روایتی از سه ماه مفقودی افسر اول کشتی تجاری ایرانی «یس-آدمیرال» نزدیک جزیره سیری در جنگ ۴۰ روزه
بازمانده شب هولناک سیری
خانواده امین ابدی خبرهایی درباره پیدا شدن و بازگشت او به خانه شنیدهاند
آخرین پیام «امین» از آبهای نزدیک جزیره سیری به همسرش در بندر انزلی، حوالی نیمه شب دهم فروردین بود؛ بعد از شلیک هشت موشک به کشتی تجاری «یس-آدمیرال» در آن نیمهشب جنگی، چند نفر از کادر کشتی دیگر به خانه برنگشتند، یکی از آنها «امین ابدی» بود؛ 34 ساله، افسراول کشتی، ناجی 17 خدمه دیگر.
نیمه شب 11 فروردین امسال و در میانه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، هشت موشک به کشتی تجاری «یس_آدمیرال» اصابت کرد. این کشتی از ماهها پیش در آبهای نزدیک به جزیره سیری در جنوب ایران لنگر انداخته و قرار بود برای بارگیری به یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس سفر کند، اما بعد از حمله به کشتی، 17 نفر از خدمه نجات پیدا میکنند و چهار نفر از کادر آن مفقود میشوند: امین ابدی افسر اول کشتی، محمد پور کریم افسر دوم کشتی و دو کادر دیگر به نامهای شفیعی و محمدی. اوایل اردیبهشت امسال خبری درباره پیدا شدن و تشییع پیکر یکی از خدمه مفقود شده به نام محمدپور کریم منتشر میشود و حالا بعد از گذشت سه ماه بیخبری از امین ابدی، خانواده او به هممیهن میگویند خبرهایی درباره زنده ماندن و حضور او در یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دست آورده و منتظرند به زودی به خانه برگردد. پیگیریهای هممیهن برای گفتوگو با خدمه بازمانده کشتی به نتیجه نرسید.
آغاز سه ماه بیخبری
جنگ 40 روزه که آغاز شد، کشتیهای تجاری یکی، یکی در آبهای جنوب لنگر انداختند و خدمه آنها زیر صدای آتش و انفجار، منتظر پایان جنگ بودند. کشتی تجاری ایرانی «یس_آدمیرال» یکی از همین کشتیهای لنگرانداخته در آبهای نزدیک به جزیره سیری بود که تا پیش از شروع حملات، قرار بود برای بارگیری کالا به یکی از کشورهای عربی همسایه سفر کند، اما شرایط منطقه کشتی را در میان دریا متوقف کرده بود. بخشی از کادرکشتی مدتی بعد از شروع جنگ با نیروهای قبلی جایگزین شدند؛ یکی از آنها امین ابدی، افسراول کشتی تجاری «یس_آدمیرال» بود که در روزهای آغاز جنگ در شهر خودش- انزلی- در مرخصی بود، اما یک هفته بعد و در تاریخ 27 اسفند و با وجود همه نگرانیهای خانواده به محل کارش برمیگردد؛ درست همان روزی که پالایشگاهی در عسلویه و یک شرکت کشتیرانی در بندر انزلی مورد حمله قرار میگیرد.
به دلیل شرایط جنگی منطقه و توقف حرکت کشتیها در خلیج فارس،«یس_آدمیرال» همچنان روی آبهای نزدیک جزیره سیری لنگر انداخته و متوقف شده بود. حوالی نیمه شب 11 فروردین که فقط یک هفته تا شروع آتشبس میان ایران و آمریکا باقی مانده بود، هشت موشک به سمت کشتی شلیک میشود؛ بعد از اصابت موشک اول، خدمه کشتی تلاش میکنند آتش را خاموش کنند و جانشان را نجات دهند. بعد از چند دقیقه، موشکهای بعدی به اتاقک اصلی، بدنه و اطراف کشتی در داخل آب اصابت میکند. کشتی «یس_آدمیرال» 21 خدمه داشت که از میان آنها 17 نفر نجات پیدا میکنند و چهار نفر دیگر روی کشتی میمانند: امین ابدی افسر اول کشتی، محمد پورکریم افسر دوم و دو کادر دیگر با نام خانوادگی شفیعی و محمدی. روایتهای رسیده به خانواده امین ابدی نشان میدهد که او برای نجات همکارانش روی عرشه مانده بود اما آسیب جسمی زیادی ندیده بود.
