هم‌میهن آنلاین، مشروح گفتگوی احمد دستمالچیان با خبرآنلاین را می‌خوانید؛

*** عده‌ای در داخل کشور اینگونه القا می‌کنند که ایران در مسیر تفاهم و مذاکره با آمریکا، به مقاومت لبنان خیانت کرده‌است یا پشت حزب‌الله را خالی کرده‌است.  به اعتقاد شما چنین تحلیل‌هایی با چه هدفی صورت می‌گیرد و تا چه اندازه با واقعیت میدانی منطبق است؟

برای آنکه مسئله به‌خوبی روشن شود که جمهوری اسلامی ایران تا چه اندازه نسبت به مقاومت و لبنان جدی است، دو نکته را عرض می‌کنم.

جمهوری اسلامی ایران، پس از آنکه توافق‌نامه با آمریکا را امضا کرد، شاهد آن بود که رژیم صهیونیستی بیش از هر طرف دیگری به آتش‌بس پایبند نبود. در پی یک تهدید علنی و جدی، جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که اگر این عملیات ادامه پیدا کند، رژیم صهیونیستی مورد حمله قرار خواهد گرفت و چنین نیز شد. یعنی جمهوری اسلامی ایران، در شرایطی که آتش‌بس برقرار بود، به دلیل آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی آن را نقض کرده بودند، پاسخ قاطعی به رژیم صهیونیستی داد و تنگه هرمز را بست.

*** فکر می‌کنید آیا ایران موفق شود در قالب مذاکرات با آمریکا، دولت ترامپ را مجبور به پذیرش خواسته‌های مقاومت لبنان کند؟

پس از امضای تفاهم، در حالی که در بند نخست آن سه بار نام لبنان ذکر شده بود، جمهوری اسلامی ایران بار دیگر تأکید کرد که اگر آتش‌بس در لبنان نقض شود، کل آتش‌بس نقض شده تلقی خواهد شد. از این‌رو، در آستانه مذاکرات سوئیس و به دلیل نقض آتش‌بس از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را بست.

در جریان مذاکرات سوئیس نیز یکی از شروط اصلی برای ورود به مذاکرات، توقف جنگ در لبنان بود؛ زیرا مسئله لبنان و توقف آتش در این کشور، از شروط اصلی تفاهم‌نامه میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا به شمار می‌رود.

با توجه به این سه نکته، جمهوری اسلامی ایران در قبال دوستان خود همواره صادق‌الوعد بوده و از آنان حمایت و پشتیبانی کرده است؛ چه در سال‌های گذشته که رژیم صهیونیستی لبنان را اشغال کرده بود و نیروهای مقاومت امکانات محدودی در اختیار داشتند و جمهوری اسلامی ایران حمایت همه‌جانبه خود را از آنان به عمل آورد، و چه امروز که نیروهای مقاومت با رشادت، شجاعت و تجهیزات لازم در برابر رژیم صهیونیستی ایستادگی می‌کنند.

اگر تا به امروز به رغم تعهد آمریکا به پایان جنگ در تمام جبهه‌ها تجاوز اسرائیل به لبنان ادامه پیدا کرده‌است، آیا دلیلش بی‌میلی آمریکا به وادار کردن اسرائیل به پایان جنگ در لبنان است یا ناتوانی دولت ترامپ در کنترل نتانیاهو؟

جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه‌ها پشتیبانی و حمایت خود را با قاطعیت ادامه داده و در آینده نیز ادامه خواهد داد. مردم لبنان، به‌ویژه شیعیان، همانند خواهران و برادران ما هستند. رنج آنان، رنج ماست و آسیب آنان، آسیب ماست و هیچ تفاوتی میان مردم لبنان و مردم ایران وجود ندارد.

علاوه بر این، مقاومت در لبنان در برابر شرارت‌های رژیم صهیونیستی ایستادگی می‌کند تا منطقه از امنیت، آرامش و ثبات برخوردار باشد و از جنایت‌هایی که همواره در زمره برنامه‌های اصلی رژیم صهیونیستی بوده است، مصون بماند.

اگر برادران مقاومت در لبنان اراده کنند، کل منطقه زیر چکمه‌های آن‌ها خرد خواهد شد؛ در حالی که تجربه نشان داده است رژیم صهیونیستی هر زمان کوچک‌ترین فرصتی پیدا کند، از هیچ جنایتی خودداری نمی‌کند.

به هر حال، محور مقاومت، محور بازدارندگی، ایستادگی در برابر تجاوزات رژیم صهیونیستی و تضمین‌کننده مصونیت کل منطقه در برابر این تجاوزات است و جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه در این مسیر کوتاهی نکرده و نخواهد کرد.

به نظر می‌رسد دشمنان می‌کوشند با ایجاد توهم، توطئه و نفاق‌افکنی، میان ایران و محور مقاومت فاصله ایجاد کنند؛ در حالی که جمهوری اسلامی ایران همواره در قبال این موضوع، مواضعی صریح، روشن و آشکار اتخاذ کرده است. به‌ویژه آنکه اخیراً مقام معظم رهبری مسئله «وحدت ساحات» را مطرح کرده‌اند که از اهمیت راهبردی بسیار بالایی برخوردار است. این راهبرد و این انتخاب استراتژیک، اهمیت ویژه‌ای در شرایط کنونی دارد.

به هر حال، دشمنان در داخل نیز از طریق برخی عوامل ناآگاه تلاش می‌کنند میان صفوف متحد، منسجم و مستحکم مردمی تفرقه ایجاد کنند؛ اما به نظر می‌رسد مردم هوشیارتر از آن باشند که تحت تأثیر این فضاسازی‌ها قرار گیرند و راهی جز وحدت و انسجام ملی را در پیش بگیرند.

