خودزنی به سبک جریانهای رادیکال
سادهانگاری است که تصور کنیم تصمیم دربارۀ جنگ و صلح که سرنوشت کشور و نظام به آن بسته و بر سر مفاد آن یادداشت چکشکاریهای فراوان صورت پذیرفته به تصمیمات و اظهارات هیجانی متصل شود و نهاد شورای عالی امنیت ملی تحتالشعاع قرار گیرد.
در روزهای اخیر رفتارهای اخیر جریانهای رادیکال در مخالفت با امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا که با مدعای تفسیر آنان از یک کلمه (علیالاصول) در پیام رهبری نظام صورت میپذیرد از حالت عادی خارج و بیشتر به خودزنی شبیه شده است زیرا این حجم از انتقاد از شورای عالی امنیت ملی سابقه نداشته آن هم در حالی که در رأیگیری برای این موضوع فرماندهان نظامی هم شرکت داشتهاند.
یکی از مهمترین چهره های این جریان- سید محمود نبویان- مدعی شده از 13 عضو شورا تنها سعید جلیلی رأی مخالف داده و دیگران را سرزنش کرده که چرا مانند او رأی ندادهاند در حالی که او نمایندۀ رهبری در این شوراست و گویا فراموش کرده رهبری نمایندۀ دیگری هم دارند که رأی موافق داده است.
جدای این به خاطر حساسیت موضوع دایرۀ رأی دهندگان گستردهتر شده و فرماندهان نظامی را هم دربرگرفته در حالیکه قبلتر با ترسیم دو گانۀ میدان- دیپلماسی بخش دوم را متهم میکردند.
برای این که بدانیم رأی نمایندۀ رهبری در یک شورا به یک موضوع در موافقت یا مخالفت، الزاماً مساوی و مساوق با نظر رهبری نیست بارزترین مثال مواضع کاملا متضاد روزنامههای کیهان و اطلاعات در مقولات اساسی است در حالی که در رأس هر دو مؤسسه نماینده رهبری قرار دارند و جدای این شمار دیگری از اعضای شورای عالی امنیت ملی هم در منصب خود منصوب مستقیم رهبریاند از جمله رییس قوه قضاییه یا رییس ستاد کل یا فرماندهان ارتش و سپاه و دولتیها هم منتسب به رییس جمهوریاند که حکم او را النهایه رهبری امضا میکند.
مهم تر این که این میزان هزینه کردن از رهبری که به دلایل و مصالح امنیتی فعلا نطق و دیدار عمومی ندارند با نقشی که از شورای عالی امنیت ملی انتظار می رود هم در تعارض است.
با این همه به نظر میرسد فشار نامتعارف کنونی مبتنی بر فرض صحت شایعۀ ساخته و پرداختۀ تلویزیون اینترنشنال دربارۀ استعفای رییس جمهوری است که چندی پیش بازتاب داشت تا ملاحظۀ رهبر جدید در موافقت را به این خاطر بدانند. شکل رقیقتر این ادعا را در سخنان محمد جواد اردشیر لاریجانی هم شنیدیم و ازاین رو چه بسا میخواهند رییس جمهوری را به همان سمت یا تقابل سوق دهند حال آن که دأب پزشکیان این گونه نیست و اگر قادر به انجام کاری نباشد اعلام میکند نه آن که از تهدید به استعفا به مثابه ابزار بهره بَرَد.
مع الوصف با هشدار صریحی که میثم مطیعی (مداح) بر زبان آورد و شرح دقیقی که آقای حداد عادل در عین سوگ فرزند ارایه داد قاعدتا این جماعت باید درمییافت از حد گذراندهاند و به مسیر اصلی بازمیگشتند اما گویا چنین قصدی ندارند و به خودزنی و طی طریق در راهی دیگر ادامه میدهد غافل از آن که این رفتار میتواند به تغییری گسترده در مهم ترین پایگاه آنان -مدیریت صدا و سیما- و نیز کنترل تریبون های خیابانی بینجامد اگرچه در این صورت در مجموع ختم به خیر شده است.
سادهانگاری است که تصور کنیم تصمیم دربارۀ جنگ و صلح که سرنوشت کشور و نظام به آن بسته و بر سر مفاد آن یادداشت چکشکاریهای فراوان صورت پذیرفته به تصمیمات و اظهارات هیجانی متصل شود و نهاد شورای عالی امنیت ملی تحتالشعاع قرار گیرد.
از این رو بعید نیست در پی اشارتی یا هشداری از دامن زدن بیشتر بپرهیزند چرا که استمرار آن برای رادیکالها پرهزینه خواهد بود حتی اگر بنای آنها بر واکنش پزشکیان یا قالیباف باشد ولی عجالتا چنین رفتارهایی تنها بازگشایی صحن علنی مجلس را 14 روز عقب انداخته و به اولین یکشنبۀ بعد از تشییع موکول کرده است.