آزیتا ابدی، خواهر امین، به هممیهن توضیح میدهد که برادرش بعد از حمله موشکی به کشتی، به همکاران دیگر برای سوار شدن به قایق نجات کمک میکرد؛ در لحظههایی که دریا طوفانی بود، قایق نجات بعد از پرت شدن داخل آب میچرخد؛ در لحظاتی که جزر و مد به سمت آبهای کشورهای عربی بود و کادر کشتی، امین را روی عرشه میدیدند: «در آن لحظات امکان استفاده از دو قایق نجات کشتی، وجود نداشت و باید قایق بزرگتری به آب انداخته میشد. امین احتمال میداد موشکی دیگر به کشتی اصابت کند، برق آن قطع شود و قایق بین هوا و دریا معلق بماند؛ به همین دلیل تصمیم میگیرد روی عرشه بماند و قایق نجات را به صورت دستی به سمت آب هدایت کند.»؛
امین بعد از نجات خدمه، به دنبال راهی برای رساندن خودش به قایق نجات بود، اما در نهایت خودش و سه نفر دیگر از کادر کشتی نمیتوانند سوار قایق نجات شوند. 17 نفر بازمانده کشتی به سمت لنگرگاه برمیگردند و پنج روز بعد، در حالی که خبری از مفقودیها در دست نبود، یک تیم برای پیدا کردن آنها به سمت کشتی نیمه سوخته در دریا حرکت میکند.
خبر اصابت موشک به کشتی تجاری «یس_آدمیرال» در حوالی جزیره سیری، دو روز بعد از حمله و توسط یکی از آشنایان دریانورد خانواده ابدی به گوش آنها میرسد؛ کسی که او هم همزمان در یکی از اسکلههای جنوب ایران حضور داشته است. تا سه روز بعد از حمله به کشتی، کسی پاسخی به خانواده نمیدهد و آنها نمیدانستند که کشتی غیرنظامی و تجاری، چطور و با چند موشک مورد حمله قرار گرفته و چرا چهار نفر از کادر آن به خانه برنگشتهاند؟
«برای خانواده روشن نیست که چرا بعد از گذشته پنج روز یک قایق به سمت کشتی میرود تا بازماندگان را پیدا کنند. هیچ نشانهای از امین پیدا نمیشود. حتی آثاری از پیکر او؛ چون فقط اتاقک کشتی سوخته بود و بخشی از آن سالم بود. وقتی یک نفر سالم باشد، میداند نباید به طرف آتش برود و خودش را به سمت امن آن میکشاند. کشتی هم تجاری و خالی از بار بود و احتمال انفجار نداشت.» این روایتی است که آزیتا ابدی پیش از شنیدن خبری تازه از برادرش روایت کرده بود. تا آن زمان هنوز کسی به خانواده ابدی توضیح نداده بود که چرا با فاصله پنج روز بعد از حمله، یک تیم برای بررسی ابعاد حمله به نقطهای که کشتی در آن حضور داشت، اعزام میشود؟ در حالی که در این فاصله دریا طوفانی نبوده است.
خانواده امین در پیگیریهای خود تصویری از کشتی دیده بودند که از فاصلهای بسیار دور و حوالی چهار صبح روز بعد از حمله گرفته شده بود؛ آن عکس نشان میداد که دریا و آسمان در آن ساعتها آرام بوده است. خواهر امین تعریف میکند تیم اعزام شده هیچ نشانهای از مفقودیها در کشتی پیدا نمیکنند؛ حتی پیکری که نشان دهد آنها جانشان را از دست دادهاند؛ خبری که آنها را به زنده ماندن امین امیدوار نگهداشته بود. آنها میدانستند که « امین بسیار توانمند و باهوش است. بچه دریا هرگز غرق نمیشود. او به دریانوران آموزش میداد که چطور جانشان را در شرایط دشوار نجات دهند. کسی که اینقدر آگاه است، هیچوقت بی گدار به آب نمیزند. ما مطمئن هستیم امین ما زنده است، اما نمیدانیم چه شرایطی داشته و چه تصمیمی گرفته؟ جریان آب او را به چه سمتی برده است؟» تا پیش از رسیدن خبرهایی درباره زنده ماندن امین ابدی، خانواده احتمال میدادند او به یکی از کشورهای عربی رسیده باشد. حالا خواهر امین میگوید به خانواده آنها اطلاع داده شده که برادرش در ابوظبی، پایتخت امارات، است و اقداماتی برای بازگشتش به کشور در حال انجام است.