مردم آگاه‌اند و می‌دانند که جمهوری اسلامی ایران همواره پشتیبان لبنان بوده و خواهد بود و این موضوع را نیز به‌صورت عملی و جدی به اثبات رسانده است.

در مورد تفاهم‌نامه با آمریکا، آنچه کاملاً بارز و روشن است و اکثر مسئولان ما نیز به آن اذعان دارند، بی‌اعتمادی کامل به آمریکا به دلیل تجربیات بسیار تلخ گذشته است. این تفاهم‌نامه نیز بر اساس همین واقعیت و با درس گرفتن از تجربیات تلخ گذشته تنظیم و امضا شده است.

اولاً، این تفاهم‌نامه برخلاف برجام دارای گام‌های متناظر است؛ یعنی گام‌هایی که طرف مقابل باید تعهدات خود را به منصه ظهور برساند تا گام‌های بعدی برداشته شود.

ثانیاً، تضمین‌هایی برای این کار در نظر گرفته شده است. در مذاکرات سوئیس نیز اکنون یک کمیته اجرایی نظارت بر تفاهم تشکیل شده که پاکستان و قطر در آن حضور دارند.

ثالثاً، جمهوری اسلامی ایران خوش‌بین نیست که این تفاهم به‌طور کامل اجرایی شود، اما برای آنکه به همه دنیا نشان دهد خواهان صلح، ثبات، آرامش و امنیت در منطقه است، در مذاکره با آمریکا شرکت کرده است.

این در حالی است که آمریکا ذاتاً شرارت‌آفرین و آتش‌افروز است. در طول سال‌های گذشته نیز ذات رژیم صهیونیستی و آمریکا، یعنی نقض عهد، به اثبات رسیده است. آمریکا بدون احترام به هیچ‌یک از قوانین بین‌المللی و در چارچوب یک سیاست قلدرمآبانه، زورگویانه و یک‌جانبه‌گرایانه، می‌خواهد با زور اسلحه اراده خود را تحمیل کند.

*** به باور شما آیا مسیر تفاهم و مذاکره با آمریکا برای پایان جنگ، دورنمایی مثبت دارد و می‌تواند به جنگ پایان دهد و روابط را تا حدی عادی کند یا نه؟

در جنگ رمضان نشان داده شد که آمریکا هرگز نمی‌تواند در این رابطه پیروز و موفق شود و سیاست تجاوزکارانه خود را به پیش ببرد؛ زیرا اراده جمهوری اسلامی ایران بر اراده قلدرمآبانه آمریکا غلبه کرد و خوشبختانه همه دنیا نیز در این رابطه همراه جمهوری اسلامی ایران بودند؛ چه کشورهای اروپایی و چه سایر کشورها، زیرا می‌دانستند آمریکا اقدامی کاملاً خلاف مقررات بین‌المللی انجام داده است.

آمریکا و رژیم صهیونیستی تجاوز را آغاز کردند و همه کشورها این اقدام را محکوم کردند. اکنون نیز، از آنجا که تنگه هرمز ـ که بسیار راهبردی است و در تداوم حیات اقتصادی بین‌المللی نقشی تعیین‌کننده دارد، در کنترل و اختیار جمهوری اسلامی ایران قرار دارد، اگر آمریکا بخواهد کوچک‌ترین خطایی در این رابطه مرتکب شود و بار دیگر آتش‌افروزی کند، با وضعیتی به‌مراتب سخت‌تر از ابتدای جنگ رمضان مواجه خواهد شد و ناچار به عقب‌نشینی خواهد شد.

آمریکا راه دیگری ندارد. تمام امکانات و قدرت خود را در جنگ رمضان به میدان آورد تا جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار دهد و وادار به تسلیم کند؛ چنان‌که ترامپ نیز آشکارا این موضوع را مطرح می‌کرد.

ترامپ به‌صورت علنی ایران را تهدید به نابودی می‌کرد، آشکارا از براندازی سخن می‌گفت و صریحاً تهدید به محو تمدنی می‌کرد. اما از آنجا که در برابر اراده استوار مردم و در مثلث میدان، دیپلماسی و خیابان قرار گرفت و مسئولان و مردم به‌صورت یکپارچه و متحد در برابر دشمن خارجی ایستادند، ناچار به عقب‌نشینی شد.

این موضوعی است که بسیاری از سیاستمداران برجسته جهان، حتی برخی از سیاستمداران آمریکایی و اسرائیلی نیز به آن اشاره کرده‌اند. اگر ترامپ بخواهد بار دیگر به سمت جنگ حرکت کند، سرنوشتی به‌مراتب بدتر و پرهزینه‌تر برای آمریکا رقم خواهد خورد.

گرچه عقلای آمریکا همواره هشدارهای لازم را به ترامپ داده‌اند، اما این فرد خودشیفته و روان‌پریش، به دلیل خودفریفتگی، بسیاری از محاسبات متعارف سیاسی را برهم زده است.

البته احتمال اجرایی نشدن تفاهم‌نامه وجود دارد، اما جمهوری اسلامی ایران تمامی محاسبات خود را از پیش انجام داده و برای هرگونه اقدامی که آمریکا بخواهد انجام دهد، آمادگی لازم را دارد.

نکته بسیار مهمی که باید بیان شود این است که اگر این بار جنگی رخ دهد، رژیم صهیونیستی دیگر جایگاهی در منطقه نخواهد داشت؛ زیرا این جنگ، جنگ نهایی و جنگ تعیین تکلیف منطقه خواهد بود و منطقه باید از شر وجود این عناصر خبیث پاک شود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه دیپلماسی
پربازدیدترین
آخرین اخبار
وب گردی