| کد مطلب: ۶۳۹۰۹

تنگه برای تنگه و تکرار به جای ابتکار

انگار نزد کسانی خود تنگهٔ هرمز موضوعیت پیدا کرده و این که باید الی‌الابد بسته باشد نه این که یکی از ابزارهای چانه‌زنی ما برای دور کردن خطر جنگ و آزاد سازی پول‌های بلوکه شده بوده است.

تنگه برای تنگه و تکرار به جای ابتکار

سید مصطفی خوش‌چشم، کارشناس صدا و سیما گفته است: «آمریکا ۱۰۰ تا آب‌نبات جلوی تیم مذاکره کنندهٔ ایرانی انداخته تا مروارید ایران را که تنگهٔ هرمز است از آنها بگیرد.»

تمثیل آب‌نبات در مقابل دُرّ غلتان را اول بار مرحوم دکتر علی لاریجانی و دربارهٔ توافق سعدآباد در دولت خاتمی و در رقابت‌های انتخاباتی سال ۸۴ به کار برد منتها برای بیان منظوری دیگر و ۲۱ سال قبل. هنگامی که هنوز شورای نگهبان به صرافت رد صلاحیت او نیفتاده بود!

او 12 خرداد ۸۴ در نطق تلویزیونی گفت: «اروپاییان گفتند در مقابل تعلیق کامل غنی‌سازی اورانیوم به ایران کمک می‌کنیم که به سازمان تجارت جهانی وارد شود در حالی که این دو هم‌وزن هم نیستند. مثل این است که مروارید غلتان بدهیم و آب‌نبات بگیریم.»

چنان که ملاحظه می‌شود اولا اصل تمثیل از آنِ آن شهید است آن هم دربارهٔ توافق سعدآباد در یکی دو سال قبل از آن نطق و قبل از برجام در سال ۹۴ و ابتکار آقای خوش‌چشم نیست.

ثانیا تعلیق غنی‌سازی را با عضویت در سازمان تجارت جهانی هم‌وزن ندانست نه با هر مابه‌ازای دیگر!

اورانیوم غنی شده را به دُر غلتان یا دُر یتیم و عضویت در سازمان تجارت جهانی را به آب‌نبات تشبیه کرده بود نه آن که بگوید در غلتان دادیم و آب‌نبات گرفتیم چنان که مشهور شد.

به عبارت دیگر از پیشنهاد انتقاد کردند و چنان که آقای حسین موسویان در سال ۹۲ و هنگام مذاکرات پیشابرجام یادآور شد آن اظهار نظر هماهنگ شده و به قصد امتیازگیری بود نه برای تخریب.

سوم این که تعبیر توهین‌آمیز «انداختن آب‌نبات» جلوی تیم مذاکره کننده که ریاست آن با رییس مجلس شورای اسلامی و از فرماندهان ارشد و پیشین سپاه پاسداران است هیچ نسبتی با آن گفتار ندارد.

کل قصه و حرف شهید لاریجانی این بود که در قبال تعلیق غنی‌سازی چیز دندان‌گیری باید گیر ما بیاید و صرف عضویت در سازمان تجارت جهانی کافی نیست و این دو هم‌وزن هم نیستند. حالا اما صحبت از رفع تحریم‌ها و آزاد سازی دارایی‌های بلوکه شده و علاوه بر آنها به تصریح آقای قالیباف حفظ جان شیعیان لبنان است. اینها آیا آب‌نبات است؟

بگذریم از این که چند ماه بعد که آقای لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و مسؤول مذاکرات هسته‌ای شد از همان نگاه فاصله گرفت و به خاطر همین آب او با احمدی‌نژاد به یک جو نرفت و کناره گرفت و در سال ۸۷ نماینده و رییس مجلس شد تا مانع تندروی‌های او شود.

در سال ۹۲ هم از حسن روحانی - همان که در نقل تحریف شده آب‌نبات گرفته بود- حمایت کرد و ۹۴ هم تمام‌قد پشت برجام ایستاد و تاوان سنگینی هم برای آن پرداخت و دلیل اصلی رد صلاحیت او در سال‌های ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳ در واقع همین بود نه آن شرح مبتذل که به عنوان دلایل منتشر شد.

تفاوت احمدی‌نژاد در ۲۰ سال قبل یعنی درست در همین روزها و در آغاز تابستان ۸۵ با خوش‌چشم این بود که تعبیر « آب نبات و دُر غلتان» را عینا به کار نبرد و به جای تکرار ابتکار به خرج داد و گفت: گردو را با طلا نباید معاوضه کرد و شکلات را با شیرینی اصلی.

البته اگر قرار بر تمثیلی رساتر بود شعر سعدی از همه گویاتر بود:

ما یوسف خود نمی‌فروشیم

تو سیمِ سیاه خود نگه‌دار

به مرور اما بر مرحوم لاریجانی روشن شد که آموزه دیگر سعدی بیشتر به کار می‌آید:

تدبیر نیست جز سپر انداختن که خصم

سنگی به دست دارد و ما آبگینه‌ای

برجام البته سپرانداختن و تسلیم شدن نبود که اگر بود ترامپ از آن خارج نمی‌شد و به خاطر آن بارها و بارها از اوباما با تندترین الفاظ انتقاد نمی‌کرد. هر چند که در نگاه سعدی سپرانداختن هم یک‌سره منفی نیست:

نه هر جایْ مَرکَبْ توانْ تاختن

که جاها سپرْ باید انداختن

ابیات بعدی اما بیشتر در این گفتار به کار می‌آید چون کارشناس صدا و سیما درصدد عیب‌جویی برآمده:

اَلا ای خردمندِ پاکیزه‌خوی

هنرمند نشنیده‌امْ عیبْ‌جوی

قبا گر حریر است و گر پرنیان

به ناچار حَشوَش بُوَد در میان

تو گر پرنیانی نیابی، مجوش

کَرَم کار فرما و حشوش بپوش

به این معنی که پوشینه‌ای که از حریر و پرنیان باشد هم در میان خود حشوی دارد و باید پوشانده شود نه آن که تنها به آن بپردازند.

حالا یک بار دیگر قصه را روی دور تند مرور می‌کنیم تا آقای خوش‌چشم به شیوه خردمندان پاکیزه خوی سخن بگوید نه چونان عیب‌جویان و دست کم ابتکاری به خرج دهد و کپی‌رایت مرحوم لاریجانی را رعایت کند:

نخست این که آن تمثیل ناظر به پیشنهاد عضویت در WTO در قبال تعلیق غنی‌سازی بود نه آن که اتفاق افتاده باشد.

دوم. دیگر آن تمثیل را تکرار نکرد چون خود مسوول پرونده هسته‌ای شده بود.

و سوم: لغو محاصره دریایی و رفع تحریم‌ها و امکان عرضهٔ نفت در بازارهای رسمی و دور کردن خطر جنگ از ایران و لبنان آب‌نبات نیست و خود چه بسا عین دُر غلتان باشد.

درباره تنگه هم باز بودن آن به معنی از دست دادن آن نیست کما این‌که در تمام سال‌های قبل باز و در اختیار بوده است.

روزگاری این بحث درگرفته بود که حکومت،‌طریقیت دارد یا موضوعیت. به این معنی که وسیله‌ای است برای اجرای عدالت یا خود حکومتْ هدف است؟

حالا انگار نزد کسانی خود تنگهٔ هرمز موضوعیت پیدا کرده و این که باید الی‌الابد بسته باشد نه این که یکی از ابزارهای چانه‌زنی ما برای دور کردن خطر جنگ و آزاد سازی پول‌های بلوکه شده بوده است.

هنر برای هنر یا هنر برای زیبایی را تخطئه و نفی می‌کنند و می‌گویند هنر باید در خدمت یک آرمان و هدف باشد اما به تنگه که می‌رسند به تنگه برای تنگه قایل‌اند و انگار نه انگار که تاب‌آوری مردم حدی دارد و تنگه باید ابزاری برای اهداف بزرگ‌تر باشد.

البته چه نیاز به این استدلالات و احتجاجات، وقتی رییس جمهور پزشکیان به صراحت و بی‌لکنت گفته است: ما چهل پنجاه روز یک بشکه نفت هم نتوانستیم صادر کنیم.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید

مطالب ویژه
دیدگاه

ویژه سیاست
  • مهم‌‌ترین کاری که حسین‌بن‌علی -علیه‌السلام- انجام داد، تن‌ندادن به"بیعت اجباری" بود و بهتر است این عبارت را به این…

  • عده‌ای، پاک‌کردن صورت مسئله را تنها راه مقابله با مسئله می‌دانند و نتیجه‌اش هم انباشت کوهی از مشکلات و گرفتاری‌ها برای…

  • حسین و خاندان و یارانش قربانی قدرت شدند، قدرتی یکجانبه از طرف امویان که دستگاه خلافت را از ابزاری برای اقامهٔ قسط و…

آخرین اخبار
وب گردی